Monday, November 13, 2006

پیروزی دمکرات هاو شادمانی مشهدی عبادها


پیروزی دمکرات هاو شادمانی مشهدی عبادها


ـ پیش از انقلاب، هر ساله فیلمی در یکی از سینماهای شهر تبریز"که چون نامش رادرست بیادندارم وبرای پرهیز از اشتباه نامی نمی آورم" به نمایش در می آمد که نمایش هر ساله اش خود به سنتی دوست داشتنی در این شهر تبدیل شده و بسیاری ار مردم هر ساله آنرا ديده ولی باز هم همه ساله چشم براه نمایش آن بودند و گویا از دیدن آن سیر نمی شدند! نام فیلم "مشهدی عباد" بود که به زبان روزمره، مردم آنرا"مشدی عباد" می نامیدند. فیلم به زبان ترکی و ساخت آذریایجان شوروی بود و داستانش در باره ملایی بود که از ملایی تنها لباسش را داشت(همآنگونه که اکنون تا بخواهید ما از این دست ملایان داریم و اگر در هر زمینه کمبود داشته باشیم، در این زمینه خوشبختانه به مبارکی وجود "ام القرای اسلام ناب محمدی"، کمترین کمبودی نداشته و چنین ملایانی در ایران امروز همچون قارچ از زمین روییده اند). مشدی عباد همه سر حریف بود و چنانکه دانیددر پشت پرده "آن کار دیگر می کرد" و فیلم چهره حقیقی او را به نمایش می گذاشت. فیلم کمدی موزیکال بود و یکی از زیباترین سکانس های آن، پایکوبی وآواز طنز آمیز ویژه خود مشدی عباد بود که در اوج شادمانی اش شکل می گرفت و به راستی به ریش دنیا و مردم ساده دل خوش باور می خندید.
پیروزی دموکراتها در آمریکا، این روزها "مشدی عباد ها" ی ایران را به پایکوبی آورده است! رهبر معظم به پایکوبی پرداخته و در بیانات همچون همیشه تاریخی و بی مانند خود، آن را "پیروزی بارز ملت ایران"(بخوانید آدمکشان در "جمهوری" اسلامی) نامیده است. کسی که از ماهیت این رژیم قلابی و نیرنگ باز کاملن آگاه است، ازاین سخنان بی پایه و بی مایه کمترین شگفتی به خود راه نمی دهد. وارونه نمایی و پاک کردن اصل صورت مسئله، شیوه همیشگی رهبر معظم و حکومت اسلامی بوده است. رهبر معظم به همین زودی فراموش کرده است که در آغاز انقلاب، امام راحل، او، رفسنجانی و رفقایشان، چگونه با جمهوری خواهان آمریکا بر علیه همین دموکرات هایی که امروز از پیروزی آنها به وجد آمده اند، بر سر گروگانهاو برای شکست همین دموکرات ها، به معامله پرداختند که به یکی از ننگین ترین زدو بندهای تاریخ تبدیل شده و بنام"ایران گیت" نامیده شد که نیازی به شرح بیشتر نداشته و همه از آن با خبر هستند. ولی مهمترین جنبه این " پاک کردن ها"ی صورت مسئله، پنهان کردن آشکار و روشن بخش مهم دیگر این رویداد است و آن احترام به رأی مردم و انتخابات حقیقی برآمده از وجود مردمسالاری (دموکراسی) در آمریکا است. اگر قرار است از پیروز این میدان نام برده شود همآنا پیروزی بزرگ برای مردمسالاری است نه آدمکشان در حکومت اسلامی! آیا در آمریکا رهبر معظمی وجود داشت که با ریا کاری و بهره برداری ازلشگر جرار شورای نگهبان، سپاه و بسیج و با هزینه میلیون ها دلار، رأی سازی کرده و بنام انتخابات، که در سیستم ولایت فقیه اصولن مفهومی نداشته و یک پوسته نمایشی و فریب کارانه بیش نیست، کسانی را که خود می خواهد از جعبه مارگیری خود بیرون بیاورد؟ پرسش بنیادی این است که رژیمی که رهبر، مجلس، رئیس جمهور، دولت و پارلمانش قلابی است و بر گزیده مردم نیستند، چگونه به خود جرأت می دهد حتا در این باره سخن بگوید؟ سردمداران حکومتی که مردم در آن کمترین آزادی در گزینش شدن و گزینش کردن نداشته و رهبر معظم و گروهی از ملایان، آنها نیز گزیده رهبر، برای مردم تعین تکلیف کرده و حتا پس از آن نیز در رأی ها دست برده تا مهره های کاملن خودی را پیروز گردانند(داستان به نمایندگی رساندن همین حداد عادل رئیس کنونی مجلس در مجلس پیشین و گزینش قلابی و ساختگی او به رهبری مجلس کنونی راکه دیگر کودکان دبستانی ایران نیز می دانند)، اگر در این گونه زمینه ها سخن نگویند بسیار به سودشان تمام شده و چنین رسوا نمی شوند.
2 ـ یک رویدار بسیار مهم دیگر انگیزه شده است که با زیر پا نهادن همه راستی و درستی ها وبی آنکه کمترین اشاره ای به شیوه انتخابات آزاد در آمریکا بکنند، از پیروزی دموکرات ها در آمریکا چنین هیاهو به راه انداخته و آن را پی گیری کنند. آن رویداد دیگر که سبب شادی همه آزادیخواهان جهان شده و ضربه سهمگینی به "جمهوری" اسلامی و سیستم تباه و آلوده ولایت فقیه وارد نموده است، دستور دادگاهی در آرژانتین برای پی گشت و دستگیری هاشمی رفسنجانی و 8 تن دیگر از آدمکشان "جمهوری" اسلامی به جرم جنایت بر علیه بشریت است. آدمکشانی که تنی چنداز آنها هم اکنون در لانه رهبری رایزن او هستند. رویدادی که رهبر، رفسنجانی و دیگر جانیان را به لرزه در آورده است. این دستور جهانی دستگیری نشان می دهد آدمکشان به هر نیرنگی وبه هر تلاشی برای پنهان کردن چهره حقیقی خود دست بزنند، نمی توانند ازچنگال دادگری بگریزند و سر انجام روزی با رسوا یی گرفتار آمده و به سزای جنایت هایشان خواهند رسید. علی خامنه ای نیز خود می داند که اگر زنده بماند، هیچ گریزی از این راه وگرفتاری در چنگال آهنین دادگری نخواهد داشت و خون ریخته شده هزاران بیگناه روزی او را در کام خود فرو حواهد کشید.
3 ـ کانال 1 تلویزیون سوئد، چند شب پیش(پنجشنبه، 9 نوامبر 2006، ساعت 10 شب) گزارشی پخش کرد که آگاهی های داده شده درآن، برای آینده ما ایرانیان، میهن ما وآنچه امکان دارد روی بدهد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این گزارش در باره اسرائیل و تهدیدهای بنیادگرایان درحکومت اسلامی از آن میان احمدی نژاد، رئیس جمهور روانی گزیده رهبر، و برنامه هایی بود که اسرائیل خود را برای بکار بردن آن آماده نموده است. دیدن این گزارش می بایست سبب نگرانی جدی هر ایرانی آزادیخواه و ضد جنگ و خونریزی شود. این گزارش نشان می داد که اسرائیل سال ها با چه تکنیک بسیار پیشرفته و دقت و موشکافی ای، دیوانه سری های خشک مغزان در حکومت اسلامی برای دست یابی به بمب اتم را پی گیری نموده و چگونه با بهره وری از کارشناسان فراوانی که در زمینه های گوناگون و به ویژه نظامی دارد، برنامه ریزی نموده است که حتا به تنهایی و بی یاری اروپا و آمریکا، در زمان لازم پایگاه های هسته ای ایران رانابود کند. آنها به روشنی می گفتند که حکومت اسلامی را تهدیدی جدی نه تنها برای اسرائیل که برای بشریت و همه جهان دانسته و دست یابی حکومت اسلامی به بمب اتم را برای خود مسئله مرگ و زندگی دیده و نا شدنی است که در زمان لازم، آنی در نابود کردن این تاسیسات به خود دودلی راه بدهند. آنها چنان از برنامه ریزی، جنگ افزارها و تکنیک پیشرفته خود مطمئن هستند که با اعتماد کامل به خود از پیاده کردن مو به مو وسد درسد نقشه نظامی خود گفته و آن را کاری شدنی و آسان برای ارتش خود می دانستند با آنکه از خطر های واکنش حکومت اسلامی نیز با خبر بوده و از هم آکنون پیش بینی نموده اند که باید از جان و هستی همه یهودیان در سراسر جهان نگاهبانی و نگاهداری کنند. آگاهی های آنها بسیار همه جانبه بوده و از همه پایگاه ها ی هسته ای و ساخت های زیر زمینی حکومت اسلامی، عکس های هوایی دقیق در دست داشتند. آنها از رذالت سردمداران حکومت اسلامی که حتا برخی از این پایگاه های پنهان را در مرکز های مسکونی و پر جمعیت ساخته اند نیز با خبر بوده و از هم اکنون نیز می گقتند که چاره ای جز زدن این پایگاه ها نداشته که گمان آسیب های انسانی بالایی خواهد داشت.
شادی و هیاهوی علی خامنه ای و دیگران در حکومت اسلامی مردم فریبی و خود فریبی ای بیش نیست. آنها حتا اگر دلخوش باشند که با بهره وری از پیروزی دموکرات ها در آمریکا، به آرزویشان رسیده و برای گرفتن تضمین امنیتی از آمریکا در به کار نبردن کوشش برای سرنگونی آنهابا دادن همه گونه باج و رشوه ای به پای میز گفت وگو رفته و به سازش کلی نیز دست بیابند، با اسرائیل چه خواهند کرد که تنها خواب و گمان است اگر حتا با فشار آمریکا نیز اتمی شدن ملایان را بپذیرد.
ما مردم ایران باید در اندیشه فردای هولناک خود باشیم. این رژیم نادان و نیرنگ باز برای ماندگاری خود و اجرای خواب و گمان های کودکانه خود در رهبری منطقه و حتا جهان! که همه را به روشنی از دهان رهبر و احمدی نزاد می شنویم، کمر به نابودی ایران و مردم ایران بسته است. این رژیم با زور و قلدری و با به باد دادن اندوخته های ملی، آزادی، امنیت، پیشرفت(پیشرفت را تنها در بکار گیری دانش دیگران برای مونتاژ و بهره برداری ازتکنیک های فرسوده نظامی روسیه و کره شمالی و... به دین ترتیب فرآوری موشک و بمب دیده است)نان، کار، مسکن و یک زندگی شرافتمندانه را از مردم ایران گرفته است و با همه نیروی خود کوشش می کند آن را به "انرژی هسته ای حق مسلم ما است" تبدیل کند. ما راهی جز کنار گذاشتن حتا کوتاه زمان اختلاف ها، دوری از گروه گرایی ها و خود خواهی ها و سازماندهی، برنامه ریزی دقیق و آماده سازی خود برای پیش گیری از فاجعه نداریم. هم میهنان فردا دیر است، امروز باید
کاری کرد
کوروش گلنام
یکشنبه 21 آبان 1385 ـ 12 نوامبر 2006

متهمان پرونده هفته نامه «مهر زنجان» مجرم!! اما مستحق تخفيف هستند

متهمان پرونده هفته نامه «مهر زنجان» مجرم!! اما مستحق تخفيف هستند
دادگاه رسيدگي به اتهامات هفته نامه مهر زنجان به رياست كاظمي‌زاده و با حضور هيات منصفه مطبوعات برگزار شد. اداره اطلاع رساني قوه قضاييه خبر داد: غلامحسين جليل‌خاني، مديرمسوول و صاحب امتياز هفته نامه مهر زنجان به اتهام تبليغ عليه نظام جمهوي اسلامي، رضا قاسم‌پور سردبير و طوماري دبير صفحه سياسي به اتهام مشاركت در تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي، در جايگاه متهم، از خود دفاع كردند. بنا به اين گزارش، متهمان پرونده، درج مقاله در صفحه سياسي نشريه مهر زنجان را كه موجب شكايت مدعي‌العموم و يكي از ارگان‌هاي نظامي شده است، سهل‌انگاري و غيرعمد عنوان كردند. اعضاي هيات منصفه مطبوعات در پايان با بررسي اظهارات متهمان پرونده، وارد شور شد و نامبردگان را مجرم اما مستحق تخفيف شناخت



دانشجويان ستاره‌‏دار فردا مقابل وزارت علوم تجمع مي‌‏كنند

دانشجويان ستاره‌‏دار و ردصلاحيت‌‏شده در آزمون كارشناسي ارشد، فردا در مقابل وزارت علوم تجمع مي‌‏كنند. مهدي اميني‌‏زاده، عضو شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي كه خود يكي از اين دانشجويان است گفت: دانشجويان ستاره‌‏دار در اعتراض به عدم رسيدگي به وضعيت ردصلاحيت آنها فردا در مقابل وزارت علوم تجمع مي‌‏كنند

Sunday, November 12, 2006






نامه چند سازمان سياسی به پارلمان اروپا و آلمان در مورد کوروش زعيم

رئيس پارلمان اروپا
Mr. Josep Borrell Fontelles رئيس هيئت ايرانی پارلمان اروپا
Mrs. Angelika Beer رئيس کميسيون حقوق بشر در پارلمان آلمان
Dr. Herta Däubler-Gmelin رئيس کميسيون روابط خارجی پارلمان آلمان
Dr. Jur. Ruprecht Polenz سخنگويان فراکسيونهای پارلمانی در پارلمان اروپا
خانم ها و آقايان محترم، همزمان با توجه جهانيان به مسائل مربوط به تکنولوژی هستهای و متوقف نمودن غنيسازی اورانيوم در ايران، دست اندازی حکومت به حقوق مدنی و انسانی ايرانيان، شکنجه و آزار مخالفين نظام در ابعاد نگران کنندهای گسترش يافته است. کوروش زعيم، نويسنده و پژوهشگر، و عضو شورای مرکزی جبهه ملی ايران، از روز ٢٨ مهر ١٣٨٥ به اتهام «اقدام عليه امنيت ملی و نشر اکاذيب» بازداشت و در زندان اوين به سر می برد. واقعيت اين است که آقای زعيم از مبارزين برجسته جبهه ملی ايران در زمينههای دفاع از حقوق بشر و دموکراسی در ايران بوده و همواره از بی کفايتی زمامداران نظام در اداره کشور و سياست مقابله جويانه هستهای آن انتقاد نموده است. ما دستگيری آقای کورش زعيم را در تداوم سياست هايی ميدانيم که پس از انتخاب آقای احمدی نژاد به سمت رياست جمهوری با سانسور مطبوعات آغاز و با اخراج رشنفکران انتقادی از مشاغل دانشگاهی، سرکوب فرهنگهای نا متعارف دينی و اقليتهای مذهبی، فيلتر کردن سايتهای فرهنگی و ملی، ممنوعيت دستيابی آزاد به رسانههای سمعی و بصری، تصويب قانون پوشاک اجباری و ممنوعيت فعاليت سياسی برای دگرانديشان ادامه يافته بود. ما سازمانهای سياسی امضا کننده از شما تقاضا داريم که با توجه به اختناق حاکم و نقض مداوم حقوق بشر در ايران از تمام توان نهادها و همکاران خود برای آزادی کورش زعيم و ديگران زندانيان سياسی و عقيدتی ايران اقدام نمائيد
. با احترام جبهه ملی ايران (اروپا و آمريکا) جمهوری خواهان ملی ايران اتحاد جمهوريخواهان ايران سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) ۸ نوامبر ۲۰۰۶

Thursday, November 09, 2006

از مجموع 1441 نفر داوطلب عضویت در شورای شهر تهران 191 رد صلاحیت شده اند


از مجموع 1441 نفر داوطلب عضویت در شورای شهر تهران 191 رد صلاحیت شده اند

"پرویز سروری" عضو هیات عالی نظارت استان تهران اعلام کرد صلاحیت زریبافان دبیر دولت که برای انتخابات شورای شهر تهران ثبت نام کرده بود، تائید شده است . پرویز سروری گفت: صلاحیت مسعود زریبافان، دبیر دولت و عضو فعلی شورای شهر تهران برای انتخابات شوراها تائید شده و نام وی در فهرست تائید صلاحیت شدگان این دروه انتخابات شوراهای اسلامی شهر تهران قرار گرفته است.وی خاطر نشان کرد : چهره های شاخص اصلاح طلبان و اصولگرایان که در انتخابات شورا ها ثبت نام کرده بودند، همگی تایید صلاحیت شدند . سروری، در این راستا از تایید صلاحیت "محمد علی نجفی" وزیر سابق آموزش و پرورش ، "احمد مسجد جامعی" وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی ، "اسحاق جهانگیری" وزیر سابق صنایع ، "معصومه ابتکار" معاون سابق رئیس جمهور و رئیس سابق سازمان محیط زیست، "اشرف بروجردی" معاون اجتماعی سابق وزیر کشور و "ابراهیم اصغرزاده" عضو سابق شورای شهر تهران خبر داد . این عضو هیات عالی نظارت استان تهران اعلام کرد : از مجموع 1441 نفر داوطلب عضویت در شورای شهر تهران 191 رد صلاحیت شده اند . براساس این گزارش ، شنیده ها حاکیست، صلاحیت "الهه راستگو" دبیر کل جمعیت ایران فردا برای شرکت در انتخابات شوراها رد شده است

حذف مجازات سنگسار از قوانین ایران



حذف مجازات سنگسار از قوانین ایران

فراخوان کمپين بين المللي قانون بي سنگسار
براي حمایت از حذف مجازات سنگسار از قوانین ایران پنج شنبه 2 نوامبر 2006
کمپين قانون بي سنگسار با هدف تغيير قانون مجازات اسلامي به گونه اي که ديگر هيچ حکم سنگساري صادر و اجرا نشود، رسما کار خود را آغاز کرد. در ارديبهشت 85، در پي انتشار غيررسمي خبر سنگسار يک زن و يک مرد در مشهد، جمعي از فعالان جنبش زنان به فکر افتادند تا براي لغو قانون سنگسار فعاليتهايي را آغاز کنند. با وجود انکار مقامات رسمي، تحقيقات فعالان جنبش زنان ثابت کرد خبر سنگسار در بهشت رضاي مشهد صحت داشته است. وقتي در مرداد ماه 85، به اشرف کلهري، محکوم به سنگسار در زندان اوين ابلاغ شد که حکم رجم تا 15 روز ديگر به اجرا در مي آيد، جمع کثيري از فعالان جنبش زنان، در نامه اي به رييس قوه قضاييه خواستار توقف اجراي حکم اشرف کلهري شدند و همزمان از وي و نمايندگان مجلس خواستند قوانين مربوط به مجازات سنگسار را لغو کنند
از سوي ديگر اعضاي شبکه وکلاي داوطلب در جستجوي دو ماهه خود 9 زن و 2 مرد را در زندانهاي مختلف ايران يافتند که به سنگسار محکوم شده بودند و پرونده هاي برخي از آنان وضعيت بحراني داشت. وکلای هفت زن محکوم به سنگسار، با ارسال نامه ای به رییس قوه قضاییه، ضمن اعلام نگرانی نسبت به سرنوشت موکلانشان، خواستار تغیییر قانون شدند. بدينسان، با تصميم جمعي از فعالان جنبش فرامليتي زنان، برخي از فعالان جنبش زنان در ايران، سازمانهاي غيردولتي زنان و شبکه وکلاي داوطلب، کمپين بين المللي "قانون بي سنگسار" آغاز شد
هدف اين کمپين تغيير قانون مجازات اسلامي به گونه اي است که ديگر هيچ حکم سنگساري صادر و اجرا نشود
اطلاعات بيشتر درباره کمپين و اعضاي آن را مي توانيد اينجا بخوانيد
اعضاي کمپين بين المللي "قانون بي سنگسار" بدينوسيله از همه فعالان جنبش زنان در ايران، فعالان فرامليتي جنبش زنان، فعالان حقوق بشر در ايران و سراسر جهان و تمامي زنان و مردان معتقد به حقوق بشر درخواست مي کنند با امضاي دادخواست (پتيشن) اين کمپين مخالفت خود را با اجراي چنين مجازات غير انساني اعلام کنند و از تمامي کساني که مي شناسند بخواهند با امضاي دادخواست به اين حرکت جهاني بپيوندند
منبع : سایت تغییر برای برابری

Sunday, November 05, 2006

مرگ با چوبه دار


دادگاه عالي عراق امروز سرانجام اولين حكم خود را در رابطه با صدام صادر كرد كه به موجب اين حكم صدام در پرونده‌ي الدجيل گناهكار شناخته شده و به "مرگ" با چوبه دار محكوم شده است
محاكمه‌ي صدام در حالي در تاريخ ‌٢٧/٠٧/٨٤ آغاز شد كه وي در تاريخ ‌‌١١/ ‌‌٤/ ‌‌٨٣ در اولين جلسه‌ي دادگاه قضايي عراق حاضر شد و تفهيم اتهام گرديد
نزديك به ‌‌٥٠٠ اتهام عليه صدام مطرح شده است اما مقامات دادگاه تصميم گرفتند تنها در ‌‌١٢ مورد صدام را محاكمه كنند كه در اين ميان اشاره به حمله به ايران نشده است
دادگاه موارد كلي اتهامي صدام را اينگونه برشمرد: آزار و شكنجه‌ي زندانيان، مصادر اموال، تجاوز به نواميس مردم، جرايم انساني و غير اخلاقي، محروم كردن مردم از حقوق قانوني‌شان، دستگيري و ترور نخبگان علمي و ديني، جنايات مربوط به حلبچه و كشتار عشيره بارزاني، جنگ عليه ايران، سركوبي قيام شيعيان و كردها در سال ‌١٩٩١، از بين بردن زير بناي اقتصادي عراق، ربودن ثروت‌هاي ملي، فساد اخلاقي، مالي و اداري
اولين پرونده‌ي رسيدگي به جنايات صدام، كه امروز (يكشنبه) حكم نهايي آن صادر شد، پرونده‌ي الدجيل بود
قتل عام الدجيل در سال ‌١٩٨٢ اتفاق افتاد و طي آن ‌١٤٨ نفر از اهالي اين شهر به دستور صدام كشته شدند
دجيل شهري است در ‌‌٥٠ مايلي شمال بغداد كه به عنوان يكي از مراكز فعاليت اپوزيسيون در زمان قدرت صدام مطرح بود. مصاحبه با شاهدان عيني قتل‌عام ‌١٤٨ نفر از ساكنان اين شهر از زمان سقوط صدام به اين سو از جمله مصاحبه مه ‌‌٢٠٠٣ بوسيله آسوشيتدپرس زواياي اين جنايت را بيشتر مشخص كرده است. در سال ‌‌١٩٨٢ اين شهر به عنوان يكي از مراكز مهم فعاليت حزب شيعي الدعوه بود كه با جنگ صدام عليه ايران مخالفت جدي مي‌كرد. زماني كه صدام و همراهان او در ‌‌٨ ژوييه ‌‌١٩٨٢ براي شركت در اجلاسي وارد دجيل شدند، مردان مسلح حزب الدعوه به روي صدام و همراهان وي آتش گشودند به طوري كه درگيري بين آنها ساعت‌ها طول كشيد
در نهايت اين هلي‌كوپترهاي نظامي و تانك‌هاي ارتش عراق بودند كه توانستند صدام و همراهان او را از خطر مرگ برهانند
پس از اين واقعه پليس مخفي عراق خانواده‌هاي اين شهر را يكجا جمع كردند، درختان ميوه، باغات و خانه‌ها را تخريب كردند و حدود ‌‌١٥٠ نفر از اهالي شهر از جمله نوجوانان را پس از يك محاكمه صوري اعدام كردند
در پرونده‌ي الدجيل علاوه بر صدام، طه ياسين رمضان، معاون سابق رييس جمهور عراق، عواد حمد بندر، قاضي دادگاهي كه براي برخي قربانيان در حكومت حزب بعث حكم مرگ داده بود، برزان ابراهيم التكريتي، برادر ناتني صدام و چهار متهم ديگر به نام‌هاي عبدالله الرويد، مزهر عبدالله، علي دايح و محمد عزاوي كه در كشتار مردم الدجيل با رژيم صدام همكاري كردند، متهمان اصلي بودند
دادگاه‌هاي صدام كه تاكنون در آنها پرونده‌ي الدجيل و الانفال بررسي شده است، با فراز و نشيب‌هاي بسيار و تغييرات گوناگوني همراه بوده است. اولين قاضي دادگاه "رزگار محمد امين" از كردهاي عراق بود كه پس از چند جلسه به دليل آنچه دخالت دولت در كارش و مسائل شخصي ناميد، استعفا كرد. با استعفاي وي قاضي رئوف رشيد عبدالرحمن انتخاب شد كه وي نيز از اهالي حلبچه عراق بود. رسيدگي به پرونده‌ي الدجيل ‌٤٠ جلسه طول كشيد
در اين جلسات خليل الدليمي، رياست تيم دفاعي را برعهده داشت و در تيم دفاعي رمزي كلارك، دادستان آمريكا در دهه‌ي‌١٩٦٠ و گروهي حدودا ‌٢٠ نفره از وكلاى عرب و غير عربى حضور داشتند. هم‌چنين چند تن از وكيلان مدافع تيم دفاعي در جريان برگزاري جلسات ترور شدند
جعفر الموسوي نيز دادستاني دادگاه صدام را برعهده داشت
اصلي‌ترين جنايات صدام به قرار زير است
‌‌١٦ ژوئيه ‌‌١٩٧٩، زمان كوتاهي پس از به قدرت رسيدن، ‌‌١٥ تن از سران حزب بعث به اتهام جاسوسي عليه وي توسط جوخه‌ي مرگ اعدام شدند؛
‌‌٢٢ سپتامبر ‌‌١٩٨٠، تهاجم نيروهاي عراقي به ايران و آغاز جنگ هشت ساله عليه ايران كه بيش از يك ميليون كشته برجاي گذاشت. حمله‌ي شيميايي به ايران و كشتن بيش از هزار تن در سال ‌‌١٩٨٣، اقدام عليه قبيله‌ي كرد بارزاني به بهانه‌ي كمك به ايران و كشتن ‌‌٨٠٠٠ كرد و ايجاد گور دسته جمعي؛
‌‌٨٨-1986، حمله‌اي با عنوان انفال كه شامل حملات شيميايي عليه كردها و كشتن بيش از ‌‌١٨٠ هزار تن شد؛
‌‌٢٨ مارس ‌‌١٩٨٨، حمله‌ي شيميايي به شهر كردنشين حلبچه و كشتن بيش از ‌‌٥٠٠٠ تن و ‌‌٢ اوت ‌‌١٩٩٠، دستور حمله به كويت، شليك موشك‌هاي اسكاد به عربستان سعودي، شكنجه و اعدام صدها كويتي و آتش زدن چاه‌هاي نفت كويت؛
‌‌١٩٩١، كشته شدن بيش از ‌‌٦٠ هزار تن در سركوب شيعيان در جنوب عراق و كردها در شمال عراق در آستانه‌ي جنگ خليج فارس؛
‌‌٢٠ فوريه ‌‌١٩٩٦، قتل دو دامادش پس از بازگشت از اردن

Thursday, November 02, 2006




بيست وشش روز از بازداشت کيانوش سنجری گذشت
مادر سنجري تظلم خواهي مي کند

کارزار آزادی کيانوش سنجری : با خبر شديم مادر کيانوش سنجري در حال نوشتن نامه اي به رياست قوه قضاييه است.مادر سنجري با ابراز نگراني از وضعيت فرزندش ديروز براي چندمين بار به زندان اوين مراجعه کرد و بار ديگر موفق به ديدارکيانوش نشد.سازمان عفو بين الملل نيز با انتشار اطلاعيه اي اعلام کرد کيانوش سنجري وبلاگ نويس وفعال حقوق بشري در هفتم اکتبر در حين ارسال گزارش از درگيري هاي مقابل منزل آيت الله سيد حسين کاظميني بروجردي بازداشت شده است . عفو بين الملل با تاکيد بر اينکه مشخص نيست سنجري در چه مکاني نگهداري مي شود نگراني شديد خود را در مورد وضعيت نامناسب احتمالي وخطر شکنجه شدن وي اعلام کرد.عفو بين الملل مي افزايد سنجري بارها بازداشت شده است و زماني که 17 سال بيشتر نداشت در جريان تجمعي در جولاي 1999 که در اعتراض به توقيف روزنامه سلام برپا شده بود بازداشت و ماه ها در سلول انفرادي نگهداري شد.فعالين حقوق بشر در ايالات متحده نيز با ابراز نگراني از وضعيت سنجري و تاکيد بر بيانيه عفو بين الملل خواهان آزادي وي شدند و از کارزار آزادي سنجري خواستند براي سران نظام جهموري اسلامي از جمله آيت الله سيدعلي خامنه اي رهبر جمهوري اسلامي ، محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري اسلامي، حداد عادل رئيس مجلس و محسني اژه اي وزير اطلاعات وضعيت سنجري را تشريح و خواهان آزادي وي شود

Tuesday, October 31, 2006

اعتراض دفتر تحکیم وحدت دفتر تحكيم وحدت در خصوص تداوم روند اخراج اساتید




اطلاعیه روابط عمومی دفتر تحكيم وحدت در اعتراض به تداوم اخراج اساتید و ایجاد مانع در برابر فعالیتهای آزاد آکادمیک در ایران
دانشگاه مهمل آزاد اندیشی و استاد ، راهبر آزادی است. دانشجو تشنه علم و خرد و استاد چشمه آگاهی است . دریغ که سالها و بلکه قرنهاست که رکود خرد ورزی حکم راننده بر محافل علم است . آن زمان که شاهان صفوی عالم شیعی را مزد بگیر دربار ساختند؛ پی ریز مرگ تفکر بودند. و آن روز که انقلابیون 57 در کوس انقلاب فرهنگی نواختند به سنت صفوی بازگشتند. دانشگاه مظهر علم مدرن و جایگاه کسب آگاهی است، پس دشمن استبداد و سنت معرف استبداد است. بی مراد نیست سخن از بیداد سکولاریسم راندن و بر ساحت دانشگاه تاختن . هدف خاموشی دانشگاه به عنوان مرکز نقد آکادمیک بر اعمال حاکمان است

از این رو دانشگاههاي كشور عرصه تاخت و تاز خردستيزان گرديده و استاد و دانشجو با هم مورد مهروزی واقع شده اند . دانشجو حکم و ستاره می گیرد و استاد بی واحد می شود و نهایتا اخراج. اساتيد مستقل به اجبار بازنشسته مي گردند، دانشجويان منتقد از حق ادامه تحصيل محروم مي گردند وكانونهاي فرهنگي ،شوراهاي صنفي و انجمنهاي اسلامي بسياري در سراسر كشور تعليق و منحل مي شوند

در ادامه اين اقدامات بي خردانه ، دوتن از اساتيد سرشناس كشور آقایان دكتر محسن كديور و دكتر سعيد حجاريان مورد مهروزي دولت كج انديش نهم قرار گرفته اند. آقاي دكتر حجاريان از حق تدريس محروم گشته اند و دكتر محسن كديور با مشكلاتي در عرصع آموزش و پژوهش مواجه گرديده اند. دفتر تحکیم وحدت ضمن محكوم كردن این گونه اقدامات خردستيزانه دولت ، بار ديگر هشدار می دهد كه سكوت و كم تحركي نيروهاي سياسي، آينده تاريكي را براي كشور رقم خواهد زد. اين اقدامات در اصل بخشي از پروژه انقلاب فرهنگي دوم است، لذا بر همه فعالان سياسي وفرهنگي كشور لازم است كه با تشکیل جبه فراگیر و دفاع از دانشگاه در مقابل اقدامات تنگ نظرانه و قرون وسطايي ايستادگي نمايند

روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت
آبان 1385




گزارشی از وضعیت بند 209 وزارت اطلاعات


قابل توجه سازمانها و مجامع مدافع حقوق بشر


بند 209 زندان اوین، از جمله بندهایی است که زیر نظرمستقیم وزارت اطلاعات بوده و هیچ مرجعی از قوه قضائیه تا سازمان زندانها، اجازه سرکشی به آنجا و بررسی وضعیت آن را ندارد( توضیح اینکه: یک روز پیش از مرگ اکبر محمدی در زندان، نمایندگان مجلس مجوز بازدید از این بند را بدست نیاوردند).به همین دلیل زندانیان نگهداری شده در این بند که عموما زندانیان سیاسی- امنیتی هستند نامشان در لیست زندان ثبت نشده و در اکثر موارد خانواده های این افراد به مدتهای طولانی از وضعیت زندانیان خود بی اطلاع هستند
سالن 1 این بند، بند زنان را شامل میشود که فعالین زن پس از بازداشت به آنجا منتقل میشوند. و از آنجا که گنجایش این بند کم بوده و دارای 7 سلول است، پس از بازداشت گسترده در جریان تجمعات، مسئولین زندان ناچار به نگهداری چند نفر در یک سلول میشوند که گاهی تعداد این افراد به 6 نفر نیز میرسد. این در حالی است که هیچ گونه امکانی جهت تهویه در سلول موجود نبوده و افراد امکان هیچ نوع حرکتی را ندارند
در سایر بندهای این بازداشتگاه، زندانیان سیاسی به مدتهای گاه تا چندین ماه در سلولهای انفرادی نگهداری میشوند و تحت بازجوییهای طولانی مدت قرار دارند. زندانیان به مدتهای طولانی از نور آفتاب و هوای مناسب محروم بوده و هواخوری آنان نیز یک اتاق دربسته میباشد که به چند گلدان مزین شده است
دیوار سلول، رنگ سبز روشن است که در بعضی موارد برای زندانیان بسیار آزار دهنده میباشد و از نظر روحی تاثیرات مخربی بر روان زندانی باقی میگذارد ، و روشنایی سلول بوسیله یک لامپ مهتابی است که به صورت 24ساعت در سلول روشن است
از قوانین این بند داشتن چشم بند است، بطوریکه که از لحظه ی ورود به ساختمان، چشم بند به زندانی زده میشود و فقط در سلول خود اجازه برداشتن آن را دارد.زندانیانی که که به زدن چشم بند اعتراض کنند و از زدن آن خودداری ورزند، مورد ضرب و شتم قرار گرفته و آزار و اذیت قرار میگیرند( مهندس موسوی خوئینی در اعتراض به غیر قانونی بودن استفاده از چشم بند در این بازداشتگاه از سوی مامورین بند 209 مورد ضرب و شتم قرار گرفت). بازجوییها نیز در اغلب اوقات با چشم بند انجام میشود
زندانیان پس از تکمیل پرونده ی خود و پس از طی کردن مراحل کارشناسی که گاه تا چندین ماه طول میکشد، حق استفاده از تلفن را دارند که هفته ای یکبار به مدت حداکثر 5 دقیقه میباشد

بند 122 بازداشتگاه 209: که به عنوان بند نیمه عمومی معرفی میشود، و هم اکنون تعداد زیادی از زندانیان سیاسی در این بند نگهداری میشوند به ادعای بسیاری از افراد نگهداری شده در آن؛ از شرایط به مراتب بدتری نسبت به سلولهای انفرادی برخوردار است
پنجره های این اتاقها( که به صورت انفرادی های چند نفره است به این شکل که دیوار بین دو سلول انفرادی را برداشته و آن را به اتاقی بزرگتر تبدیل کرده اند) به عوض اینکه رو به هوای آزاد باشد به سمت راهروهای منتهی به سولهای انفرادی است. همچنین تهویه نامناسب در این اتاقها شرایط را برای زندانیان بسیار نامساعد ساخته است
در این بند زندانیان در هفته تنها 120 دقیقه حق استفاده از هواخوری را داشته و به مدت 20 دقیقه امکان ملاقات با خانواده شان را دارند
فضای شدید امنیتی در این بند از جمله معضلات آن است، کیفیت غذا بسار پایین میباشد بطوریکه زندانیان در بسیاری اوقات پس از دریافت غذا ناچار به دور ریختن آن میشوند. این زندانیان معمولا اجازه خرید مایحتاج خود را به صورت دلخواه ندارند، و میبایست خرید آنها با نظر زندان و تایید مسئولین صورت گیرد
با توجه به اینکه بند 209 محلی برای نگهداری زندانیان سیاسی به منظور کارشناسی پرونده آنان است، با این حال تعدادی از زندانیان با وجود صدور حکم از سوی دادگاه همچنان در این بند نگهداری میشوند. زندانیانی که گاه سالها ناچار به تحمل شرایط طاقت فرسای این بند میباشند. که از جمله تعدادی از آنان میتوان به
رضا ملک : دارای 12 سال حبس، 4 سال در بند 209- به مدت یکسال و نیم است که در اعتراض به بلاتکیفی خود از رفتن به هواخوری خودداری کرده است
سعید ماسوری: مجاهد، حکم اعدام- 3 سال در بند 209
دکتر علیرضا ساسانی: محقق و دانشمند ایرانی، کاشف واکسن اوریون، به مدت نامعلوم حدود 2 سال
دکتر ابراهیمی: نویسنده
احمد باطبی: دانشجو، 15 سال حبس
و بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی – امنیتی اشاره کرد

ضمن اینکه در بند دیگر نیمه عمومی این بازداشتگاه، تعدادی از اعضای القاعده نگهداری میشوند که در مورد شرایط نگهداری این افراد اطلاع زیادی در دست نیست
لازم به ذکر است هم اکنون رئیس بند 209، فردی به نام مصطفی کریمی میباشد که در جهت اعمال فشار بر زندانیان و اذیت و آزار آنان نقش برجسته ای را ایفا میکند. عوامل تحت امر وی نیز زندانیان سیاسی را مورد آزار و اذیت روحی قرار میدهند

Thursday, October 26, 2006

روزگار، قتل پيش از تولد يک روزنامه در ايران


روزگار، قتل پيش از تولد يک روزنامه در ايران

گزارشگران بدون مرز : گزارشگران بدون مرز از توقيف روزنامه ی روزگار با دستور هيئت نظارت بر مطبوعات عميقا متاسف است. روزگار بر آن بود تا با پيوستن تعدادی از روزنامه نگاران روزنامه توقيف شده شرق به آن، با افزايش تيراژ به روزنامه ای سراسری بدل شود
گزارشگران بدون مرز در اين باره اعلام مي کند: " توقيف روزگار اقدامي نابخردانه و عجيب است. دولت ايران ديگر به سانسور اندک انتفاد قابل انتشار هم راضي نيست و به توقيف و کنترل پيش از انتشار روی آورده است. روزگار حتا فرصت نکرد که قدرت حاکم را برنجاند، روزگار را به ويژه در آستانه انتخابات مجلس خبرگان و شوراها خطری بالقوه برای دولت تشخيص دادند
روزگار نشريه اجتماعي و اقتصادی با پيوستن روزنامه نگاران شرق به آن مي خواست به روزنامه ای سراسری و حرفه ای تبديل شود. شماره ٢٥ مهر ماه آن با انتشار مقالاتي همه جانبه و از جمله با مضامين سياسي به چشم حاکمان، صدای اصلاح طلبانه ديگری بود که مي توانست جايگزين روزنامه شرق شود که يک ماه پيش از آن توقيف شده بود
از تاريخ ٢٧ مهرماه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي کمر همت به تعطيلي روزنامه بست. اول ممنوعيت برای انتشار مقالات سياسي که به زعم ايشان مغاير با درخواست مجوز روزنامه از هيات نظارت بر مطبوعات بود. روزگار مجبور به متوقف کردن انتشار خود شد. چند روز بعد بدون صفحات سياسي و با مطالبي عمومي منتشر شد
اما اين نيز کفايت نکرد و روزنامه در اول آبانماه به دستور هيئت نظارت توقيف شد. علیرضا مختارپور معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد دليل توقيف روزگار را با استناد به بند (ب) ماده ٣٣ قانون مطبوعات، اعلام کرده است. که "اگر نشریه‌ای توقیف شود و نشریه دیگری به شکلی منتشر شود که طراحی و شکل آن شبیه نشریه توقیف شده باشد،نشریه منتشر شده بلافاصله توقیف می‌شود." بهانه قدرت حاکمه اين است که روزگار همان شرق بزک شده است
اما عامل اصلي در تعطيلي اين روزنامه نه گفته های غير واقعي مسئولان در شباهت " طراحی و شکل نشریه توقیف شده " که برخي ازروزنامه نگاران پيوسته به روزگار بودند. وزارت ارشاد و هيئت نظارت اش جانشين دستگاه قضايي برای سرکوب مطبوعات در ايران شده اند. اين اولين بار نيست که روزنامه ای برای همکاری روزنامه نگاران روزنامه های توقيف شده با آن تعطيل مي شود. در تير ماه ١٣٨٣ روزنامه وقايع اتفاقيه که روزنامه نگاران ياس نو با آن همکاری مي کردند و جمهوريت نيز که مي خواستند با تهديد و فشار عمادالدين باقي روزنامه نگار سرشناس و فعال حقوق بشر سردبير آن نباشد. با دستور مرتضوی دادستان به همين بهانه تعطيل شدند

Wednesday, October 25, 2006

نامه جمعی از وکلا به شاهرودی برای قانونی کردن توقف اجرای حکم سنگسار



نامه جمعی از وکلا به شاهرودی برای قانونی کردن توقف اجرای حکم سنگسار

جمعى از وكلاى دادگسترى با ارسال نامه اى براى آيت الله محمود هاشمى شاهرودي، رييس قوه قضاييه، خواستار قانونى شدن دستور توقف اجراى حکم سنگسار و ايجاد وحدت رويه در اين خصوص و جلوگيرى از صدور احکام سليقه اى در مورد اتهام زناى محصنه شدند. به گزارش سايت ميدان زنان، امضاكنندگان اين نامه جمعى از وكلاى دادگسترى هستند كه هر يك دفاع داوطلبانه از يك يا چند نفر از زنان محكوم به سنگسار (حد رجم) را بر عهده داشته يا دارند. مشاهده عينى واقعيت هاى تلخ در جريان رسيدگى به اين پرونده ها و ضرورت صيانت از جان انسانها كه اولين حق اعطايى پروردگار به بندگانش است، عدم توجه به اجراى صحيح قوانين و رويه هاى متشتت و ناهماهنگ در خصوص پرونده هاى مشابه زناى محصنه اين عده را بر آن داشته كه طى نامه اي، حاصل مطالعه دقيق و دفاع در هفت پرونده را به اطلاع رييس قوه قضاييه كشور برسانند
منتظر پاسخ رييس قوه قضاييه هستيم
الهام فهيمي، يکى از امضا کنندگان نامه با تاکيد بر اينکه بالاخره بايد مبناى قانونى وجود داشته باشد که ما مجازات سنگسار داريم يا نه، تصريح مى کند: شبکه وکلاى داوطلب در حال حاضر چندين پرونده سنگسار را وکالت مى کنند. در اغلب اين پرونده ها حکم سنگسار بر اساس علم قاضى و بدون توجه به ضرورت وجود ادله کافى صادر شده است. در عين حال شخصا شاهد چندين مورد پرونده بوده ام که جرمشان رجم بوده، اما مجازات سنگسار به آنها تعلق نگرفته، با اين استدلال که رييس قوه قضاييه حکم سنگسار را منع کرده است. او تاکيد مى کند: بالاخره بايد مبناى قانونى وجود داشته باشد که سنگسار داريم يا نه. ما در اينجا خلأ قانونى داريم. بر همين اساس در شبکه وکلاى داوطلب تصميم گرفتيم نامه اى به رييس قوه قضاييه بنويسيم و اکنون منتظريم ببينيم پاسخ آقاى شاهرودى چيست. فهيمى با ابراز اميدوارى نسبت به پاسخ مناسب رييس قوه قضاييه به اين نامه مى گويد: سئوال ما در حال حاضر اين است كه آيا ما اساسا در ژرونده هايمان مى توانيم به اين استناد كنيم که رييس قوه قضاييه مجازات سنگسار را منع کرده و اگر چنين است چه قانونى در محاکم ما جايگزين آن خواهد شد؟ سنگسار بر اساس علم قاضى قانونى نيست
غلامحسين رئيسي، يکى ديگر از امضا کنندگان نامه نيز ايجاد وحدت رويه در امر قضا را دغدغه مشترك امضا كنندگان عنوان مى كند و مى گويد: ,راههاى اثبات زناى در حال احصان در شرع و قانون مشخص است و شارع مقدس شرايط سختى را براى اثبات اين جرم در نظر گرفته است. وى چهار بار اقرار نزد قاضى يا شهادت چهار شاهد عادل را به عنوان راههاى حقوقى اثبات زنا بر مى شمرد و مى گويد: وقتى ادله اثبات در قانون و شرع به صورت خاص برشمرده شده، علم قاضى نمى تواند مانند ساير جرايم در اينجا نيز اعمال شود. علم قاضى به مفهوم ساير جرايم امكان اثبات زناى محصنه و محصن را ندارد و شامل قاعده "درأ" مى شود., بر اساس قائده "درأ" در بحث حدود اسلامى اگر كوچكترين شبهه اى بر حد وارد شود، آن را ساقط مى كند
رويه چندگانه محاکم قضايى را تغيير دهيد
در اين نامه با تاكيد بر عدم رعايت شرايط قانونى و شرعى در صدور حکم به استناد علم قاضي، تصريح شده است: در اکثريت قريب به اتفاق پرونده هاى مورد بحث، زنا نه با ادله عادى (اقرار، شهادت شهود) که با علم قاضى اثبات شده است. در حالى که اگر نيک بنگريم، آنقدر شارع و معصوم در اثبات و اجراى آن سختگيرى کرده اند که اگر اين سختگيرى ها اعمال شود و طبق قانون عمل گردد، به جرأت مى توانيم ادعا کنيم که حد رجم (همچون حد سرقت) منسوخ خواهد شد، چرا که شارع بيشتر از اينکه توجه به مجازات در اين موارد داشته باشد، هدفش توجه به بازدارندگى مجازات تعيينى بوده است. در بخش ديگرى از اين نامه، با ذكر مثال گفته شده است:‌ شايد تعجب کنيد اگر بگوييم قاضى به اين استناد که زنى اقرار مى کند فلان مرد به من تجاوز کرده ـ گذشته از اينکه اين اقرار به حد نصاب قانونى نرسيده ـ حتى تحقيق نمى کند آيا اين زن مفهوم تجاوز را مى داند و تحقيق نمى کند عمل چه بوده و حد رجم را صادر مى کند
در اين نامه همچنين تاكيد شده است: متأسفانه در سالهاى اخير رويه اى در محاکم بدوى شکل گرفته و با تائيد ديوان عالى کشور تقويت شده که با اعطاى دامنه اى وسيع به علم قاضى در فقدان ساير دلايل يا حتى برخلاف ساير ادله موجود، احکام متعدد حد زنا از جمله رجم صادر و اجرا مى شود. امضا كنندگان اين نامه با اشاره به اصل "انكار بعد از اقرار" و همچنين اقرار برخى متهمان به روابط جنسى مادون زنا، تصريح كرده اند: در موارد متعدد پرونده هاى مورد بحث ديده شده که قاضى پرونده بدون توجه به وجود انکار بعد از اقرار و ماده قانونى ياد شده، به استناد اقارير قبلى که غالباً در نزد مقامات غيرقضايى و حتى کمتر از نصاب چهارگانه نيز بوده حکم به رجم صادر کرده در حالى که حکم انکار بعد از اقرار را قانونگذار به پيروى از شرع پيش بينى کرده و اين خود نيز دليل اين مدعا است که علم قاضى به هيچ روى با اقرار کمتر از نصاب حاصل نمى شود وضعيت اقرار مشخص است و قاضى حق ندارد خارج از حوزه قانون تصميم بگيرد
وکلاى امضا کننده اين نامه با طرح اين سوال که ,مگر قضات خود را معصوم و يا مجتهد مى دانند که اينگونه بدون توجه به قانون به علم خود استناد مى کنند؟,، تاکيد کرده اند: چرا به سختگيرى هاى شارع توجه نمى شود، آنجا که 4 شاهد عادل شهادت به زنا مى دهند، مقرر داشته بايد عيناً و دقيقاً عمل را توصيف کنند (ماده 77 قانون مجازات اسلامى) و آنجا که اقرار است، بايد صريح باشد، به طورى که احتمال عقلايى خلاف آن نرود (ماده 75 همان قانون). چگونه قاضى از اوضاع و احوال استنباط مى کند که برخلاف اقرار به رابطه جنسى مادون زنا، عمل انجام شده زنا بوده است
امضا كنندگان همچنين با بى اثر خواندن اقرار کمتر از نصاب يا در غير از محضر دادگاه، در خصوص زنا يادآور شده اند
در هيچيک از پرونده هاى مورد بحث اساساً چهار جلسه دادرسى مجزا تشکيل نشده، چه رسد به اينکه اقرار با عنايت به شرايط قانونى در چهار جلسه گرفته شود. در اغلب موارد اقرار متهم نزد مراجع انتظامى و يک بار اقرار وى در جلسه محاکمه به عنوان نصاب اقرار در نظر گرفته شد يا در نهايت هر چهار بار اقرار در يک جلسه گرفته شده است
در اين نامه با اشاره به عدم تحقيق در خصوص شرايط احصان از سوى دادگاه، خاطرنشان شده است: در هيچ يک از پرونده هاى مورد بحث، نه در مراجع انتظامى و نه قضايي، تحقيق پيرامون وجود يا عدم وجود احصان که شرط اصلى صدور حکم رجم است به عمل نيامده؛ در حالى که مستحضريد عدم تمتع يا عدم امکان ارتباط صحيح چه به صورت ظاهرى (به علت سفر يا بيمارى) و چه به صورت انتزاعى (به علت وجود تنفر، کراهت و انزجار از شريک زندگى) باعث از ميان رفتن شرايط احصان مى شود
اما عدم تحقيق پيرامون شرايط زندگى متهمان از حيث محصنه يا غير محصنه بودن و مفروض دانستن احصان به شرط داشتن همسر بدون توجه به اينکه ماده 86 قانون مجازات اسلامى دقيقاً به مواردى که فرد با وجود داشتن همسر، واجد شرايط احصان نيست، باعث شده اين امر مهم در آراى صادره مغفول بماند و احکامى برخلاف قانون و عدالت صادر شود.
همچنين عمده مرتکبان يا مباشرت در قتل همسر داشته اند، يا معاونت در آن و يا به وسيله همسران به اجبار يا اکراه وادار به انجام عمل مجرمانه شده اند. بديهى است در هيچ يک از اين موارد شرايط احصان مرتکب جارى نيست و قضات محترم در زمان انشاء آراء تنها به احصان ظاهرى پرداخته اند، در حالى که همسرى که به دليل ازدواج اجباري، ادامه اجبارى زندگى زناشويى و به علت نداشتن حق و يا امکان طلاق و ... مرتکب قتل مى شود و يا مداخله در آن دارد و يا اينکه تحت فشار وارد چنين ورطه اى شده است، طبيعى است که به لحاظ روانى امکان ارتباط سالم را نداشته و شرايط حاکم بر زمان وقوع عمل از احصان خارج بوده است.
امضا كنندگان نامه تاكيد كرده اند: امروز که هنوز نتوانسته ايم راهى براى کان لم يکن کردن مجازات هايى مثل رجم بيابيم و به دليل عضويت جمهورى اسلامى ايران در ميثاق بين المللى حقوق مدنى- سياسى و فشار افکار عمومى مجبور شده ايم اجراى حکم سنگسار را متوقف کنيم ومحکومين به آن را سالها بلاتکليف در زندان رها کنيم (البته هنوز از گوشه کنار کشور خبرهايى در خصوص اجراى حکم سنگسار مى شنويم که دور از واقعيت نيست). خواسته ما نامشروع نيست اگر بگوييم با اين همه مسائل و مشکلات آيا نبايد رويه اى اتخاذ کرد که دستور شما مبنى بر توقف اجراى حکم رجم مبدل به قانونى شود که محکوميت به رجم را منسوخ اعلام کند؟
امضا کنندگان اين نامه با ابراز نگرانى نسبت به سرنوشت محکومان به حد رجم، خواستار دستورالعمل آيين نامه و يا بخشنامه اى در جهت وحدت رويه در اين خصوص شده اند
وكالت پرونده هاى ايران، الف.، حاجيه اسماعيلوند، پريسا الف.، شمامه (ملک) قرباني، اشرف کلهري، کبرى ن. و خيريه و. در حال حاضر به عهده شش وکيل امضا كننده اين نامه، بهاره دولو، غلامحسين رييسي، شادى صدر، الهام فهيمي، فتانه کيان ارثى و محمد مصطفايى است

سخنرانی اکبر گنجی در پارلمان اروپا



سخنرانی اکبر گنجی در پارلمان اروپا

بی بی سی : روز سه شنبه ۲۴ اکتبر ۲۰۰۶، اکبر گنجی، روزنامه نگار ايرانی که به خاطر گزارش های افشاگرانه اش از قتل های سياسی در ايران، شهرت يافت و بعدا زندانی شد، در ادامه سفر درازمدتش دور دنيا برای چند تن از اعضای پارلمان اروپا در استراسبورگ (فرانسه) سخنرانی کرد.آقای گنجی در اين سخنان با اشاره به نقش اروپا در مسايل جهانی، حساسيتش نسبت به مسايل ايران و نا آرامی های منطقه خاورميانه "صلح و آرامش در اروپا" را تا حد زيادی در گرو "صلح و آرامش در خاورميانه، جنوب مديترانه و شمال آفريقا" دانست.او به نمايندگان پارلمان اتحاديه اروپا گفت که مردم منطقه خاورميانه احساس می کنند در برخورد با مسئله فلسطين دوگانه برخورد می شود و اين مسئله را عامل موفقيت "بنيادگرايان" در "بسيج افکار عمومی توده ها در جوامع اسلامی به نفع خود و عليه منافع غرب" خواند.اکبر گنجی سپس به توصيف وضعيت در ايران پرداخت و مدعی شد که حاکمان ايران "برای بقای خود ناگزيرند که کشور را مدام در وضعيت جنگی نگه دارند تا از اين طريق بتوانند احساسات ناسيوناليستی و مذهبی مردم را تحريک کنند، و اجماع ملی را حول مبارزه با دشمن خارجی بازتوليد نمايند".وی همچنين رهبران ايران را متهم کرد "در پی آن هستند که رهبری افکار عمومی جهان اسلام را نيز به دست آورند، و بر جايگاه گروههای بنيادگرايی مانند القاعده تکيه بزنند". او سپس به انتقاد از وضعيت آزادی های سياسی و اجتماعی در ايران پرداخته، حکومت ايران را "دولتی بنيادگرا با ساختاری سلطانی" خواند که به طور "سيستماتيک حقوق انسانی اوليه آنها را نقض می کند
'رشد روزافزون بنيادگرايی'
آقای گنجی در بخش ديگری از سخنانش در حالی که مهمترين چالش منطقه خاورميانه را "مقابله با رشد روزافزون بنيادگرايی" معرفی می کرد، "بنيادگرايان هوادار رژيم ايران" را متهم کرد "آماده اند که مخالفان حکومت و دگرانديشان را در داخل و خارج کشور ترور و حتی سلاخی کنند".وی با اين حال تاکيد کرد که "اين بنيادگرايان حاضر نيستند به خاطر آن رژيم، جان ببازند".او در همين رابطه خواستار همکاری "تمامی صلح طلبان جهان و نيروهای ميانه رو و صلح دوست منطقه" برای مقابله با "موج روبه گسترش بنيادگرايی" شد.اکبر گنجی در ادامه از جهان غرب خواست تا "باب گفت و گوی سازنده با صداهای طرفدار ميانه روی، مدارا، و دموکراسی را در دنيای اسلام بگشايد، و از گسترش تلاش های رسانه ای و سياسی برای خلق تصويری غير واقعی از فرهنگ و آموزه های دينی اسلام به عنوان دشمن مدرنيته و دموکراسی بپرهيزد".او رسانه های غربی را متهم کرد که "تنها صدای بنيادگرايان اسلامی را منعکس می کنند، و خاورميانه را کانون تروريستها و افراطيون بنيادگرا تصوير می نمايند
'جاه طلبی اتمی'
وی از دولت های غربی خواست "به مفهوم گسترده تری از امنيت بينديشند". وی گفت: "اين دولت ها بايد امنيت مردم و جامعه مدنی را در کشورهای منطقه خاورميانه به اندازه امنيت نظامی، امنيت آبراه ها و مناطق استراتژيک، و امنيت صدور نفت، در ملاحظات سياسی و تصميم گيريهای مربوط به سياست خارجی خود منظور نمايند".آقای گنجی مهمترين شيوه "مقابله با بلندپروازی" دولت ايران در زمينه فن آوری اتمی را "دموکراتيزه شدن نظام سياسی" اين کشور اعلام کرد.او خطاب به نمايندگان کشورهای عضو اتحاديه اروپا گفت: "جهان غرب بايد روشن کند که آيا در روابط خود با ايران در پی منافع کوتاه مدت خود است يا به تأمين منافع دراز مدت خود نظر دارد". به باور آقای گنجی اگر غرب منافع کوتاه مدت خود را می جويد "مسأله نفت، مبادلات تجاری، و انرژی هسته ای در صدر نگرانيهای آن قرار می گيرد" و در اين صورت "منافع اقتصادی و نگرانيهای امنيتی خود را به هزينه چشم پوشی از نقض گسترده و سيستماتيک حقوق بشر در ايران تأمين می کند". وی گفت: "هرگونه سازشی که به قيمت ناديده گرفتن مسائل مربوط به حقوق بشر در ايران حاصل شود، از جانب مردم ايران غير قابل قبول و نابخشودنی است
روابط مشروط
اکبر گنجی ابراز اميدواری کرد "توافق بر سر مسائل هسته ای" به هزينه "ناديده گرفتن نقض حقوق بشر" تمام نشود. او در خاتمه سخنانش "راه حلهای نظامی از نوع مدل افغانستان و عراق" را نيز گره گشا ندانست و گفت که هزينه سنگين و توانفرسای جانی و مالی جنگ را مستقيما "مردم بی گناه ايران" تحمل خواهند کرد.وی از دولتهای اروپايی خواست برای آنکه ثابت کنند در مناسبات خود با ايران صرفا در پی منافع اقتصادی و تضمين صدور نفت نيستند، بايد هرگونه روابط اقتصادی، سرمايه گذاری، و انتقال تکنولوژی به ايران را به "رعايت موازين حقوق بشر، و رعايت قواعد رقابت سياسی دموکراتيک، و نيز حاکميت قانون" در اين کشور مشروط کنند. اکبر گنجی افزود: "نقض حقوق بشر در داخل مرزهای سياسی يک کشور را مطلقا نمی توان از امور داخلی آن کشور بشمار آورد". آقای گنجی همچنين با حمايت از ورود ايران به سازمان تجارت جهانی، ادعا کرد "اين فرايند راههای رفت و آمد با جهان خارج را بر روی ايرانيان می گشايد، و جامعه بسته مطلوب حاکمان خودکامه را ناممکن می سازد



در خصوص بازجويان بند 209 زندان اوين و اعتراض به شرايط اسفبار و غیر انسانی حاکم بر اين بازداشتگاه وزارت اطلاعات


به نام آزادی به نام سعادت ملت ایران و با درود به جان باختگان راه آزادی ایران اخیرا مطلع شدیم که وضعیت زندانیان سیاسی بند " بازداشتگاه مستقل وزارت اطلاعات مستقر در اوین "روز به روز به وخامت گرائیده و شکنجه های روحی و جسمی فراوانی بر آنان اعمال می شود که از جمله این زندانیان، دکتر سعید ماسوری ، رضا مکیان ملک ( از پرسنل رده بالائی وزارت اطلاعات و افشا کننده قتل های زنجیره ای ) اقای بروجردی و یارانش ، و تعدادی از طرفداران اقای فولاد وند ، همچنین بسیاری از فعالین سیاسی و دانشجوئی و کارگری و حقوق بشری می باشند . مزدوران و گماشتگان امنیتی و سربازان گمنام ضحاک زمان رهبر غیر منتخب و انتصابی و غاصب حق حاکمیت مردم که یکی از انها حاج سعید شیخان ( سر بازجو تیم بازجویی در بند209 ) عباس ستوده همچنین متهمین قتهای زنجیره ای از جمله سعید ( مهرداد) عالی خانی مظفر تهرانی ( از ضاربین زهرا کاظمی ) و تعدادی دیگر که همگی نقش فعال و گسترده در آزار و اذیت زندانیان سیاسی دارند ، شرایط را به گونه ای وحشتناک و غیر قابل تحمل نموده اند که اخبار واصله حاکی از ِآن است که تعدادی از دانشجویان و فعالین حقوق بشری به خاطر فشار ها و شکنجه های روحی و جسمی در اعتصاب غذا بوده و در وضعیت نامناسبی بسر می برند .بازداشتگاه 209 که زندان در زندان می باشد گوی سبقت را در شکنجه و آزار و اذیت زندانیان را از زندان ابو غریب و گوانتانامو ربوده است . لذا ما زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر کرج با توجه به شرایط اسفبار و غیر انسانی حاکم بر بازداشتگاه 209 وزارت اطلاعات از تمامی مجامع حقوق بشری استمداد طلبیده و تقاضای پیگیری و رسیدگی عاجل و فوری نسبت به نقض مکرر حقوق انسانی زندانیان نامبرده را داشته و تقاضا داریم گزارشگرانی از جانب شورای حقوق بشر برای رسیدگی به وضعیت ناگوار این زندانیان فرستاده شوند ، همچنین خواستار انتقال این زندانیان به بند 350 زندان اوین می باشیم . امیر حسین حشمت ساران (دبیر کل جبهه اتحاد ملی )
غلام رضا کرمی خیر ابادی
افشین با یمانی
مهرداد لهراسبی
جعفر اقدامی
بهروز جاوید تهرانیزندان رجائی شهر کرج ( گوهر دشت ) 30 / 7/ 1385 پاینده ایران نابود باد استبداد حاکم بر ایران



اروپايي‌ها پيش‌نويس قطعنامه عليه ايران را بدون آمريكا تنظيم كردند

سه كشور اروپايي انگليس، آلمان و فرانسه پيش نويس قطعنامه پيشنهادي خود را درباره اعمال تحريم هاي تسليحاتي و هسته اي عليه ايران بدون رسيدن به توافق با آمريكا تنظيم كردند
خبرگزاري رويترز،
سه كشور اروپايي فوق اختلاف نظرهاي عميقي با واشنگتن درباره نحوه تنظيم قطعنامه تحريم ها عليه ايران دارند و به آمريكا گفته اند متن پيش نويس پيشنهادي خود را تنظيم كرده و بين پنج عضو دائم شوراي امنيت توزيع كرده اند. از جمله موارد مورد اختلاف اروپايي ها با آمريكا، تقاضاي آمريكا مبني بر وادار كردن روس ها به توقف پروژه نيروگاه اتمي بوشهر است. اما يك ديپلمات آمريكايي گفت درمورد نيروگاه بوشهر مسئله قابل حل است و روس ها مي توانند پروژه را پيش ببرند. اين ديپلمات افزود: مسئله اصلي تحويل سوخت است كه بايد روي آن كار شود. به گفته مقامات، سه كشور اروپايي متن پيش نويس پيشنهادي خود را در اختيار روسيه، چين و آمريكا قرار داده اند. روسيه و چين تمايلي به اعمال تحريم ندارند و اروپايي ها و آمريكا مي گويند براي جلوگيري از وتوي قطعنامه توسط مسكو، نيروگاه بوشهر از تحريم ها مستثني شده است. طبق اين پيش نويس كليه همكاري هاي هسته اي و موشكي كشورها با ايران و نيز معاملات مالي خارجي و سفر مقامهاي ايراني دخيل در پرونده هسته اي به خارج از كشور ممنوع خواهد شد. علاوه براين، كليه كشورها ملزم به اتخاذ اقدامات لازم براي جلوگيري از انتقال يا فروش مستقيم يا غيرمستقيم كليه اقلام، مواد، تجهيزات، كالاها و فناوري قابل استفاده در برنامه هسته اي يا موشكي بالستيك به ايران از طريق خاكشان يا اتباعشان شده اند. كليه كشورها همچنين ملزم به اتخاذ اقدامات لازم براي جلوگيري از دسترسي ايران به مساعدت يا آموزش هاي فني، كمك هاي مالي، سرمايه گذاري يا ساير خدمات و انتقال منابع مالي يا خدمات مرتبط با برنامه هسته اي ايران مي شوند. در اين پيش نويس نيروگاه بوشهر مستثني از تحريم ها شده و يك هزار و 500 پرسنل روس مي توانند به كارشان در اين نيروگاه ادامه دهند. اما سوخت نيروگاه شامل استثنا نشده بدين معني كه روسيه نمي تواند سوخت اين نيروگاه را تامين كند. همچنين كمك هاي فني آژانس بين المللي انرژي اتمي به ايران محدود به كمك در زمينه پزشكي يا بشردوستانه و نيز استانداردهاي امنيتي خواهد شد

Thursday, October 19, 2006

بازداشت سه ماهه یک شهروند اهل خوی

بازداشت سه ماهه یک شهروند اهل خوی
یک جوان اهل شهر خوی به نام" علی حسینی" فرزند سراج الدین سه ماه پیش به اتهام ارتباط با یک حزب ‏سیاسی کرد در شهر بانه دستگر و زندانی شده است. نامبرده طی این مدت در بانه و سقز زندانی بوده و ‏تاکنون نیز دادگاهی نشده است. وی روز ۶ تیرماه با تودیع وثیقه ۲۰ میلیون تومانی تا زمان ‏دادگاهی موقتا آزاد شد.‏ فشار پلیس برخانواده یک محکوم به زندان یک فعال سیاسی به نام افشین مروتی فرزند محمد اهل شهر سقز که به اتهام اقدام برعلیه امنیت داخلی و همکاری با احزاب ‏کرد مخالف، اخیرا از سوی دادگاه انقلاب اسلامی سقز به یک سال زندان و دو سال تبعید به دیواندره، ‏محکوم شده بود، اکنون ناپدید شده است. گزارشها حاکیست خانواده وی جهت تسلیم و معرفی نامبرده، تحت ‏فشار پلیس قرار گرفته است. گفته می شود افشین مروتی در زمان بازداشت موقت مورد شکنجه قرار ‏گرفته و یک پای وی نیز شدیدا صدمه دیده است

ضرب و شتم

ضرب و شتم
یک زن سالخورده 85 ساله توسط مامورانماموران لباس شخصی یک پیرزن ۸۵ ساله اهل سقز به نام "فاطمه خندانی" را مورد ضرب و ‏شتم قرار دادند و با ضربات قنداق تفنگ چهار دنده او را شکستند.وی در جریان یورش ماموران امنیتی و انتظامی برای دستگیری ‏فرزندش" حسین پرکایی" مورد ضرب و شتم قرار گرفت و ماموران با ضربات قنداق تفنگ چهار دنده پهلوی سمت راست او را ‏شکستند. این زن سالخورده به دلیل ‏هراس از آسیب رساندن ماموران به فرزندش تاکنون از افشای خشونت پلیس خودداری کرده بود. حسین ‏پرکایی به اتهام به اقدام بر علیه امنیت داخلی مدتی را در بازداشت بوده و هم اکنون با قرار وثیقه ۵۰ ‏میلیون تومان، موقتا آزاد شده است

به خانه یک فعال سیاسی درسقز نارنجک پرتاب شد



به خانه یک فعال سیاسی درسقز نارنجک پرتاب شد


منزل کاوه غفاری از فعالان سیاسی و مدنی شهر سقز با نارنجک مورد حمله قرار گرفت.‏ روز سه شنبه ۶ تیرماه منزل کاوه غفاری فرزند عمر از بازداشت شدگان سال گذشته شهر سقز، واقع در ‏محله کریم آباد از سوی فرد یا افرادی ناشناس با نارنجک مورد حمله قرار گرفت. در جریان انفجار نارنجک ‏پرتاب شده کسی آسیب ندید، اما خساراتی به منزل نامبرده وارده شده است. هدف از این حمله و هویت ‏حمله کنندگان تاکنون مشخص نشده است
مروتی در زمان بازداشت موقت مورد شکنجه قرار ‏گرفته و یک پای وی نیز شدیدا صدمه دیده است

Friday, October 13, 2006

خودداری از ثبت نام و ادامه تحصیل یک فعال دانشجویی
غریب سجادی دانشجوی رشتۀ علوم اجتماعی دانشگاه تربیت معلم تهران ، که در آزمون کارشناسی ارشد در رشتۀ علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران پذیرفته شده بود ، مجازبه ثبت نام نشد .غریب سجادی در گفتگویی ، ضمن تأیید این خبر ، اظهار داشت : سازمان سنجش به خاطر فعالیتهای دوران کارشناسی ازگزینش و ثبت نام من خودداری نموده و تلاش اینجانب برای حل این مشکل از طریق مراجع قانونی ، نتیجه ای نداشته است .شایان ذکر است غریب سجادی عضوشورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم تهران و صاحب امتیاز نشریۀ دانشجویی کردی ــ فارسی ولات و دبیر انجمن علمی جامعه شناسی بوده است

Thursday, October 12, 2006

معاون وزير خارجه آمريکا



معاون وزير خارجه آمريکا
افزايش حمايت از تحريم عليه ايران در پی آزمايش اتمی کره شمالی
به گزارش راديو آمريکا يک مقام ارشد آمريکا مي گويد "واشنگتن تصويب تحريم های فوری عليه ايران بخاطر برنامه اتمی رژيم تهران را حال که آزمايش اتمی آشکار کره شمالی باعث افزايش حمايت از اقدامات تنبيهی شده است پيگيری مي کند
نيکلاس برنز معاون وزير خارجه آمريکا به شورای روابط خارجی در نيويورک که با سرمايه خصوصی اداره ميشود گفت پس از امتناع ايران از قبول ابتکار ديپلماتيک آمريکا و اروپا برای حل و فصل مسأله، ديگر هيچ گزينه ای بجز تحريم عليه ايران باقی نمانده است.برنز گفت پنج عضو دائمی شورای امنيت سازمان ملل متحد به علاوه آلمان به توافق عمومی برای قطعنامه تحريم عليه ايران رسيده اند، هرچند هنوز کار بر روی جزئيات مشخص تحريم ها در جريان است

ایران،بالا ترین نرخ تورم بعد از عراق





گزارش صندوق بین المللی پول
اوجگیری قیمت ها در ایران، پیش بینی بالا ترین نرخ تورم بعد از عراق
فریدون خاوند (رادیو فردا، پاریس): در کشمکش پر سر و صدای کنونی بر سر آنکه نرخ تورم در ایران بالا رفته یا در سراشیب قرار گرفته، گزارش تازه صندوق بین المللی پول درباره چشم انداز اقتصادی خاورمیانه و آسیای مرکزی به احتمال فراوان از نظر ها پنهان نخواهد ماند. سخنگویان دولت جمهوری اسلامی، و در راس آنها محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری، می پذیرند که نقدینگی در ایران رو به افزایش میرود، اما بلا فاصله می افزایند که رشد نقدینگی الزاما به جهش قیمت ها دامن نمی زند. همان ها با اطمینان میگویند که به رغم ظواهر، نرخ تورم کشور میان ده تا یازده در صد نوسان میکند و با تک رقمی شدن فاصله زیادی ندارد. گزارش صندوق بین المللی پول، همزمان با شمار زیادی از منابع کارشناسی داخلی و چهره های سیاسی و اقتصادی کشور، از جمله در جناح هوادار دولت، بر خوشبینی رییس جمهوری درباره تورم خط بطلان میکشد و به کسانی حق میدهد که از اوجگیری این شاخص در ایران بیمناکند. بر اساس پیش بینی این گزارش، رشد نقدینگی ایران، که حاصل تزریق انبوه دلار های نفتی در شریان های اقتصادی کشور است، در سال جاری میلادی به بالای 41 در صد میرسد، دومین نرخ رشد نقدینگی بعد از جمهوری آذربایجان در میان سی کشور خاورمیانه، آفریقای شمالی، آسیای مرکزی و قفقاز. در سال اینده میلادی نیز، به پیش بینی صندوق بین المللی پول، ایران بعد از اوزبکستان بالا ترین نرخ رشد نقدینگی را خواهد داشت. حاصل این پدیده، تورم اوج گیرنده است که در سال 2006، بر اساس ارزیابی صندوق، به 14 در صد میرسد، سومین نرخ تورم مناطق مورد بررسی بعد از عراق، اوزبکستان و یمن. و اما در سال آینده میلادی (2007)، به پیش بینی همان نهاد، نرخ تورم ایران به پانزده در صد خواهد رسید، بالا ترین نرخ تورم در میان سی کشور مورد نظر بعد از عراق

Monday, October 09, 2006

همسر و فرزندان موسوي خوئيني موفق به ملاقات با وي نشدند



همسر و فرزندان موسوي خوئيني موفق به ملاقات با وي نشدند
همسر و فرزندان علي‌‏اكبر موسوي خوئيني، موفق به ملاقات با دبيركل بازداشت‌‏شده سازمان دانش‌‏‌‏آموختگان ايران اسلامي ادوار تحكيم وحدت نشدند. زهره اسلامي، همسر موسوي خوئيني گفت: به زندان اوين مراجعه كرديم اعلام شد كه ملاقات امروز ما با موسوي خوئيني لغو شده و قرار بر اين شد كه تماس بگيرند

کارشکنی در مرخصی احمد باطبی


کارشکنی در مرخصی احمد باطبی

احمد باطبی دانشجوی زندانی که قرار بود روز شنبه با سپردن قرار وثیقه از زندان به مدت ۴۸ ساعت به مرخصی فرستاده شود همچنان به دلیل کارشکنی های مسئولین دادگاه انقلاب در زندان به سر میبرد.صبح امروز خانواده ی احمد باطبی با تهیه وثیقه ۴۰ میلیون تومانی به دادگاه مراجعه کردند اما دادگاه قرار وثیقه را ۱۰۰ میلیون اعلام کرد و این در شرایطی است که خانواده ی باطبی از تودیع قرار ۱۰۰ میلیونی ناتوان هستند.کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر .احمد باطبی پس از بازداشت مجدد خود در تاریخ ۷ مرداد ماه هم اکنون به مدت ۷۰ روز است در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات در انفرادی به سر میبرد

Wednesday, October 04, 2006

پزشک معالج احمد باطبی بازداشت شد


پزشک معالج احمد باطبی بازداشت شد



دکتر "حسام فیروزی"، پزشک معالج احمد باطبی ظهر امروز در منزل مسکونی اش در تهران بازداشت شد.همسر حسام فیروزی با تایید این خبر گفت در ساعت 12 ظهر امروز چندین مامور لباس شخصی وزارت اطلاعات با مراجعه به منزل شان، پس از تفتیش منزل و توقیف وسائل شخصی دکتر فیروزی، وی را بازداشت کرده و با خود برند.در حکم بازداشت فیروزی، محل بازداشت، بازداشتگاه 209 قید شده بود.در پی بازداشت احمد باطبی، دکتر فیروزی در نامه ی سرگشاده ای - که در رسانه ها منتشر شده بود- نسبت به سلامت باطبی اظهار نگرانی کرده بود.گفتنی است دکتر فیروزی پزشک معالج اکبر گنجی نیز بوده است

شايد باور نكني



عمران صلاحي، شاعر و طنزپرداز برجسته درگذشت
عمران صلاحي"، شاعر و طنزپرداز برجسته كشورمان، در سن 59 سالگي در بيمارستان طوس تهران درگذشت . عمران صلاحي 10 اسفند سال 1325 در چهارراه گمرك اميرآباد متولد شد، دوران كودكي‌‏اش را در تهران , قم و تبريز گذرانيد، سال 1349 مدرك فوق ديپلم مترجمي زبان انگليسي را از دانشگاه تهران گرفت و شعرهاي طنزآميزش را از 20 سالگي در مجلات تهران‌‏ منتشر كرد . از 1352 به دعوت "نادر نادرپور" به گروه ادب و هنر راديو و تلويزيون پيوست و در سال 1377 بازنشسته شد . از آثار او مي‌‏توان رمان طنز آميز "شايد باور نكني" , "حالا حكايت ماست" , "از گلستان ببر ورقي" , "گريه در آب" , "عطاري در مه", "ناگاه يك ناگاه" , گزيده اشعار طنزآميز , گزيده ادبيات معاصر و "آي نسيم سحري" نام برد. وي گذشته از آفرينش ادبي، گاه به گردآوري و بررسي آثار ادبي كلاسيك و معاصر نيز پرداخته است كه مي توان به "طنزآوران امروز ايران" , "منتخب طنز معاصر" با همكاري "بيژن اسدي پور" , "روياهاي مرد نيلوفري" , تحليل و بررسي شعرهاي "سرمد كاشاني" ، "يك لب و هزار خنده" , "باران پنهان" , "ملانصرالدين" , "اولين تپش‌‏هاي عاشقانه قلبم" , "خنده سازان و خنده پردازان" اشاره كرد .او همچنين چندين كتاب و مجموعه شعر به زبان فارسي و تركي در دست انتشار داشت و به تازگي نيز از سفر باز گشته بود كه اين سفر به دعوت كشور چين براي سخنراني درباره شعر معاصر ايران بود . مراسم تشييع جنازه وي بر اساس شنيده ها فردا برگزار مي‌‏شود

Tuesday, October 03, 2006



اعلاميه سازمان عفو بين الملل در رابطه با محکوميت سنگسار و اعدام تعدادی از زنان در ايران

AI Index: MDE 13/113/2006

عمومی

28 سپتامبر 2006

مجازات اعدام/سنگسار

پریسا
ایران
خیریه
شمامه قربانی به نام ملك نیز شناخته می‌شود
كبرا نجار
صغرا مولایی
فاطمه

زنانی كه در بالا نام برده شده‌اند در خطر اعدام به وسیله سنگسار هستند

پریسا در آوریل 2004 در حال كار به عنوان یك روسپی در شیراز دستگیر شده است. او در بازجویی‌های اولیه به اتهام زنای محصنه اعتراف كرده و ادعا كرده كه شوهرش به دلیل فقر، او را به روسپیگری ‌واداشته است. دادگاه او در ژوئن 2004 برگزار شد و در جریان آن، او اعترافش را پس گرفته است. علارغم این، در 21 ژوئن 2004 شعبه 5 دادگاه جنایی استان فارس او را به دلیل زنای محصنه به مرگ با سنگسار محكوم كرده است. در 15 نوامبر 2005، شعبه 32 دیوان عالی‌ كشور حكم را تأیید كرد. پرونده او در حال حاضر از طرف دیوان عالی كشور تحت بازنگری است. پریسا در زندان عادل‌آباد شیراز زندانی است

ایران، یك عرب اهوازی از ایل بختیاری، به قرار اطلاع موقعی كه با پسر همسایه در حیاط خانه‌اش صحبت می‌كرده است از سوی شوهرش با چاقو تحت حمله قرار می‌گیرد. او به شدت صدمه می‌بیند و در حال خونریزی بی‌هوش روی زمین می‌افتد. در حالی كه او بیهوش بوده ، ادعا شده است كه مرد همسایه شوهر او را با كارد خودش می‌كشد. در بازجویی پلیس از ایران در مورد قتل، گفته شده كه او به زنای محصنه با پسر همسایه اعتراف كرده است. ولی او بعدا اعتراف خود را پس گرفته است. یك دادگاه در خوزستان او را به عنوان شریك جرم در قتل شوهرش به پنج سال زندان و به خاطر زنای محصنه به اعدام با سنگسار محكوم كرده است. دیوان عالی كشور حكم را در آوریل 2006 تأیید كرده است. وكیل او نسبت به حكم تقاضای فرجام كرده است. او در زندان سپیدار در شهر اهواز زندانی است

خیریه یك عرب اهوازی، گفته شده كه از سوی شوهرش تحت خشونت خانوادگی‌ قرار داشته است. او متهم شده كه با یكی از بستگان شوهرش رابطه برقرار كرده و او بعدا شوهر خیریه را كشته است. او در شعبه 3 دادگاه بهبهان در خوزستان، جنوب غرب ایران، به عنوان شریك جرم در قتل شوهرش به مرگ و به خاطر زنای محصنه به سنگسار محكوم شده است. خیریه هرگونه نقش در قتل شوهرش را منكر شده ولی به زنای محصنه اعتراف كرده است. حكم تأیید شده، و به قرار اطلاع، پرونده برای‌ اجازه اجرا به رییس قوه قضائیه ارجاع شده است. خیریه در مورد سرنوشتش، گفته است «من حاضرم به دار آویخته شوم، ولی من را نباید سنگسار كنند. آن‌ها آدم را خفه می‌كنند و آدم می‌میرد، ولی این كه به سر آدم سنگ بزنند خیلی سخت است

شمامه قربانی (كه به نام ملك نیز شناخته می‌شود) در ژوئن 2005 دستگیر و در دادگاهی در ارومیه در ژوئن 2006 به خاطر زنای محصنه به اعدام به وسیله سنگسار محكوم شده است. بنا به گزارش‌ها او در زندان ارومیه است. به قرار اطلاع، برادران و شوهرش مردی را كه در خانه او دیده بودند به قتل رسانده‌اند و او نیز نزدیك بوده است زیر ضربات چاقوی آنان كشته شود. به قرار اطلاع، پرونده او در حال بازرسی مجدد است.

كبرا نجار كه در زندان تبریز در شمال غرب ایران زندانی است، در خطر فوری اعدام قرار دارد. او به عنوان شریك جرم در قتل شوهرش به هشت سال زندان و به خاطر زنای محصنه به اعدام با سنگسار محكوم شده است. او قرار بود پس از گذراندن مدت زندانش كه دو سال پیش پایان یافته است اعدام شود. به قرار اطلاع، او طی نامه‌ای از كمیسیون قضایی عفو تقاضا كرده است كه در محكومیت اعدام به وسیله سنگسار او تخفیف دهند و منتظر نتیجه آن است. گفته شده كه كبرا نجار به وسیله شوهرش كه معتاد به هروئین بوده و او را به شدت می‌زده به روسپیگری وادار شده بوده است. در 1995، پس از ضربات سختی كه از شوهرش خورده بود، او به یكی از مشتریانش گفته كه می‌خواهد شوهرش را بكشد. بعد، ادعا شده است كه كبرا آن مشتری را سر یك قرار قبلی می‌برد و او شوهر كبرا را می‌كشد. او به اعدام محكوم شد، ولی خانواده مقتول با گرفتن دیه او را بخشیدند

صغرا مولایی به عنوان شریك جرم در قتل شوهرش عبدالله در ژانویه 2004 به 15 سال زندان و به خاطر زنای محصنه به اعدام با سنگسار محكوم شده است. در جریان بازجویی او گفته است «شوهرم مرتبا مرا زجر می‌داد. علارغم این، من قصد كشتن او را نداشتم. در شب حادثه ... پس از این كه علیرضا شوهر مرا كشت، من ترسیدم در خانه بمانم چون فكر می‌كردم برادرشوهرهایم مرا می‌كشند. این بود كه با علیرضا فرار كردم.» علیرضا به خاطر قتل شوهر صغرا مولایی به اعدام و به خاطر «روابط نامشروع» به 100 ضربه شلاق محكوم شد. احكام یادشده در دیوان عالی‌كشور تحت رسیدگی است. به قرار اطلاع، صغرا مولایی در زندان رجایی‌شهر كرج نزدیك تهران زندانی است.

در مه 2005، شعبه 71 دادگاه جنایی استان تهران فاطمه را (كه نام خانوادگی‌اش دانسته نیست) به عنوان شریك جرم در قتل به قصاص و به خاطر «رابطه نامشروع» با مردی به نام محمود به اعدام با سنگسار محكوم كرده است. شوهرش به به عنوان شریك جرم در قتل محمود به 16 سال زندان محكوم شده است. پرونده در حال حاضر در دیوان عالی‌ كشور تحت رسیدگی است. بنا به یك گزارش در روزنامه اعتماد در مه 2005، درگیری بین محمود و شوهر فاطمه اتفاق افتاده بود. فاطمه اعتراف كرده كه طنابی را دور گردن محمود بسته و این باعث خفگی او شده است. او ادعا كرده كه فقط می‌خواسته دست و پای محمود را پس از این كه بیهوش شده است ببندد و او را تحویل پلیس بدهد

اطلاعات زمینه‌ای
عفو بین ‌الملل از دو مورد دیگر حكم اعدام به وسیله سنگسار آگاه شده است: اشرف كلهری (به سند زیر و به‌روز ) و حاجیه اسماعیل‌وندUA 203/06, MDE 13/083/2006, 27 July 2006 شده‌ های آن مراجعه فرمایید
.و به‌روز شده‌ های آن مراجعه فرمایید UA 336/04, MDE 13/053/2004, 16 December 2004به سند
رییس قوه قضائیه در دسامبر 2002 اعلام كرد كه كاربرد سنگسار قطع شده است، ولی گزارش‌ها حاكی از آن است كه احتمالا یك زن و یك مرد در مه 2006 سنگسار شده‌اند

اقدام توصیه شده: لطفا تقاضاهای خود را هرچه زودتر به زبان‌های فارسی، انگلیسی، عربی یا به زبان خودتان بفرستید
- بخواهید كه حكم اعدام به وسیله سنگسار در مورد هفت زن نام‌برده بالا به فوریت تخفیف پیدا كند
- مخالفت بی قید و شرط خود با مجازات اعدام را به عنوان یك مجازات د رحد نهایی خشن، غیر انسانی و تحقیركننده و ناقض حق حیات بیان كنید
- به خاطر مقامات ایرانی بیاورید كه كمیته حقوق بشر سازمان ملل (در مورد پرونده تونن در برابر استرالیا) تصریح كرده است كه تخلف جنایی شناختن زنا و زنای محصنه با استانداردهای بین المللی حقوق بشر هم‌خوانی ندارد. بنا بر این، حكم اعدام به وسیله سنگسار برای زنای محصنه، بر اساس ماده 6(2) میثاق بین المللی حقوق مدنی، و سیاسی كه می‌گوید حكم اعدام «فقط در مورد شدیدترین جنایات» مجاز است، نقض تعهدات ایران بشمار می‌رود،
- بخواهید كه به عنوان گام مثبتی در جهت اجرای قوانین و استانداردهای بین المللی مربوط به حفظ حقوق بشر، اعدام به وسیله سنگسار در ایران لغو شود

تقاضاها به
رهبر جمهوری اسلامی
سید علی ‌خامنه‌ای
دفتر رهبری، خیابان شهدا، قم، جمهوری اسلامی
info@leader.ir یا istiftaa@wilayah.org ایمیل:
عنوان: آیت‌الله

رییس قوه قضائیه
محمود هاشمی ‌شاهرودی
وزارت دادگستری، پارك شهر، تهران، جمهوری اسلامی
ایمیل: لطفا از طریق فرم نظرخواهی در صفحه فارسی سایت اینترنتی زیر ایمیل بفرستید
http://www.iranjudiciary.org/contactus-feedback-fa.html
عنوان: آیت‌الله

كپی به: نماینده رسمی دیپلماتیك ایران در كشور خودتان

لطفا به فوریت تقاضاهای خود را بفرستید. اگر پس از 9 نوامبر 2006 تقاضایی می‌فرستید لطفا با دبیرخانه عفو بین الملل چك كنید

Saturday, September 30, 2006

پرونده دو دانشجوي دانشگاه شهيد چمران اهواز به شعبه تشخيص ديوان عالي كشور ارجاع شد


پرونده دو دانشجوي دانشگاه شهيد چمران اهواز به شعبه تشخيص ديوان عالي كشور ارجاع شد

پرونده منصور طيوري‌‏نصب و حسين بوعذار، از دانشجويان دانشگاه شهيد چمران اهواز كه احكام 13 سال حبس آنها از سوي دادگاه تجديدنظر نيز تأييد شده بود، به شعبه 13 تشخيص ديوان عالي كشور ارجاع شد. سعيد نيسي، وكيل مدافع اين دو دانشجوي دانشگاه شهيد چمران اهواز، اتهام موكلانش را عضويت در جمعيت غيرقانوني و فعاليت تبليغي عليه نظام عنوان كرد و گفت: پيش از اين موكلانم از سوي دادگاه بدوي به تحمل 16 سال حبس محكوم شده بودند اما با تجديدنظرخواهي ما اين محكوميت به 13 سال حبس تقليل پيدا كرد. وي افزود: به دنبال ابلاغ حكم دادگاه تجديدنظر، نسبت به اين احكام تجديدنظرخواهي كرديم كه اين پرونده هم‌‏اكنون در شعبه شعبه تشخيص ديوان عالي كشور در حال رسيدگي است و منتظر تصميم هستيم

Friday, September 29, 2006

با ما




گزارش كامل كنفرانس خبري دفتر تحكيم وحدت در مورد ممانعت از تحصيل دانشجويان

اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت و سازمان دانش آموختگان ايران صبح امروز طي كنفرانس خبري كه در محل خبرگزاري كار (ايلنا) برگزار شد‏، به اظهارات برخي از مسئولان وزارت علوم و تحقيقات كه وجود دانشجويان ستاره دار محروم از تحصيل را تكذيب كرده بودند ‏پاسخ گفتند. در اين نشست خبري آقايان مهدي اميني زاده (عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت و عضو كنوني شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران) ‏، محمد هاشمي ( دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت) و علي نيكونسبتي (عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت) در حالي كه مداركي دال بر محروميت از تحصيل تعدادي از دانشجويان به دليل مسائل غير علمي و همچنين مكاتبات اداري وزارت علوم و وزارت اطلاعات در اين زمينه را به همراه داشتند‎ ؛ خواستار جلوگيري هرچه سريعتر از نقض حقوق اوليه دانشجويان توسط حاكميت و بركناري مسئولان متخلف در وزارت علوم شدند . ** محمد هاشمي آمارهاي تكان دهنده برخورد با جنبش دانشجويي در سال گذشته را ارائه داد در ابتداي اين كنفرانس خبري محمد هاشمي دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت گفت:‌ متاسفانه از آغاز تاسيس دانشگاه در ايران همواره برخورد با دانشجويان و جنبش دانشجويي وجود داشته است ، اما اين برخوردها طي يكسال گذشته وارد مرحله جديد شده است و از نوع ديگري است . وي با اشاره به مصاحبه هاي متعدد وزيرعلوم و معاونانش در مورد مهرورزي با دانشجويان گفت : عليرغم اينكه آقايان مرتبا مي گويند از حقوق دانشجويان دفاع مي كنند و با آنها با رافت برخورد مي شود و به زغم اينكه با نهادسازي هاي موازي مي خواهند فضاي دانشگاه را با نشاط جلوه دهند ، آمارهايي كه در اختيار ماست حكايت ديگري دارد . هاشمي با اشاره به اينكه منبع اين آمارها از خبرگزاري هايي است كه از نظر حاكميت رسمي شناخته مي شوند آمار برخورد با جنبش دانشجويي در سال گذشته را چنين برشمرد: ** بيست وچهار مورد احضار و بازجويي دانشجويان در نهادهاي امنيتي ** پنجاه و هفت مورد بازداشت دانشجويان ** شصت و پنج مورد احضار به دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب ** سي و هفت مورد محاكمه دانشجويان ** پنجاه و سه مورد حكم قضايي عيله دانشجويان ** يكصد و شصت و هفت مورد احضار به كميته انضباطي كه صد مورد آن در تابستان و تعطيلي دانشگاه ها بوده است **هشتاد و نه مورد حكم كميته انضباطي ** بيست و پنج مورد تعطيلي نهادهاي مستقل دانشجويي ** سي و نه مورد نشريه توقيف شده ** بيست و هشت مورد مراسم لغو مجوز شده ** هفت مورد اخراج دانشجويان از دانشگاه دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت در مورد نهادهاي شاكي از دانشجويان نيز گفت : ** داخل دانشگاه : كميته انضباطي، هيات نظارت بر نشريات دانشجويي، هيات نظارت بر تشكل هاي دانشجويي، حراست، بسيج دانشجويي، رييس دانشگاه ، معاون دانشجويي ، نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاهها، جامعه اسلامي دانشگاه . **خارج از دانشگاه :‌ نيروي انتظامي ، وزارت اطلاعات ، قوه قضاييه ، شوراي نگهبان ، ائمه جمعه ، سپاه پاسداران ،‌ صدا و سيما ، وزارت كشور و وزارت علوم . وي همچنين گفت : اين برخوردها مختص دانشجويان نيست و بلكه دامنگير اساتيد هم شده است . هاشمي با اشاره به موضوع بازنشستگي اجباري اساتيد به ويژه در دانشگاه تهران گفت : به طور نمونه در يكي از دانشكده هاي دانشگاه تهران يكي از اساتيد آنجا به مقام رياست مي رسد و سپس اساتيدي را كه مانند او فكر نمي كنند را اجبارا بازنشسته مي كند . دبير تشكيلات دفتر تحكيم در ادامه گفت : من نمي دانم رييس دولت آيا تا به حال نمره أي به وزير علوم خود داده است يا نه و يا چه قضاوتي مي خواهد در مورد عملكرد وزير علوم داشته باشد . هاشمي با اشاره به محدوديت هايي كه متوجه نشريات دانشجويي است گفت : عليرغم همه انتقاداتي كه به مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي داريم‏، مطابق همان آيين نامه ها نشريات بايستي پس از انتشار يك نسخه از نشريه خود را به هيات نظارت بدهند اما در حال حاضر هر نشريه بايد قبل از انتشار مطالب خود را به هيات نظارت ارائه دهد تا با تاييد آنها آن نشريه چاپ شود . وي همچنين از سطح علمي دانشگاهها انتقاد كرد و گفت : متاسفانه در اين زمينه هيچ آمار و كارنامه أي وجود ندارد و هيچ نهادي هم چنين آماري را ارائه نمي دهد اما همه ما با معضل فرار مغزها و مسايلي از اين دست آشنا هستيم. هاشمي همچنين گفت : وزير علوم كه تنها به مصاحبه هاي پرطمطراق بسنده مي كند و تا كنون به ميان دانشجويان نيامده است چه جوابي براي اين پرسش ها و عملكرد خود دارد. *** علي نيكونسبتي: آقاي وزير اين اسامي محرومان از تحصيل است در ادامه اين نشست علي نيكونسبتي عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت نيز با اشاره به پاسخ هاي متعددي كه مسئولان وزارت علوم تاكنون به مساله دانشجويان ستاره دار داده اند گفت : اين تناقض گويي ها نشانه دروغگويي است. آقايان در ابتدا منكر وجود دانشجويان ستاره دار بودند، سپس گفتند كه اين دانشجويان نقص پرونده دارند و بعد هم گفتند اين در مورد دانشجوياني است كه مسائل انضباطي دارند . نيكونسبتي در ادامه در پاسخ به زاهدي وزير علوم كه چندي پيش گفته بود حتي اگر يك دانشجوي محروم از تحصيل وجود دارد اسم اش را اعلام كنند ليست دانشجويان محروم از تحصيل در دوره كارشناسي ارشد را كه با وجود قبولي علمي در كارنامه هاي ارسالي، اسمشان اعلام نشده است، چنين اعلام كرد . حنانه عزيزي ‏( دانشگاه علامه طباطبايي) ، سيامك كريمي( دانشگاه همدان) ، ياشار قاجار( دانشگاه پلي تكنيك)، زهرا جاني پور ( دانشگاه همدان) ، محسن فاتحي دانشگاه تهران
وي همچنين اسامي دانشجوياني را كه با وجود ثبت نام در دانشگاه در سال گذشته با نظر وزارت اطلاعات قبولي آنها در دانشگاه كان لم يكن تلقي شده است، چنين اعلام كرد
مهدي اميني زاده (دانشگاه مفيد قم) ، حامد حسن دوست (دانشگاه تربيت معلم تهران) ‏، پيمان عارف دانشگاه تهران)
عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با تاكيد بر اين نكته كه مطابق ضوابط علمي اين دانشجويان قبول شده اند اما اسامي آنها اعلام نشده است‏ ، كارنامه خانم حنانه عزيزي را به خبرنگاران نشان داد كه مطابق آن در مقابل كد قبولي آن درج شده بود ( بند2) نيكونسبتي آنگاه با قرائت بند 2 مربوط گفت: اين دسته از دانشجويان دانشجوياني هستند كه صلاحيت علمي آنها تاييد اما صلاحيت آنها براي ادامه تحصيل از سوي كميته بررسي صلاحيت استاد و دانشجو در سازمان سنجش آموزش كشور تاييد نشده است . علي نيكو نسبتي همچنين نامه اي را از سوي كميسيون مذكور به خبرنگاران ارائه داد كه مطابق آن نداشتن صلاحيت هاي عمومي دليل اعلام نشدن قبولي يكي از دانشجويان اعلام شده بود . وي ادامه داد: در مورد خانم زهرا جاني پور هيچ دادگاه و مرجع قضايي ادامه تحصيل ايشان را ممنوع نكرده است. همچنين آقاي محسن فاتحي هم كه مدتي به دلايل نامعلوم بازداشت شده بودند هيچگونه حكمي را دريافت نكرده اند. نيكو نسبتي همچنين گفت : ياشار قاجار هم كه مدتي را در تابستان امسال بنا بر دلايل نامعلوم در بازداشت به سر برد هنوز در هيچ دادگاهي محكوم نشده است. وي افزود : خانم حنانه عزيزي، سيامك كريمي تاكنون هيچگونه محكوميتي حتي در كميته هاي انضباطي نداشته اند. در مورد خانم عزيزي به دليل اينكه ايشان فرزند آقاي عزيزي بني طرف از روزنامه نگاران هستند از تحصيل محروم شده اند . عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با غير منصفانه و بي شرمانه خواندن اينگونه برخوردها با دانشجويان گفت: آقاي نوربخش چرا دروغ مي گوييد كه اين دانشجويان سابقه محكوميت داشته اند؟ آقاي وزير علوم شما گفتيد كه اگر يك اسم هم داريد اعلام كنيد اكنون اين اسامي اعلام شده است. وي همچنين گفت دو دانشجوي ديگر از دانشگاه تهران هم دچار اين مشكل هستند كه بنا به خواست خودشان نمي توانيم اسامي آنها را اعلام كنيم . نيكو نسبتي همچنين گفت : آقاي محمدحسن نعيمي پور فرزند آقاي نعيمي پور نماينده مجلس ششم نيز در حالي كه هيچگونه سابقه أي ندارد در زمره دانشجوياني است كه از ثبت نام آنها جلوگيري مي شود و بي شرمانه و بي انصافي است كه به دليل عقايد سياسي انتقادي پدر يك دانشجو چنين برخوردي را با وي انجام دهند .
نيكو نسبتي همچنين با ارائه نامه اي از كميسيون گزينش استاد و دانشجو كه در آن صراحتا به نظريه وزارت اطلاعات براي ممانعت از تحصيل آقاي حامد حسن دوست اشاره شده بود گفت: آقاي حامد حسن دوست از اعضاي انجمن دانشگاه صنعتي اصفهان كه در دانشگاه تربيت معلم مشغول به ادامه تحصيل بوده اند و هيچگونه سابقه محكوميتي چه در داخل و چه در خارج از دانشگاه نداشته‌اند با استناد به نظر وزارت اطلاعات از ادامه تحصيل منع و از دانشگاه اخراج شده اند. وي افزود : در يك اتفاق جالب توجه پس از اعلام قبولي يك دانشجو در روزنامه كميته انضباطي بلافاصه براي وي حكم صادر كرده است. نيكونسبتي با انتقاد از عملكرد كميته هاي انضباطي گفت: به اين ترتيب مي توانند از فردا براي هر كس كه مي خواهند ادامه تحصيل ندهد حكم كميته انضباطي صادر كنند. وي ادامه داد : در يكي از دانشگاه هاي تهران رييس دانشكده يك دانشجو را كتك مي زند و مضروب مي كند و فيلم اين اتفاق هم موجود است اما جالب آنكه آن دانشجو در كميته انضباطي به دو ترم تعليق با احتساب سنوات محكوم مي شود . نيكونسبتي با اشاره به احضارهاي گسترده دانشجويان دانشگاه تهران گفت : بسياري از اين دانشجويان به دليل اعتراض به انتصاب عميد زنجاني كه فاقد مدرك دانشگاهي است به رياست دانشگاه تهران، احضار شده اند. وي ادامه داد : بله‏ ، كميته هاي انضباطي به اين شكل حكم صادر مي كنند و در آنها چيزي جز بازجويي و محاكمه پشت درهاي بسته اتفاق نمي افتد. بنده صراحتا بگويم در دانشگاه تهران آقاي غلام علي زاده فعالان دانشجويي را ساعتها مورد بازجويي قرار مي دهد. و اين نحوه فعاليت كميته هاي انضباطي است . ***نيكو نسبتي : خواهان عذرخواهي ، استعفا . محاكمه مسئولان وزارت علوم هستيم عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت گفت : اكنون ما خواهان عذرخواهي ، استعفا . محاكمه مسئولان وزارت علوم به دليل نقض حقوق شهروندي دانشجويان هستيم. وي گفت : اين يك غده سرطاني در وزارت علوم است و همانطور كه خاتمي شجات آن را داشت كه با غده سرطاني در وزارت اطلاعات برخورد كند در حال حاضر نيز بايد با اين غده سرطاني و درغگو در وزارت علوم برخورد شود . نيكونسبتي با اشاره به سكوت مقامات وزارت علوم در اين موضوع ادامه داد : آقاي خرمشاد معاون وزير علوم در كه در سفرمكه در مورد تخيلات خود از جنبش دانشجويي با خبرنگارها مصاحبه مي كردند چگونه است كه در شرايط فعلي سكوت كرده اند . من براي رييس دولت متاسفم ، آقاي الهام سخنگوي دولت در اين مورد گفتند كه دولت آنقدر حقير نشده است كه با دانشجويان برخورد كند و من بايد بگويم بر اساس اين مدارك دولت از اين هم حقيرتر شده است و اين مدارك نشانه حقارت دولت است . ** مهدي اميني زاده :‌ وضعيت دخالت حكومت در دانشگاه ها از قبل از انقلاب هم اسفناكتر است در ادامه اين نشست خبري همچنين مهدي اميني زاده عضو شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران گفت : برخلاف صحبتهايي كه از آقاي نوربخش و آقاي الهام مي شنويم . مداركي كه دوستان ارئه دادند و همچنين روندي كه در جريان ادامه تحصيل خود بنده اتفاق افتاده است گوياي واقعيت ديگري است . اميني زاده در مورد وضعيت ادامه تحصيل خود نيز گفت : سال پيش هنگامي كه در اولين روز شروع كلاس ها بوديم از آموزش دانشگاه با مت تماس گرفتند و گفتند بر اساس نامه كميسيون گزينش سازمان سنجش شما نمي توانيد ادامه تحصيل بدهيد . وي ادامه داد : در مراجعات بنده به وزارت علوم و سازمان سنجش مشخص شد كه بر اساس اظهار نظر وزارت اطلاعات با اين ادعا كه من با گروههاي منتقد نظام رابطه دارم از ادامه تحصيل من جلوگيري كرده اند . عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم گفت : بعدها در مراجعات حضوري به ما منعكس كردند كه از نظر وزارت اطلاعات بهتر است در همين مرحله با دانشجوياني مانند ما برخورد كنند و به اين شكل براي نظام هزينه كمتري دارد . اميني زاده گفت : متاسفانه ما هنوز به استقلال دانشگاه نرسيده ايم و الان وضعيت دخالت حكومت در دانشگاه ها از قبل از انقلاب هم اسفناكتر شده است. اميني زاده خطاب به مسئولان گفت : ما دراين كشور نه مي خواهيم وزير بشويم نه نماينده مجلس و نه حتي كارمند دولت ، ما تنها مي خواهيم درس بخوانيم و علم آموزي كنيم . شما كه ادعاي اسلام داريد با اين همه تاكيد دين اسلام بر علم آموزي چگونه ما را از حق علم آموزي منع مي كنيد . وي با اشاره به آيين نامه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در مورد ممنوعيت از تحصيل دانشجويان گفت : در اين آيين نامه تنها در دو مورد دانشجو را مي توان از ادامه تحصيل ممنوع كرد ، يكي اعتياد به مواد مخدر و شهره بودن به فساد است و ديگري عناد با نظام ، آيين نامه عناد را هم تعريف كرده است كه شامل مبارزه مسلحانه و ترويج عقايد گروه هاي الحادي است . اميني زاده ادامه داد :‌ ديروز هم در خدمت علماي قم بوديم ايشان نيز تاكيد داشتند كه اين نوع برخورد با دانشجويان خلاف موازين شرعي است . عضو شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران گفت : شما كه در سازمان ملل بر اساس كرامت ذاتي انساني سخنراني مي كنيد ، بگوييد در كجاي دنيا چنين اقداماتي سابقه داشته است . آقاي رييس جمهور شما جز يكسري حقوق بيولوژيك مانند غذاخوردن و نفس كشيدن چه حقي براي ما قايل هستيد ، آقاي رييس جمهور ما چه حقي براي زندگي داريم ؟ آيا شما هم معتقديد منتقدان بايد پاسپورت بگيرند و از كشور خارج شوند ؟ امين زاده افزود : متاسفيم كه پس از انقلاب مشروطه و جنبش ملي نفت و انقلاب بهمن 57 امروز به چنين جايي رسيده ايم . در ادامه اين نشست محمد هاشمي دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت گفت : در مورد يكصد دانشجويي نيز كه يك و يا دو ستاره بوده اند نيز بايد اضافه كنيم كه همه آنها به يكسري تعهدنامه اكنون ثبت نام شده اند و برخلاف اظهارات آقاي نوربخش صرفا مفاد آن تعهدها رعايت قانون دانشگاه نبوده است بلكه شامل تعهد به اعتقاد به عقايد سياسي دانشگاه و همكاري با برخي نهادها هم بوده است . وي گفت حتي اگر اظهارات آقاي نوربخش در مورد مفاد تعهدنامه ها را هم بپذيريم در اين صورت بايد گفت كميته هاي انضباطي هم ديگر بي فايده و عملا حذف شده اند ،‌چرا كه با اين تعهدها هر دانشجويي كه خلاف مقررات دانشگاه عمل كند مستقيما اخراج مي شود و حتي در يك سازوكار مساله دار مانند كميته انضباطي نيز به مساله او رسيدگي نمي شود . *** پرسش و پاسخ با خبرنگاران در اين كنفرانس خبري ، خبرنگاري پرسيد ، پس از انقلاب براي تثبيت آن انقلاب فرهنگي در دانشگاه ها انجام شد به نظر شما اكنون اين برخوردها چه ضرورتي دارد . محمد هاشمي پاسخ داد كه در جمهوري اسلامي همواره به دانشگاه به اين نگاه وجود داشته است كه محل خطر است و همواره مي خواسته اند كه به نحوي جلوي فعاليت هاي آن را بگيرند . وي افزود : با اين حال هيچگاه در اين امر موفق نبوده اند چراكه آقايان به اين دليل كه خود در دانشگاه نبوده اند با محيط آن آشنا نيستند و نمي دانند كه نقد قدرت و آرمان خواهي جز ذات دانشگاه است و حتي پس از آنكه در دهه 60 همه تفكرات منتقد را از دانشگاه بيرون كردند چون اين مساله در ذات دانشگاه است دوباره جريان نقد قدرت در دانشگاه زاييده مي شود و بايد بدانند كه دانشگاه هيچگاه گوش به فرمان نخواهد بود و حاكميت بايستي نگاه امنيتي به دانشگاه را كنار بگذارد . مهدي اميني زاده هم در اين مورد گفت : پيش از انقلاب فرهنگي در سفري كه برخي مسئولان به چين داشتند مقامات چيني كه چنين تجربه أي داشتند به ايشان گفته بودند كه از الگوي ما استفاده نكنيد ، چون عواقب آن را ديده بودند ، اما متاسفانه اين كار انجام شد و اكنون نتايج ناگوار اجتماعي آن را مي بينيد كه نيروي متخصص كشور همگي به خارج از كشور رفته است . وي همچنين گفت : رفتار آقايان متاسفانه باعث خدشاه دار شدن برخي مفاهيم والا مانند عدالت شده است. آقايان از كدام عدالت سخن مي گويند ؟‌ بسياري از دانشجويان هوادار خودشان و از بسيجيان را كه با سهميه هاي بسياري كه دارند وارد دانشگاهمي كنند حالا هم كه يك عده دانشجو با تكيه بر توانايي هاي خودشان مي خواهند علم آموزي كنند با آنها چنين برخوردي مي كنند ، اين چه عدالتي است ؟ خبرنگار ديگري پرسيد آيا اين برخوردها در ادامه سخنان رييس جمهوري براي فرياد بر سر سكولاريسم در دانشگاه ها نيست ؟ علي نيكو نسبتي پاسخ گفت : آقاي احمدي نژاد در نيويورك به جاي آنكه به سوالات در مورد برخورد با دانشجويان و زنداني كردن و … پاسخ بدهد گفت اينها تقصير يك كارمند بوده است و يك اشتباه بوده است ، اكنون به نظر ما اين غده سرطاني در وزارت علوم وجود دارد ، آقاي خاتمي با غده سرطاني در وزارت اطلاعات برخورد كردند آقاي احمدي نژاد هم بايستي برخورد كنند و اگر برخورد نمي كنند يعني با آنها هم عقيده هستند و در اين صورت ايشان نقض قانون اساسي كرده است و ادامه رياست جمهوري ايشان با مشكل مواجه است . وي همچنين گفت :‌ آقاي احمدي نژاد پس از يكسال گويا قرار است به دانشگاه بيايند ، ما به ايشان پيشنهاد مي كنيم به جاي آنكه در يك سالني وارد بشوند كه همه حاضران از پيش تنظيم شده باشند و برايشان سوت و كف بزنند به سوالات نماينده دفتر تحكيم به عنوان بزرگترين تشكل دانشجويي در ايران پاسخ بگويند . وي در پايان گفت : آقاي احمدي نژاد به جاي آنكه به روستاهاي دورافتاده برويد و اخبار گلچين شده سفر خود را پخش كنيد اگر شجاعت داريد به دانشگاه بياييد و به اگر اين ديدارها شو و نمايش نيست به سوالات دانشجويان پاسخ بگوييد

نظام با اصرار بر ادامه جنگ خسارات جبران ناپذيری بر کشور تحميل کرد



دفتر هاشمي رفسنجاني نامهدلايل پذيرش آتش بس در جنگ تحميلي از سوي خمينيرا منتشر كرد
متن نامه به شرح زير است
بسم الله الرحمن الرحيم
با ياري خداوند متعال و با سلام و صلوات به انبياء بزرگوار الهي و ائمه معصومين صلوات عليهم اجعمين حال كه مسئولان نظامي ما اعم از ارتش و سپاه كه خبرگان جنگ مي‌باشند، صريحاً اعتراف مي‌كنند كه ارتش اسلام به اين زودي‌ها هيچ پيروزي به دست نخواهند آورد و نظر به اين كه مسئولان دلسوز نظامي و سياسي نظام جمهوري اسلامي از اين پس جنگ را به هيچ وجه به صلاح كشور نمي‌دانند و با قاطعيت مي‌گويند كه يك دهم سلاحهايي را كه استكبار شرق و غرب در اختيار صدام گذارده‌اند به هيچ وجه و با هيچ قيمتي نمي‌شود در جهان تهيه كرد و با توجه به نامه تكان دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه يكي از ده‌ها گزارش نظامي سياسي است كه بعد از شكست‌هاي اخير به اينجانب رسيده و به اعتراف جانشيني فرمانده كل نيروهاي مسلح،فرمانده سپاه يكي از معدود فرماندهاني است كه در صورت تهيه مايحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ مي‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاحهاي شيميايي و نبود وسائل خنثي كننده آن، اينجانب با آتش بس موافقت مي‌نمايم و براي روشن شدن در مورد اتخاذ اين تصميم تلخ به نكاتي از نامه فرمانده سپاه كه در تاريخ 2/4/67 نگاشته است اشاره مي‌شود، فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزي نداريم، ممكن است در صورت داشتن وسائلي كه در طول پنج سال به دست مي‌آوريم قدرت عمليات انهدامي و يا مقابله به مثل را داشته‌ باشيم و بعد از پايان سال 71 اگر ما داراي 350 تيپ پياده و 2500 تانك و 3000 توپ و 300هواپيماي جنگي و 300 هليكوپتر ...كه از ضرورتهاي جنگ در آن موقع است - داشته باشيم مي‌توان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندي داشته باشيم. وي مي‌گويد قابل ذكر است كه بايد توسعه نيروي سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نيم افزايش پيدا كند، او آورده است البته آمريكا را هم بايد از خليج فارس بيرون كنيم والا موفق نخواهيم بود. اين فرمانده مهمترين قسمت موفقيت طرح خود را تهيه به موقع بودجه و امكانات دانسته است و آورده است كه بعيد به نظر مي‌رسد دولت و ستاد فرماندهي كل قوا بتوانند به تعهد عمل كنند. البته با ذكر اين مطالب مي‌گويد بايد باز هم جنگيد كه اين ديگر شعاري بيش نيست. آقاي نخست وزير از قول وزراي اقتصاد و بودجه وضع مالي نظام را زير صفر اعلام كرده‌اند، مسئولان جنگ مي‌گويند تنها سلاحهائي را كه در شكستهاي اخير از دست داده‌ايم به اندازه تمام بودجه‌اي‌ است كه براي سپاه و ارتش در سال جاري در نظر گرفته شده بود. مسئولان سياسي مي‌گويند از آنجا كه مردم فهميده‌اند پيروزي سريعي به دست نمي‌آيد شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است. شما عزيزان از هر كس بهتر مي‌دانيد كه اين تصميم براي من چون زهر كشنده است ولي راضي به رضاي خداوند متعال هستم و براي صيانت از دين او و حفاظت از جمهوري اسلامي اگر آبروئي داشته باشم خرج مي‌كنم، خداوندا ما براي دين تو قيام كرديم و براي دين تو جنگيديم و براي حفظ دين تو آتش بس را قبول مي‌كنيم. خداوندا تو خود شاهدي كه ما لحظه‌اي با آمريكا و شوروي و تمام قدرتهاي جهان سرسازش نداريم و سازش با ابرقدرتها و قدرتها را پشت كردن به اصول اسلامي خود مي‌دانيم خداوندا در جهان شرك و كفر و نفاق در جهان پول و قدرت و حيله و دوروئي ما غريبيم، تو خود ياريمان كن. خداوندا در هميشه تاريخ وقتي انبياء و اوليا و علماء تصميم گرفته اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را در هم آميزند و جامعه‌اي دور از فساد و تباهي تشكيل دهند با مخالفتهاي ابوجهل‌ها و ابوسفيان‌‌هاي زمان خود مواجه شده‌اند. خداوندا، ما فرزندان اسلام و انقلابمان را براي رضاي تو قرباني كرديم غير از تو هيچكس را نداريم ما را براي اجراي فرامين و قوانين خود ياري فرما، خداوند از تو مي‌‌خواهم تا هر چه زودتر شهادت را نصيبم فرمائي. گفتم جلسه‌اي تشكيل گردد آتش بس را به مردم تفهيم نمايند. مواظف باشيد ممكن است افراد داغ و تند با شعارهاي انقلابي شما را از آنچه صلاح اسلام است دور كنند، صريحا مي‌گويم بايد تمام همتتان در توجيه اين كار باشد. قدمي انحرافي حرام است و موجب عكس العمل مي‌شود. شما مي‌دانيد كه مسئولان رده بالاي نظام با چشمي خونبار و قلبي مالامال از عشق به اسلام و ميهن اسلامي‌مان چنين تصميمي گرفته‌اند خدا را در نظر بگيريد و هر چه اتفاق مي‌افتد از دوست بدانيد، و السلام علينا و علي عباد الله الصالحين
روح‌الله الموسوي الخميني
شنبه 25/تير/67




Wednesday, September 27, 2006

پرونده عبدالفتاح سلطاني دادگاه انقلاب ارجاع شد




پرونده عبدالفتاح سلطاني به دادگاه انقلاب ارجاع شد

محمد سيف‌‏زاده، وكيل مدافع سلطاني گفت: موكلم پيش از اين از سوي شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران به اتهام افشاي اسناد محرمانه و تبليغ عليه نظام به تحمل پنج سال حبس تعزيري و پنج سال محروميت از حقوق اجتماعي محكوم شده بود و پرونده به شعبه 17 دادگاه استان تهران ارجاع شد. تاكنون وقت جلسه بعدي به ما ابلاغ نشده است
سيف‌‏زاده كه وكالت برخي دراويش گنابادي قم را كه در ماجراي حسينيه شريعت قم مورد ضربت‌‏ و شتم قرار گرفته بودند، برعهده دارد، در خصوص آخرين وضعيت پرونده موكلانش، گفت: ما در اين پرونده از مقامات سياسي انتظامي استان قم به جهت ايراد ضرب و شتم موكلان طرح شكايت كرده بوديم ما درخواست كرده بوديم تا زماني كه آثار ضرب و جرح بر بدن موكلان باقي است، آنها به پزشكي قانوني اعزام شوند كه تاكنون اين خواسته ما محقق نشده است

نبود پرمعنا یش را هم

تنها آشنایم که مرد
با هیچ کس آشنایم بود
که درفریب نورانی چشمان کفتارها و ددان
وهنگامه قانونی شدن سقوط
با حرکت چهل چراغهای جدید و قتال در خاک
از وهمی درخشان و و حشتی سفید ذوب شد

تازه تنها شده ام
پژواک صدایم را می جوم
ونجوای خرد شدن اعصابم را می بلعم
در ثانیهء موعود انرژی هضم سکوتم
این تنهایم
شریان قلبم را پاره خواهد کرد
و نبودن گردن
معمای گره دار را باز خواهد کرد
و اوراق باطل شده مرگ
صحرای قطع در ختان را
در میانه سطرها به نمایش خواهند گذاشت

هستی بی دلیلش را
تنها آشنایم که مرد
تعبیر نکرد
و
نبود پرمعنا یش را هم
اما
فردا خلاء انجماد رودخانه ء نگاه سیری ناپذیرش
طعنه ء مواج حرارت
به هنگام
برای همه ،حتی گون ها به ارمغان خواهد آورد

تعليق یعنی تعلیق و تعلیق



سخنگوی وزارت امورخارجه آمريکا : تعلیق ( تعليق غنی سازی اورانيوم) یعنی تعلیق و تعلیق

آمریکا روز گذشته با اشاره به علامتهای امیدوارکننده از جانب ایران در آستانه آخرین مذاکرات هسته ای تهران با اروپا در عین حال تهدید کرد که اگر دیپلماسی با شکست روبرو شود،تحریمها همچنان در دستورکار خواهد بود . شون مک کورمک در پاسخ به سوالی درباره صحت گزارش روزگذشته روزنامه واشنگتن تایمزمبنی براینکه تهران به اعلام توقف غنی سازی اورانیوم نزدیک شده است، پاسخ داد: جواب درست به این سوال مستلزم داشتن بینش درست و بسیار روشن درروند تصمیم گیری حکومت ایران خواهد بود که ما چنین چیزی نداشتیم . وی با اشاره به اینکه علامتهای نوید بخشی از جانب ایران وجود دارد، خاطر نشان کرد: من علامتهای امیدوارکننده ای از جانب وزیر امور خارجه ایران شنیده ام . در صورت تایید این اظهارات، ما می خواهیم شاهد آن باشیم . شون مک کورمک افزود : ما مطمئنا امیدواریم که پاسخ مثبت باشد و آنها بگویند ما تعلیق خواهیم کرد، ما به طورقابل اثباتی برای آغاز مذاکرات،(غنی سازی ) را تعلیق خواهیم کرد . مطمئنا روند ترجیحی اقدام ما دراینجاست. سخنگوی وزارت خارجه آمریکا با بیان اینکه آمریکا بدون تعلیق همانطورکه آژانس بین المللی انرژی اتمی و شورای امنیت تاکید کردند،هیچ گونه مذاکراتی را دردستورکار خود قرارنخواهد داد و به این معنی است باید یک تعلیق قابل راست آزمایی وجود داشته باشد، بیان داشت :تعلیق یعنی تعلیق و تعلیق

Tuesday, September 26, 2006

تهدید دانشجویان


تهدید اعضای انجمن اسلامی دانشجویان توسط معاون دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر



همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید، مجید عطائی پور معاون دانشجویی دانشگاه اقدام به تهدید اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان نمود. وی اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان بصورت انفرادی به اتاق خود خوانده و به آنها اعلام کرد: این دانشجویان اجازه فعالیت با نام انجمن اسلامی دانشجویان را ندارند و در صورت انجام چنین فعالیتی با آنان برخورد شدید خواهد کرد.عطائی پور که همواره خود را حامی فعالیتهای دانشجویان دانشگاه می داند اقدام اخیر مدیریت دانشگاه را در تخریب انجمن اسلامی دانشجویان کاملا قانونی دانسته و با احضار بیش از ۳۰ دانشجوی دانشگاه به کمیته انضباطی طعم لذت بخش دفاع از فعالیتهای دانشجویان را به جامعه دانشگاهی پلی تکنیک چشانده است.اقدام معاون دانشجویی دانشگاه در حالی صورت گرفته است که پروژه ایجاد تشکل موازی با نام انجمن اسلامی به دلیل عدم استقبال دانشجویان در اردوی سیاسی شهریورماه شکست خورد.لازم به ذکر است رئیس دانشگاه که تمام تلاش خود را برای شکل گیری این اردو نموده بود با فرستادن نماینده خود در این اردو قصد برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان را داشت که این پروژه اطلاعاتی – امنیتی به دلیل حضور تنها سی و پنج بسیجی ناکام ماند

نگرانی عفو بين الملل از 'سرکوب منتقدين' در ايران



نگرانی عفو بين الملل از 'سرکوب منتقدين' در ايران

بی بی سی : سازمان عفو بين الملل در گزارشی تحت عنوان 'ايران: سرکوب دنباله دار منتقدان' نسبت به برخوردها و دستگيری های اخير در ايران ابراز نگرانی عميق کرده است.اين گزارش که روز دوشنبه 25 سپتامبر، سوم مهر ماه، منتشر شده به برخوردهای اخير مراجع انتظامی و قضايی ايران با تجمع های مسالمت آميز اشاره کرده و می نويسد: "سازمان عفو بين الملل از دستگيری ها و بازداشت های اخير در ايران، که فعالان حقوق بشر، فعالان گروه های اقليت قومی و ديگر هواداران آزادی بيان را هدف قرار داده، عميقا نگران است."سازمان عفو بين الملل در اين گزارش به طور خاص به دستگيری گروهی از آذربايجانی های معترض به تدريس نشدن زبان ترکی در مدارس و بازداشت چند فعال اجتماعی که در مخالفت با حکم اعدام چهار زن مقابل دفتر سازمان ملل در تهران دست به تجمع زده بودند، اشاره کرده و خواستار توقف فوری اينگونه برخوردها شده است.اين گزارش همچنين نسبت به وضعيت علی اکبر موسوی خوئينی (نماينده سابق مجلس ايران) در زندان ابراز نگرانی کرده و از قول خود آقای موسوی خوئينی نوشته که وی تحت فشار قرار گرفته تا 'توبه نامه' بنويسد.آقای موسوی خويينی بعدازظهر دوازدهم ژوئن (22 خرداد) هنگامی که در تجمعی در زمينه حقوق زنان در ميدان هفت تير تهران شرکت کرده بود بازداشت شد.به گزارش ديده بان حقوق بشر، آقای خوئينی که هفته پيش برای شرکت در مراسم چهلم پدرش به مرخصی آمده بوده، از شرايط خود در زندان انتقاد کرده و گفته در سلول انفرادی نگهداری می شود و روزی چهار بار مورد بازجويی قرار می گيرد
'سرکوب آذربايجانی های معترض'سازمان عفو بين الملل همچنين از دستگيری دستکم 15 فعال آذربايجانی که خواهان تحريم مدارس در روز اول مهر (در اعتراض به تدريس نشدن زبان ترکی در مدارس ايران) بوده اند، خبر داده است.طبق گزارش عفو بين الملل برخی از اين افراد در زمان دستگيری اعلاميه هايی برای برگزاری تجمع و تظاهرات همراه خود داشته اند.اصل پانزدهم قانون اساسی ايران، تدريس ادبيات زبان های محلی و قومی را در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد دانسته است، اما تنها اقليتی که در ايران از امکان تحصيل به زبان مادری برخوردارند، ارامنه اند که اساساً مدارسشان جداگانه و تحت نظارت نهادهای مذهبی ارمنی اداره می شودپيشتر، همزمان با روز اول مهر و آغاز سال تحصيلی جديد در مدارس ايران، گروهی از آذربايجانی های ايرانی مقيم انگلستان نيز در مقابل ساختمان بخش جهانی بی بی سی در لندن گرد آمدند تا به عدم تدريس زبان ترکی در مدارس ايران اعتراض کنند.
دستگيری مخالفان اعدام زنانعفو بين الملل در گزارش خود همچنين از دستگيری دستکم ده نفر در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران در روز 24 سپتامبر (دوم مهرماه) خبر داده است.بنابه اين گزارش، شرکت کنندگان در اين تجمع آرام به حکم اعدام چند زن از جمله کبری رحمانپور، فاطمه حقيقت پژوه، نازنين فاتحی، و شهلا جاهد اعتراض داشته و خواهان لغو اجرای اين احکام بودند.شهلا جاهد که از سوی دادگاه به عنوان قاتل همسر ناصر محمدخانی، بازيکن سابق تيم ملی فوتبال ايران، شناخته شده پس از جنجال مطبوعاتی فراوان از سوی دادگاه به اعدام محکوم شد و يک بار نيز در زمستان سال گذشته آيت الله هاشمی شاهرودی، رئيس قوه قضائيه ايران، از اجرای حکم وی جلوگيری کرد.سازمان عفو بين الملل در عين حال نوشته است که دستگير شدگان در تجمع مقابل سازمان ملل احتمالا اندک زمانی بعد با امضای تعهدنامه آزاد شده اند.در پايان گزارش عفو بين الملل از مقام های ايرانی خواسته شده به اينگونه برخوردها با کسانی که به زبان نويسندگان گزارش 'از حق آزادی بيان و تجمع خود استفاده می کنند'، پايان دهند

Sunday, September 24, 2006

دادگاه سه دانشجوي دانشگاه يزد اول آبان برگزار مي‌‏شود

دادگاه سه دانشجوي دانشگاه يزد اول آبان برگزار مي‌‏شود

دادگاه تجديدنظر سه دانشجوي دانشگاه يزد به اتهام فعاليت تبليغي عليه نظام اول آبان ماه برگزار مي‌شود. پوربابايي، وكيل مدافع اين 3 دانشجو اظهار داشت: نويد غلامي، مرتضي برش‌جان و بهروز خالقي سه دانشجوي دانشگاه يزد هستند كه به اتهام فعاليت تبليغي عليه نظام مورد محاكمه قرار خواهند گرفت. وي افزود: سه موكلم پيش از اين در دادگاه بدوي به شش ماه حبس تعزيري محكوم شده بودند كه در پي اعتراض وكلا، پرونده به دادگاه تجديدنظر ارسال شده و جلسه‌ي رسيدگي اول آبان ماه برگزار خواهد شد

چهار نفر از اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه بوعلي سينا به ناجا احضار شدند


چهار نفر از اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه بوعلي سينا به ناجا احضار شدند11دانشجو در كميته انظباطي با احكام يك يا دو ترم تعليق روبرو شدند

چهار نفر از اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه بوعلي سيناي همدان با شكايت رييس دانشگاه علوم پزشكي همدان به ناجا احضار شدند.امين نظري، عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشگاه بوعلي سينا ، مصطفي پهلواني، دبير تشكيلات, صمد عزيزي, عضو شوراي مركزي و دبير سياسي تشكيلات و فرزاد شيري، عضو شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشگاه بوعلي وبنده افراديند كه به ناجا احضار شده‌‏اند همچنين 11 نفر از دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي همدان پس از احضار به كميته انضباطي با احكام يك يا دو ترم تعليق روبرو شدند. يكي از دانشجويان دانشگاه بوعلي نيز كه از فعالان سياسي اين دانشگاه بود، علي‌‏رغم كسب رتبه 17 در آزمون كارشناسي ارشد رشته حقوق، در گزينش رد صلاحيت شد

Thursday, September 21, 2006

اسماعيل جمشيدي عضو كانون نويسندگان ايران به زندان بازگشت

اسماعيل جمشيدي عضو كانون نويسندگان ايران كه در تاريخ 29 مرداد ماه به مرخصي آمده بود، روز گذشته پس از اتمام دوران مرخصي اش به زندان بازگشت
اسماعيل جمشيدي، روزنامه نگار، عضو هيات تحريريه مجله دنياي سخن، مدير مسئول ماهنامه گردون وسردبيرمجله ادبي آرمان، در تاريخ 30 خرداد ماه پس ازاحضار به دادگاه انقلاب بازداشت و به بند 350 زندان اوين منتقل گشت. وي از سوي دادگاه به تحمل 16 ماه حبس تعزيري محكوم شد.گفتني است اسماعيل جمشيدي پيش از اين در 18 تيرماه 82 نيز بازداشت و به مدت 54 روز در زندان به سر برده بود.گفته ميشود وي در اين مدت ممنوع القلم بوده و هيچ يك از ناشران اجازه چاپ آثار او را نداشتند. خودکشي صادق هدايت، شناخت نامه صمد بهرنگي، شناخت نامه غلام حسين ساعدي، شناخت نامه حسن مقدم و در دشت جنون از جمله آثار جمشيدي است

Wednesday, September 20, 2006

دکتر کیوان انصاری صبح روز سه شنبه مقابل منزلش توسط نیروهای امنیتی بازداشت


دکتر کیوان انصاری صبح روز سه شنبه 27 شهریور در مقابل منزلش توسط نیروهای امنیتی بازداشت
علت بازداشت دکتر انصاری روشن نیست و ظاهرا قرار است دلایل لازم برای این بازداشت در طول بازجویی توسط سناریونویسان نهادهای امنیتی ساخته شود.کیوان انصاری، دانش آموخته دکترای مهندسی پلیمر از دانشگاه امیرکبیراز فعالان پیشین دانشجویی است.از سوابق وی می توان به نایب دبیری انجمن اسلامی دانشجویان امیرکبیرو نایب رییس فراکسیون مدرن دفتر تحکیم اشاره کرد.دکتر انصاری هم اکنون عضو شورای مرکزی و شورای سیاستگذاری سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی( ادوار تحکیم وحدت) است. گفتنی است بیش از 3 ماه از بازداشت مهندس موسوی دبیر کل ادوارمی گذرد، وبا بازداشت دکتر انصاری، هم اکنون دو عضو ارشد ادوار تحکیم در بازداشت به سر می برند

بيانيه شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت




بيانيه شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در اعتراض به تعرض دولت و نهادهاي امنيتي به دانشگاههاي كشور




متاسفانه در چند روز گذشته اقدامات تمامیت خواهان، سپهر سیاسی اجتماعی کشور را غم بار تر از پیش کرده است. ایشان بدون کوچکترین روا داری نظر مخالف و حتی متفاوت با آرا خویش قصد در حذف کامل دیگران دارند
بستن نشریات و روزنامه ها، بر خورد با احزاب مستقل و تحول طلب، رفتار خصمانه با سندیکا های کارگری، برخورد های قرون وسطایی با دانشگاهیان درهمه سطوح فعالیت های دانشجویی، تا بوجود آوردن فقر و بی کاری فراگیر و… همه و همه آتشی در سینه وطن دوستان و آزادی خواهان و معتقدان به دموکراسی بر پا می کند
نشستن افراد بی صلاحیت بر مسند قدرت از آن جهت خطرناك است كه مي كوشند با خفه كردن صداي مخالفان جلوي هر گونه انتقاد از ضعف ها و ناشایستگی هایشان را بگيرند و سر در برف فرو مي برند به اين اميد كه ديگران آنها را نبينند. از سوي ديگر مي كوشند با ايجاد اشوب و بلوا و انداختن گناه آن به گردن ديگران دليلي براي بي درایتی خويش بيابند. اما دولت امنیتی نهم که در فقدان شرایط انتخابات آزاد و به قول آقای خاتمی بی اخلاقی و با کمترین در صد آرا در کل انتخابات های ریاست جمهوری اخیر ایجاد شده است خود روایتی دیگر در مسدود کردن تمام راههای ارتباطی مردم با حکومت دارد
دولتي كه سوار بر امواج پوپوليسم و به كمك نيروهاي نظامي و شبه نظامی بر مسند حكومت تكيه زده است ،در ابتدا شعار آوردن نان بر سر سفره مردم را مطرح نمود و لیکن از قضا نه تنها نان بر سر سفره كسي نیامده است بلكه هزاران كارگر به علت بی تدبیری و نالایقی مسولان در این دولت، نيز بي كار شده اند. اما مسولین امور هر یک همانند گذشته با جار و جنجال و سر دادن شعار هایی تو خالی تر از دیگری، می كوشيد گناه اين بي لياقتي و بي تدبيري را به گردن دشمنان خيالي داخلي و خارجي بيندازد. از چشم آقایان حاکم بر دولت روزنامه نگاران، اقلیتهای قومی مذهبی، کارگران، دانشگاهیان و هر قشر و جریانی که این قابلیت را داشته باشد که بتواند با مطرح کردن پاره ایی از حقوق نقض شده ایرانیان وجهه سیاسی و اجتماعی کسب کند، خطر بالقوه برای امنیت نظام است!
متاسفانه مسولین در دولت نهم به جای بر خورد واقع بینانه با مسائل و مشکلات خانمانسور ایران و ایرانیان و استفاده از ظرفیت های دانشجویان، اساتید، روزنامه ها، روشنفکران، کارگران و تمامی دلسوزان کشور، براي خفه كردن صداي منتقدان و جلوگيري از نمايان شدن ضعفهایشان روزنامه ها را تعطيل مي كند و روزنامه نگاران و انديشمندان را به زندان مي اندازد و اكنون نيز در ننگین ترين اقدام تاريخ معاصر ايران سرگرم اخراج دوباره دانشجويان و اساتيد است تا خاطره تلخ انقلاب فرهنگی که موجب هرز رفتن چندین نسل از
فرهیختگان ایران و هدررفتن سرمایه های این مرز و بوم شد، اذهان را بیش از پیش آزرده خاطر کند
1
فشار به دانشگاهها بدان جهت صورت مي گيرد كه تنها صداي منتقد باقي مانده در كشور را نيز خاموش نمايد تا ديگر نقدي بر
اقدامات نابخردانه و بدور از عقلانیت ایشان، صورت نگيرد. در حالی که دیپلماسی حاکمیت در بحران هسته ایی ایران زمین را هر روز بیش از پیش به لبه پرتگاه نزدیک می کند، در شرایطی که بر اساس تصمیمی بر خلاف قانون اساسی دو انتخابات شورای شهر و خبرگان رهبری به خاطر تمایل و خواست قدرت تجمیع شده است. در حالی که مردم ایران وضعیت وخیم اقتصادی را تجربه می کنند که منابع طبیعی ایران توسط آقایان و آقازادگان به تاراج می رود و طرح های کارشناسی نشده هر روز بیشتر و بیشتر ایرانیان را در نکبت فقر گرفتار می کند و… . در این میان تنها جایگاهی که برای دفاع از حقوق ضایع شده ایرانیان باقی مانده است، دانشگاه است و بس .گردبادی كه پيش ازاين مطبوعات و نهادهاي مدني را درنورديده بود، اكنون در صدد تخریب آخرين سنگر آزاد انديشي است
2
موج جديد اين برخوردها با اظهارات رئيس دولت مبني برتسلط سكولارها بر دانشگاهها آغاز گرديد و از همان ابتدا نيز معلوم بود اين
سخنان آغاز انقلاب فرهنگي دیگری است كه هدفی جزحذف منتقدين از دانشگاهها ندارد
3
توجه به ابعاد اين یورش بي شرمانه نيز خالي از لطف نمي باشد احضار قريب به دويست دانشجو در طول چند روز به كميته های انظباطي، صدور احكام محرومیت از تحصیل براي دانشجويان، جلوگيري از ادامه فعاليت انجمن های اسلامي، توقیف نشرياتدانشجويي و محدود کردن کانونهای فرهنگی تنها گوشه اي از اين تهاجم گسترده به دانشگاه است
4
اما بي خردانه ترين اقدام در روزهاي گذشته عدم ثبت نام دهها تن از فعالين دانشجويي پذيرفته شده در آزمون مقطع فوق ليسانس در دانشگاههاي مختلف كشوربود. براساس این اقدام که نقض آشکار اعلامیه جهانی حقوق بشر است، ادامه تحصیل برای دانشجوياني كه وجه مشترك آنان انتقاد از كج سليقگي و بی درایتی مسئولان است – و شامل فعالين در نشريات، شوراهاي صنفي، انجمنهاي اسلامي و کانونهای دانشجویی مي باشد– با تهدید جدی روبرو شده است. نهاد های امنیتی دانشجویان را به دسته های مختلف تقسیم کرده اند و با هر دسته به شیوه ایی خاص و البته به دور از شرایط انسانی بر خوردمی کند. در این میان نه تنها دانشجویانی که در فعالیهای سیاسی و اجتماعی حضور داشته اند بلکه دانشجویانی نیز که در امور صنفی و آموزشی فعال بوده اند به کمیته های انظباطی فرا خوانده شده اند و ادامه تحصیل برای ایشان با تهدید جدی نهاد های قدرت در داخل و خارج دانشگاه روبرو شده است. این امر نشان دهنده زبونی حاکمیت است و از جُبن و خوف بیش از حد دلشیفتگان قدرت از دانشگاه و دانشجویان حکایت می کند.شرم آور است که عده ای خود را مجری عدالت علوی معرفی کنند و لیکن به سخنان روشنگر و حق محور علی به مالک اشتر بی اعتنا باشند و دیگر گونه عمل کنند؛ آنجا که ایشان می فرمایند ای مالک شرم بر تو اگر کسی در ملک تو با لکنت سخن خویش را بر زبان بیاورد.ولی بسیارند دانشجویانی که به خاطر ترس از اعلام قطعی شدن عدم اجازه ادامه تحصیل توسط نهادهای امنیتی، حتی جرات نمی کنند فریاد مظلومیت خویش را سردهند!!!
5
اين هجمه در حالي صورت مي گيرد كه مسئولين وزارت علوم در اظهاراتي مضحك از بسترسازي براي فعاليتهاي دانشجويي دم مي زنند و هر روز با لفاظيهاي گوناگون سعي در زيبا جلو دادن رفتار ننگ آور اين كابينه امنيتي و نظامي دارند. گویی ایشان در کذابی از یکدیگر سبقت می جویند!مسولین وزارت علوم تلاش می کنند اعمال حذفی و استبدادی خویش را در شعار تساهل و تسامح و پذیرفتن کثرت پنهان کنند.طرح هایی نظیر خانه تشکلها در حالی شکل گرفت که بسیاری از انجمنهای عضو دفتر تحکیم وحدت–بزرگترین و فراگیر ترین اتحادیه دانشجویی در ایران– به بهانه های واهی امکان فعالیت ندارند. و بیش از یکسال است که به علت واهمه حاکمیت از این تشکل دانشجویی، اجازه برگزاری نشست صادر نمی شود
6
در اين ميان سكوت مدعيان اصلاحات نيز لكه ننگ ديگري است در كارنامه كساني كه دم از اصلاحات و و تشكيل جبهه حقوق بشر مي زنند اما در عمل حاضرند برای کسب منفعت خویش با هر نوای قدرتی، سازگار شوند .كساني كه به حقوق بشر و ازادي اعتقادي ندارند و از اين شعارها تنها براي جلب آراي بيشتر استفاده مي نمايند. براین دوستان باید زنهار زد که عملکردهای اینگونه بود که باعث شد در صحنه سیاسی اجتماعی ایران بازنده باشند.در پايان دفتر تحكيم وحدت ضمن محكوم كردن اين اقدامات شرم آور اعلام میکند دانشگاه را خانه خود می داند و دفاع در برابر تعرضات و دست اندازی به آن را واجب و در این دفاع علی رغم تمامی فشار ها و تهدید ها از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد. از كليه دلسوزان مي خواهد در برابر اين اقدامات كه هدفي جز ايجاد خفقان و به بند کشیدن نهد دانشگاه توسط عده اي معدود ندارد سكوت ننمايند كه سكوت امروز فرداي مصيبت باري را به بار خواهد آورد. از سوی دیگر بایستی یادآور شد؛ ایران ققنوسی است که بارها و بارها در دام قدرت مداران گرفتار امده است اما در آخر این ایرانیان بوده اند که با مقاومت در برابر تجاوزها و تعدی ها، آزادانه و با کرامت به حیات خویش ادامه داده اند

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدتشهریورماه ۸۵