Monday, July 31, 2006

اکبر محمدی

سرانجام " اکبر محمدی" به دنبال اعتصاب غذای خود که ازهفته پیش برای آزادی خود وسایر زندانیان سیاسی آغازکرده بود، پس ازآنکه به علت وخامت حالش به بهداری زندان اوین منتقل شد به علت خودداری مسئولان مربوطه ازانجام کوچکترین خدمات پزشکی درمورد او حدود ساعت هشت دیشب یکشنبه جان فدا کرد
اکبر محمدی ازبیماریهای گوارشی ودیسک کمر رنج می برد وبه همین دلیل مدتها برای معالجه به خارج زندان منتقل شده بود وپس ازبرخی معالجات پزشکان اعلام کرده بودند به دلیل خالی شدن مایع نخاعی عمل جراحی درمورد او درداخل کشورامکان پذیر نیست وی به تجویز پزشکی قانونی با مرخصی نامحدود درخارج زندان بسر می برد، اما درماه گذشته مامورین امنیتی مجددا اورا دستگیر وبه زندان منتقل ساختند. اودر بیانیه ای که درآغاز اعتصاب غذای خود منتشر ساخت یادآور شد که او وصدها زندانی دیگر همانند او بی هیچ موجبی جز عشق به میهن ومردم درزندانها فرسوده وتباه می شوند وچون هیچ وسیله دیگری برای مبارزه با این ستم فجیع نداشت خود را وسیله این مبارزه قرارداد

Sunday, July 30, 2006

مامورین اطلاعاتی با یورش به منزل احمد باطبی


احمد باطبی متهم کوی دانشگاه تهران، که از حدود 1 سال پیش با گذراندن نیمی از دوران حبس 15 ساله ی خود به مرخصی آمده بود، ساعتی پیش در منزلش در تهران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدمامورین اطلاعاتی با یورش به منزل احمد باطبی ضمن ضرب و شتم شدید وی و تفتیش منزل، او را بازداشت کرده وکلیه لوازم و مدارک شخصی او را نیز با خود بردند. مشخص نیست افراد مزبور متعلق به کدام یک از نهادهای امنیتی بوده اند
احمد باطبی متهم ردیف اول کوی دانشگاه تهران که از سوی دادگاه به اعدام و سپس با دو درجه تخفیف به 15 سال زندان محکوم شده بود، در طول این دورا مرخصی خود سعی در بازتاب شرایط زندانیان سیاسی داشت

Saturday, July 29, 2006

تاخیر جبهه ملی

!!تاخیر جبهه ملی
http://www.jebhemelli.info/Didgah1/1385.5-6/5.07poshtibani.html

به بهانه تاخیر جبهه ملی در همراهی با اپوزسیون و نشست لندن!؟


ایران در بدترین برهه ی زمانی دارای نوع حکومتی است که با آن دسته از ارزش ها که آفریده تاریخ معاصرند در تضاد است.
التزام اپوزوسیون با توانای محدود در تقابل با قدرت جامع القوای که فی النفسه فاقد مشروعیت و اخالق سیاسیست ایجاد هسته ای ملی را برای اجماع تمامی نیروها واجب می گرداند.
نهادی که باید با نگاه به آینده، هم کمیته شکایات ملت . هم کنگره عقاید آنها باشد.
محفلی که راه اشتراک مساعی اجزاب وتبادل اندیشه را هموار می سازد واین امکان را فراهم می کند که هر بخش ستیزنده. برای آزادی و تا حد امکان هر فرد برجسته ملت ،آرایش در راه نیل به آزادی و غایت مطلوبش در نهایت روشنی تجلی یابد.
در راستای رسیدن به این مطلوب ومقصودست که طرح کنگره ملی ارانه گردیده است که به موازات آن طرح های جامع الشرایط و هم وزن دیگری مطرح گردیده اند
که بجای اینکه یکی را مردود بدانیم باید تمامی آنها رامکمل هم فرض کرد که هر کدام در بخشی از حقیقت ملموس سهیم هستند. بنا براین لازم است که دیگری قسمتی از مطلب را بیان کند که هر نظرمورد قبول بخش دیگر آن را منعکس می سازد.
طرح نشست لندن دگردیسی تکاملی در شکل غائی.خود به کنگره ملی ختم می شود و صرف نظر از خرده گیری های منطقی ارائه شده در آن وجه تفاوت بارز ش اجتناب یا نرسیدن به نام کنگره ملی در شراسط اولیه است. نامی که باید ادغان کرد که با توجه به سبقه تاریخی در جهت پذیرش افکار عمومی و انگیزش بیشتر برای کارهای گروهی خود نکته قوت طرح کنگره ملیست
طرح منتج ار نشست لندن در هر حالت و شکلی خود در حریم طرح کنگره ملی امیر انتظام مفهوم می یابد. و امید است که در خلاء ارتباط مستقیم و اراده عام مجمع انتخابی از نشست لندن بتواند با تکیه بر منش و آری صاحب نظران و احزاب واحد های پایه را برای کاری اصیل یا پارلمانی در تبعید و فراخور نام انتخابی درعبور از اجماع حاصله از نشست لندن ،ا امکان پذیر گرداند ودر شکل غای کنگره ملی تبدیل به پارلمان ملی کامل و دولت سایه نیز تبدیل گردد وبا برقرای پل های ارتباطی منطقی میان اپزسیون ، و مردم ضمینه تشکلی کم نفصتر و دم ساز تر فراهم کند.

Friday, July 28, 2006


وا مصبتا از جهل مخصوصا وقتی که با تعصب میهن پرستی نیز همراه باشد . دیرو مقاله ای را خواندم از یکی از دوستان مدعی مهر وطن که نوشته بودکه حمله فرضی جدایاز مصیبت های جنگ به ایران اصلاحاتی را که مد نظر هر گروه سیاسیت _خودی و غیر خودی_حد اقل 300 به تاخیر خواهد انداخت.
من نیز مخالف حمله بیگانه به خاک کشورم هستم اما دریغم آمد که ننویسم که آنچه در این میان این نوع مقاله ها نادیده گرفته می شود و دوستان از این دست نیز کمافی سابق بر بوغ آن می دمند .از یک سوحیاط سیاسی مشروط و حکومت جامع القوا اسلامی محاط بر هستی ایران و از سوی دیگر سبقه تاریخی ورود یک نیروی سوم، به معادلات سیاسی کشورمان بود.

همگی با پوست وخون حس کرده ایم که حکومت اسلامی با تاکید به جامع القوا بودن خود و در دست داشتن اهرم های چون شورای نگهبان ومصلحت نظام وتکیه بر اشراف اخلاقی که بی استسفار با بوی پترو دلارها نگهبان آئین فرسوده ولایتند، فظای سیاسی ایران را از دیرباز مشروط کرده به نحوی که ایجاد هر حرکت بازمستقل دیگر گون اندیشی در افق سیاسی ایران منتفیست
چون حکمت فقاهتی در بطن خود دارای تظادی بنیادین و محتوای با ملیت ایران است که انرااز پیش ازبنیان گذاران خود به ارث برده و به لفظ گرین با ان دسته ازارزش ها که آفریده تاریخند
در تعارض است و هر گونه چرخش به سوی آزادی به معنای که دوستان در مد نظر دارند هستی ان را در معرض خطر قرار خواهد داد.
به چه نحو امکان است به ایجاد بستری برای فعالیت سیاسی مستقل و افقی روشن در حکومتی دل بست که تنها با پذیرش ابتدای ترین اصل حکومت دمکرات که همان.پذیرش جدای دین از سیاست و حیط مدنیست از هستی ساقط خواهد شد.

واما در باره سبقه تاریخی ورورد نیروی سوم به کشورمان باید به سالهای ده 20 خورشیدی نگاه کرد که رظا شاه علی رغم تمامی اطلاحاتی که ایجاد کرد فظای باز سیاسی که زایده انقلاب عصر دگر اندیشی مشروطه بود را از بین برد . تنها در فاطله زمانی ورود قوای متفقین تا استقرار کامل حکومت محمد رظا شاه بود که با توجه به تاثیر وجود نیروی تحدید کننده خارجی ، احزاب توانستند نگاهی به آرزوها وامال نهضت مشروطه کنند ایا مجال یافتن اندیشه های متضاد وامثال فروعی وقوام السلطنه و نهایتا مصدق ها که تها در دو دهه نمود یافتند تجلی همین امر نبود؟

هراس ما از چون عراق شدنی هم بی پایست چون هر نظام جدیدی که بر امور ایران مسلط گردد فراسوی تجربه تلخ حکومت دینی قرار خواهد داشت وو تلفیق مرگ اور مذهب و سیاست را برای بهگشت هیچ مشکلی به کار نخواهد برد انچه که عراق کنونی با گروه های اکثرا مذهبی فاقد ان است و قطعا وحشت از تجزیه ایران هم بی مورداست چون ایران.با توجه به بدیهی ترن اصل سیاست توازن محکوم به استقلال و یک پارچگیست

آری انسان ها باید تاریخ را از مصالحی که در دست رس دارد بسازد و ایرانیان نیز ازامر مستثنی نیست واقفم که هیچ آزاده ای ایرانی خواهان یورش بیگانه به خاک کشور نیست . اما نباید اجازه داد همچون المان نازی سرنوشت وطن با حکومت گره بخورد و در حجم تبلیغات گوبلزی گونه ،آرمانهای رژیمی منفور ملت را در دست یابی به حاشیه امنیت و فضای برای بقا را هدف های ملی فرض کنند که این مسئله از یورش بیگانه به مراطب خطرناک تر است
دوستان انچه گفته شد مفروضیست برای مقلوب نشدن در برابر حوادث آتی که صلاح دانستم با شما در این باره صحبت کنم اگر چه واقفم گاها برای متحم نشدن به استقبال از تهاجم خارجی باید در مواردی مهر سکوت بر لبها زد اما دانستن واقعیت امور رمز موفقیت است

Thursday, July 27, 2006

جهل از نوع حزب الهی و سوءاستفاده از نوع آخوندی


عجب آشفته بازاریست این ایران اسلامی که هر دم از باغ ویرانش بری تلخ تر از قبل می رسد.هنوز تنورنان سیاه ،آخوند خوراک فن آوری هسته ای از سر سفره مردم بدبخت، رخت به خانه آزمندی و آرزوهای فقاهتی بر نبسته که فریاد جو فروشــــــان گندم نمایی ولایت اللهی لبنان گوش فلک را کر کرده است و با گیروگان گیری دو سرباز اسرائیلی و دست یازیدن به روش قدیمی حکومت تهران خون خلق الله لبنانی را در شیــــــــشه به طرفة عینی
به دارالجهل تهران روانه می کنند که این است راز سر سپردگان و ذوب شدگان در شریعت ناب محمدی!!!
وا حیرتا از نادانی که حب وطن را فدای پترو دلارهای خون آلود ایران می کنند.
اینبارافعی آشوب کنونی لبنان از آستین لاریجانی سر بیرون آورده است و برای معرکه گیری در میدان هسته ای و ممانعت از تمرکز شورای امنیت بر سرکشی زورمداران تهران، از درخواست های شورای حکام انرژی هسته ایست که در هیبتی مخوف به رقص واداشته شده است.
امان از جهل! امان از جهل!امان از جهل که اشخاص بی هویتی چون نصر اللهه ها را مانند بز اخوش وا میدارد که سر در تائید محتشمی ها و بعد خامنه ایها بجنباند و جان ناقابل و بی ارزش خود و پیروان جاهلشان ومتاسفانه روان پاک اطفال و اتباع بی گناه لبنانی را فدای شهر هیچستـــــــان اسلامی و تمامیت طلبی از دیر باز شناخنه شده ای سیاســــــــــت مذهبیش با مرزهای خون آلود کنند
آن کوران عقیدتی حزب الهی که آسمان را سرخ و زمین را سیاه و دریا را کویر میبیند مصبب این همه بلایی هستند که بر سر مردم اسرائیل ولبنان وارد آمدهاست.افق آنها از جنس لاجوردیست و خون برای آنها واژهایست که تنها در فشاررگها بریده گلوهجا و معنی می یانبد.
تردیدی نیست تا هنگامی که جزب الله ها وخمینی ها و خامنه ای ها هستند نه لبنان که هیچ نقطه ای از عالم روی آسایش را نخواهد داد و درمان این مرض مسری و درد ناسور در التیام بخشین به زخم بیست و هفت ساله مردم نگون بخت ایران است.

Friday, July 07, 2006

انسداد سیاسی یا جهل مرکب

انسداد سیاسی علاوه بر تمامی زیان های که دارد آفتی است که به تدریج ایجاد کنندگان آن را از داشتن اندیشهء تحلیل گر و فکر پویا محروم می کند تاریخ ایران از این نمونه ها بسیار دارد که قابل تطبیق به حال و شرایط نونی نیز هست که از آن میان اوضاع کشورمانم ذدرسوم شهریور 20 قابل تأمل تر است.
هنگامی چنگ در اروپا اروپا اولین ماه های خود را سپری می کرد استقرار نیروهای شوری در آذربایجان و قفقاز خبر از تحولی تازه در نگرش جهان به ایران می داد. حکام وقت ایران در نادیده گرفتن شرایط جهانی تا آنجا پیش رفتند که نقل و انتقالات متفقین در بغداد بعد از سرکوب کودتای رشیدعالی گیلانی و افسران وابسته به آلمان را بر علیه نایب السلطنه امیر عبدالله در 13 فروردین 1320هیچ می شمرند و در پنا دادن به گیلانی و ناسیونالیستهای همراهش لحظه ای تأمل نکرند و با استدلال ساده نرنجاندن دول محور و به دست آوردن اسرار کودتا،دست به تحریک بازی کنان اصلی عرصه سیاست خاورمیانه زند و با اعلام سیاست بی طرفی که با توجه به نیاز شوروی به تسلیحات عملا به نفع آلمان هیتلری تمام می شد کشور را دردر معرض خطر حمله ای نظامی قرار دادن که همگی آن را نامحتمل می شمردند.اما تصمیم در باره حمله به ایران در ظرف یک هفته اتخاذ شد . بهترین یاد داشتسند یاد داشتهای سر ریدربولارد است که در 6 اوت 1941 مطابق با 15 مرداد1320 می نویسد
یک هفته پیش داستانی سر از آمریکا در اورد که نیروهای انگلیسی قصد حمله به ایران را دارند و هواپیماهای انگلیسی قصد بمباران تهران را دارند مگر اینکه دولت آلمان تمامی آلمانها را اخراج کند
همان گونه که مشاهده شد که اشعال ایران از دیدگاه سفیر انگلیس هم نامحتمل می نمود اما بی توجهی حکام ما با شرایط روز واقعی را سبب شد که تاریخ همواره از ان به بدی یاد خواهد کرد.
حیرت آور آنکه آنجه در آن روزگار اتفاق افتد به گونه ای حیرت آور در حال تکرار است . قوای آمریکا و انگلیس در مرزهای ایران تجمع دارند وشرایط جهانی به گونه ای رقم خورده است که آنها راهی جز پیروزی یا شکست در روبرو ندارند. در این هنگام حکام ایران دل خوش به حمایت روسیه و چین اند که از توانای تاثیر گذاری محدودی در عرصه جهانی دارند وتلاشی جانکاه را برای دفع الوقت و دست یابی به تکنولوؤی چند منظوره هسته ای آغاز کرده اند و متهم به پناه دادن به اعضای فراری هستند و باامتناع و سکوت معنی دار خود در دادن اطلاعاتی حاوی از تعداد و رتبه آن اشرار مهر تاکید بر اتهامات می زنند.
حال باید پرسید در حالی که تمامی آنانی که در عرصه تصمیم گیری جهانی حمله به ایران مردود است. آیا لجاجت حکام ایران که خود ماحصل انسداد سیاسی و جهل مرکب است کشور را در ظرف زمانی مشابه دیگری دچار فاجعه نخواهد کرد؟هرچند بایدگفت که فاجعه آغاز شده است

Monday, June 19, 2006

درک مبهم


جمهوری اسلامی ایران شاید یگانه مثال حکومت ناقص در جهان هماهنگ کنونی باشد. رژیمی که تمامی کنش های متناقض آن اگر چه در ظاهر بر حول مدار مذهب گرایی می گردد اما در اصل و واقع امر بر خود محوری اشخاص و نه حتی ایدئولوژِی استوار است و به دلیل بسیار ساده غیر قابل بیش بینی بودن ذهن افراد ، تمامی شئون حکومت به اسلامی نیز بر حسب منافع متغیر و واکنش های متاسب اشخاص دچار نواسانی سرسام آور است که هیچ مثال دیگری برای آن موجود نیست و انحصار این نوع خاص شتر گاو پلنگی سیاسی در مخیله آخوندی گویی از ازل به یادگار مانده است.
مرده ریگی فقهی که چهره کریه آن به خوبی در پرونده هسته ای ایران نمود دارد به نحوی که از هر گوشه سیاست خانه تاریک ایران، سازی و از هر روزنی رقصی جداگانه به نمایش گذاشته شده است که هر انسان خرد مداری را از پریشانی اهل دار الحکومه فقاهتی به حیرات وا میدارد.
باید اظافه کرد اگر چه هرشخص حقیقی یا حقوقی در شرایط عدم پیش بینی طرف مقابل تا حدی در اظهار عقیده صریح برای مدت خوداری می کند.اما در نهایت برای آنی که در مقابل هیئت حاکمه ی را باپراکندگی و تشدد آری و مراکز قدرت متعدد را دارد زمانی فرا خواهد رسید که گزینه ی جز تاکید بر درک خویش نداشته باشد و حکومت دارای تشدد آری را به مانند شخصی دیوانه مطلق و زنجیری مفروض کند که مدارا با آن تنها در زمانی میسر است که بر روی تحت روانکاوی قدرت بسته شده باشد واز توانای آن کاسته شده و منکوب گردد.ظاهرا در اتاق بازی وقت خریدن نظام فقاهتی به این سو می چرخدو دنیا تخت تغیر حکومت تهران را آماده کرده است و جدای از هر نرد عشقی که سران مذهبی تهران با دیگران وبه بهای پول نفت ایران دارند زمان تغیر فرا رسیده است

Thursday, June 08, 2006


درپی موافقت جرج بوش با مذاکره با ایران مشروط به پایان دادن به غنی سازی و اظهارات وزیر خارجه اش پرونده هسته ای ایران را وارد مرحله ای تازه شد
هفته جاری در پی آغاز این تحول تازه بود که جرج بوش از واکنش ایران به طرح پیشنهادی اروپا ابراز خرسندی کردومرکل صدر اعظم آلمان به خوش باوری و باوران درباره سیر تحول هشدار داد.
آنچه در این میان جدای از تغیر لحن ها و جابجای خوب و بد در میان رهبران آمریکا و آلمان جای تامل دارد قرار دادن تدریجی واجباری برگ بازی در دستان تهران است به نحوی که با ابراز خوش بینی بوش در صورت رد این پیشنهاد و یا مشروط کردن آن از سوی ایران دیگر جلوگیری کردن از اجماع جهانی علیه تهران و امید بستن به یاری سیاسی چین و روسیه امری محال می نماید
از سوی با هزینه کردن بسیار جمهوری اسلامی برای فن آوری هسته ای تنها راه بیرون رفتن از بن بست کنونی شاید پذیرش مشروط و موقت غنی سازی بنماید که با توجه به روند رو به ثبات اوضاع افغانستان و عراق و آزاد شدن پتانسیل های امریکا در نهایت دست آوردی جز کسب زمانی محدود و در شمارش معکوس در بر نخواهد داشت و قطعا حتی در صورت نشستن امریکا بر سر میز مذاکره چیزی از میزان غیر قابل تطبیق منافع ملی امریکا با رژیم فقاهتی کاسته نخواهد شدوناقوس مرگ به صدا در آمده است.

Monday, May 29, 2006


باز هم دانشگاه سر به طغیان بر داشت . گوی همین دیروز بود که برای فرار از دست عمال رهبری که با دست تبرهای اهدای او به میدان انقلاب وخیابان های کوی دانشگاه می آمدند مجبور شدیم با سر و سینه خون آلود به خیابان های دیگر برویم وحالا دوباره بوی دانشگاه در فظای نخوت تهران پیچیده است وناظر هیجدهم تیر در تاریخی زود رسیم
راستی تا کی باید شاهان و رهبران ایران در جهل مرکب ایران و ایرانی را تیول خود فرض کنند و چنان از گرده ملت ثروتمند هیچ ندار تسمه بکشند که پیکر نحیف آن دوست و دشمن را به خنده وا دارد؟
ذات قدرت چنان در ایران و شاید دنیا از تصور تحدید گریزان بوده و هست به حدی که زمانی یکی خود را پدر ملت می داند و گارد دانشگاه را وارد حریم مقدس آن می کند و امروز دیگری ولی ملتی بالغ شده است و دفاتر ولایت جهل و زور رهبری را که همچون غدد سرطانی بر پیکره دانشگاه انداخته است و هر روز به امید مرگ دانشگاه گسترش می دهد . غافل از این که این جهل فقاهتی است که دیر زمانیست در دل مردم ایران مرده واز دیده شان افتاده است.دانشگاه باز نشان داد تاریخ مرگ دیکتاتوری در ایران فرا رسیده است.حکومت در یک دست ترین سطح ممکن و با زور وانواع حیله ها از رویاروی با دانشگاه ناتوان مانده است حتی اگر این حرکت نیز چون قیام های دیگر سرکوب شود تنها زمان به پایان رسیدن این دگر دیسی دردآور را به تاخیر می اندازد.

Wednesday, May 24, 2006

دون کیشوت های فقیه


پرونده هسته ای ایران و چالش کش دار آن وارد مرحله ای تاره شد در همان زمانی که وزیر خارجه امریکا دادن تظمین امنیتی به رژیم ایران را عجیب می خواند ورژیم فقاهتی را بانک تروریسم می نامید اتحادیه اروپا که از یافتن راهکاری برای پرونده هسته ای رژیم در این برهه از زمان ودر شورای امنیت سازمان ملل ظاهرا نامید شده است در رویکردی تازه طرحی دیگر حاوی مشوق های بیشتر و اقدامات تنبیهی بلقوه را به ایران ارائه خواهد داد و از سوی چین و روسیه و آلمان هم زمان برای تقویت دیدگاه های سیاسی خود نماینده گانی را به کشورهای شورای خلیج فارس فرستاده اند. آنچه از این میان اخبار متعددمی توان استخراج کرد این است که در نا امیدی تمامی طرف ها تنها راهکار نظامی باقی مانده است و بر خلاف تمامی گفتارها که ان را عملی نمی داند .نهایتا سیاست جمهوری اسلامی جهان را به سوی نقطه بر خورد با خود می کشاند وعلی رغم انکار سیاست مداران راهی غیر از مقابله یا تحریم نمانده است. مگر این که در آخرین لحظه باز رژیم حاکم دون کیشوتی تهران بخاطر حفظ دلارهای نفتی جام ذهری دیگر را بنوشدکه سبقه آن را دارد.

Tuesday, May 23, 2006


هیچ انسان دارای وجدان بیداری و عقل سلیمی خواهان در شاکش دردسر افتادن نیست اما در این میان جنگ سالاران در طول تاریخ مستثنا بوده اند به نحوی که در کتب تاریخی بسیار دیده می شود که فلان کس توسط زبان نویسنده گان خودی برای کشتن فلان انسان با بازوی مبارک بسیار ستوده شده است که مثلا نادر در هندوستان بر مسجدی رفت و فرمان قتل عام هندوان معترض به اشغال کشورشان را تنها زمانی صادر کرد که خون در جوی ها روان شده بود. اسفناک تر از دیدن و خواندن این نوشتارها ، اجحاف ای گونه نویسندگان در حق خواندان به نحوی دیگر است و آن هم پائین بردن سطح خرد ورزی ملی در خوانندگانشان و در میان عوام است مگر نه این که تمامی اعمال و اثرات نادر شاه را به صرف متحد کردن کشور در برهه ای حساس به دیده اغماض می نگریم و چنان در این امر افراط کرده ایم که حتی برای لحظه ای به نفس تجاوز این شاه قدیس!! به حریم ملت هند توجه ای نکرده ایم.
هدف از بیان این تاریخ مختصر نگاهی به خوی خنگ طلبی وارثان جنگ هشت ساله ایران و عراق است که همچون تمامی جنگ ساران در برههای برای کشور خود مفید بوده اند اما با لحظه ای درنگ در اثرات دیگر آنها می توان به سادگی در یافت که چگونه خود در دراز مدت به بلای خانمان سوزی برای ملتشان و ملل دیگرتبدیل می شوند .این گروه از هم میهنان ما همچون نادر یاجنگ سالاران افغان بی شک برای حفظ وطن با هر عنوانی در برابر چون روسیه وصدامی جنگیده اند اما گوی این نبرد که تداوم آن برای ایران و عراق نکبتی بزرگ را در همه جهات به ارمغان اورد برای آنان حکم فریضه ای بزرگ را یافته. که باید آن را تداوم داد و شعله آن را در هر کجا که می شود پر حرارت تر کرد حال این بی راهه به ناکجا خواه لبنان خواه عراق یا سودان باشد. در اندیشه این وارثان جنگ،تمامی قربانیان نگون بخت آن،تنها به صرف قربانی شدن (نه با اراده حفظ وطن و به جبر زمان)از خالق مطلق اجازه حیات یافته اند و بازماندگان ظاهرا همیشه متاثر آنها از ادامه حیات باید تاوان مرگشان را از حلقوم حتی نسل به دنیا نیامده در آن زمان بیرون بکشند راستی تا کجا باید مرده ریگ جنگ هشت ساله بر فکر و ذهن ایرانی تاثیر بگذارد؟
چرا سیاسیون حاکم بر تهران به جای کنترل این افکار مالیخولیای که باید دارندگان ان زرا به درمانگاه ها فرستاد خود به این مسابقه جنون و عطش رانت خواری سیری ناپذیر اقتصادی و اجتماعی دامن می زنند.
آیا جز محاسبه برایند فساد و قدرت می توان راهی دیگر را برای در یافت پاسخ این سوال مد نظر داشت؟!

Thursday, May 18, 2006


تاریخ ایران در بخش اعظم دوران معاصر نشان می دهدکه غالبا کسانی که قدرت سیاسی را عمال می کنند همیشه آن کسانی نسیتند که قدرت به آنها اعمال می شود
در پایه چنین چنین امری است که درایران کنونی نیز تحدید قدرت از سوی نیرومند ترین بخش های مسئول که متنعم از رانت های اقتصادی و سیاسیند. فعلی مذموم دانسته می شود.زیرا از تحدید قدرت سیاسی نهایتا نظامی بر راس امور خواهد آمد که بیانگر حکومت مردم بر خودشان باشد و دیگر اعمال قدرت یک سویه دولت امری اجتناب ناپذیر وجبر طبیعی تصورنخواهد شد و تنها در چنین شرایطی است که منافع حکومت با منافع مردم در تضاد نخواهد بود و در غیر این صورت مردم ،یعنی کسانی که قانون به آنها اعمال می شود مستعدند تا علیه هر قانونی که بخواهد فردیت شخص را محدود کند قد علم کنند زیرا در خلاء عدم مشروعیت رژیم هیچ معیاری وجود نخواهد داشت تا بتوان درستی یا نا درستی مداخه دولت را محک زد
هدف از بیان مطاب فوق این بود که دانسته شود چه امری مردم ایران را به سوی قانون گریزی مفرط سوق می دهد و بر چه مبنای به آمار جرم و جنایت وفحشا به شکلی روز افزون وغیر طبیعی افزوده می گردد. البته این فرایند قانون گریزی در تمامی عرصه های ایران کنونی نمود دارد . بازرگانان وکسبه از پرداخت مالیات ودین عمومی فرار می کنند و ناظران بر آنها به اندک بهای حق را به ناحق واگذار می کنندو وجدان عمومی هیچ یک را تنها به بهانه بیگانگی با قدرت اعمال کننده حکومت سرزنش نمی کند و چه بسا گریز گاه های اخلاقی نیزکه در اختیار مرتکبین قرار داده می دهد
این گونه است که در خلاء مشروعیت رژیم اسلامی ، انسان بی اختیار به یاد می آورد که در آنجا که آزادی مطرود است هر مطرودی آزاده است.
آری رفتار تابع قانون را تنها از مردمی می توان توقع داست که قدرت سیاسی حاکم بر انها خود قانونی و قانون مند است . در رژیمی که هزاران فروهر، اسکندری،سیرجانی، دودوانی و...... را تنها به جرم درخواست تحدید قدرت به اشکال مختلف و حتی فراسوی قانون ناقص اسلامیشان به کام مرگ کشانده می شوندوآقایان وآقازاده ها با استفاده از نفوذ خود و قانون خصوصی همه چیز برای خودی نفس مردم را گرفته اند!. آیا دیگرجای برای قانونمندی مردم تحت ستم فقاهتی وخود دارد؟

Tuesday, May 16, 2006

نقطه صفر


با عدم امکان حصول توافق دو کشور چین وروسیه برای صدور قطع نامه ای علیه ایران در این برههء زمانی کشورهای غربی تصمیم گرفتند که یک بار دیگر خارج از چهارچوب شورای امنیت طرحی را جهت پایان دادن به بن بست پرونده ای هسته ای ایران ارائه دهند که بلافاصله این راه کار توسط رژیم اسلامی رد شد حال باید دید که کشورهای چین و روسیه که دائما بر راهکارهای سیاسی تاکید می کنند با توجه به خوداری ایران در پیوستن به یک فرایند موثر تا چه می تواند باخواست جهانی دال بر تعلیق غنی سازی از سوی ایران مخالفت کنند؟آنچه که در این میان واضح است کشور ما با دیپلماسی آخوندی تدریجا به سوی نقطه بی باز گشت برخورد نظامی می رود.

Friday, May 12, 2006



خبر:شورای امنیت اقدام یا صدور قطعنامه ای حاوی تحریم های احتمالی علیه ایران را به تاخیر انداخت و سه کشور اروپای اعلام کردند برای رهایی از بن بست سیاسی پرونده ایران طرح دیگری را ارئه خواهند داد.
ورای خبر:
دشواری های ارائه یک راهکار دیپلماتیک با وجود مخالفت چین و روسیه ،کشورهای متحد علیه دست یابی کامل رژیم به فن آوری غنی سازی اورانیوم را واداشته است که در قدمی به عقب طرحی را در خارج از چهار چوب شورای امنیت (بنا بر خواسته ایران)به حکومت اسلامی ارائه دهند به این امید که پذیرش آن از ادامه تنش وخسارات مالی و انسانی احتمالی یک رویاروی کامل جلو گیری کند .
اما روزنه امیدی که از این طرح گشوده شده بسیار تنگ تر از آن است که نوری به تاریک خانه ذهن سیاست فقاهتی بتاباند و این راهکار نیز از پیش با شکست مواجه است.

در یافتن پاسخ برای چرایی شکست این طرح با هر مضمونی ،باید به سخنان چند هفته پیش آقای روحانی رئیس تیم قبلی پرونده هسته ای نگریست که عنوان کرده بود در پذیرش تعلیق قبلی تنها تعلیق در پروژه های کامل شده پذیرفته شد و رژیم در مدت تعلیق دیگر پروژه های ناقص را تکمیل کرد. آنچه سوای تلاش روحانی در جهت به اصطلاح ابرو خریدن سیاسی در میان بدنه متعصب برای هیئت حاکمه پیشین جلب توجه می کنند اقرار به عدم صداقت سیاسی در بهترین وجه نمایشی رژیم یعنی دولت به اصطلاح اصلاحات است که تنها خواهان خریدن زمان بوده است
حال با توجه به بالا رفتن سطح مطالبات داخلی در اثر تبلیغات ودست آوردهای که ظاهرا تیم احمدی نژاد با لجاجت سیاسی کسب کرده است و متعصبین تصمیم گیرنده مذهبی آن را به چشم امثال روحانی می کشند. بعید است که حاکمیت در تمامی سطوح جرئت نوشیدن جام ذهر دیگری و توانای گذشت ازهزینه های بسار سنگین مادی و سیاسی را داشته باشد که برای دست یابی به حاشیه امنیت نظام به اسم فن آوری کرده است
اما آنچه بعد از تلاش های ناکام شورای امنیت نباید از نظر دور نگاه داشته شود توانای آمریکا در اقدام یک جانبه است که سبقه تاریخی ان را هم داراست و سخنان بوش را در هنگامه پیش از حمله به عراق باید مورد توجه دو چندان قرار گیرد که بیان داشت آمریکا امنیت ملی خود را در گرو تصمیم گیری کشورهای چون فرانسه آلمان قرار نمی دهدقطعا امریکای که رنجاندن دول دوست را در ازای منافع بلند مدت نادیده می گیرد از رنجش ومخالفت کشورهای مخالفی چون روسیه وچین هرگز ابای ندارد ودر صورت ادامه تنش ارتشی را که در دوران سرد برای در گیر شدن همزمان در دو جبهه طراحی شده است در زمان مطلوب خویش علیه حاکمیت اسلامی به کار خواهد برد و مسلما به هیچ بهای حکومت اسلامی اتمی را تحمل نخواهد کرد.

Monday, May 08, 2006

وهم


توهم خود بزرگ بینی یکی از عارضه های گرفتار کننده خیل سران تمامیت خواه در درازای تاریخ بوده است که می پندارند برای نیل به مقصود و خواسته.های خودمطلوبشان، باید اتباع تا سرحد و یا فرا تراز نیستی جان فشانی کنند.
ناپلئون ملت فرانسه را به اهمال در بردوش کشیدن وظیفه متهم می کرد بی آنکه به خسارات ملتی در را آرمان های متکبرانه اش توجهی داشته باشد و هیتلر در واپسین لحظات حیات نکبت بارش ملت منهدم شده و متیع خویش توقع داشت که تا آخرین نفر برای ایده های سخیفش کشته شوند و آلمانی بدون ناسیونال سوسیالیست را متصور نبود و پیروان حماقت او نیز تا اندازه ای در این توهم غرق شده بودند که چون وزیر تبلیغات و زنش فرزندان معصوم وخردسالشان را فدای هیچستانشان کردند.
این عارضه و مصیبت مدت مدیدیست که دامن گیر سران تمامیت خواه مملکت ما نیز شده است به نحوی که هر ازچندگاهی از تمامی ارکان آنها از رهبری گرفته تا شورای امنیت در هنگام به چالش طلبیدن یکی از عرصه های داخلی یا بین المللی به سهولت از ایستادگی ایرانیان در راه آرمان های اسلامی نظام تا آخرین توان(کشته شدن تا آخرین نفر به سبک هیتلری یا ناپارتی )سخن می گویند بی انکه بر دامنه صدماتی که ملت در را واهی این آرمانها بایدمتقبل شود توجهی کنند.
بنظر میرسد که همان طور که زمانی بعد از نازیسم گروهی به روانکاوی هیتلر و پردازش خودخواهی ها کیش پرستش شخصیتش پرداختند به زودی هنگام ان فرا می رسد تا روانکاوان در خلق و خوی ددمنشانه سران نظام فقاهتی نیزبنگرند وعقده های آن را برای عبرت جهانیان بگشایند.

Wednesday, May 03, 2006

فراسوی خبر



خبر:اجلاس پاریس بی حصول موافق پایان یافت.وزرای خارجه دول امریکا و سه کشور اروپای وچین وروسیه قرار است در این
مورد در نیویورک هم دیگر را ملاقات کنند
فراسوی خبر
مدتی است که پرونده هسته ای ایران به مرحله بحرانی رسیده است و در بطن سیاست خارجی دول مختلف به مبحث اصلی بدل کشته است. اما در این میان نحوه برخورد و نگاه یکی از بازیگران اصلی آن با دیگران تفاوت های چشمگیری دارد .زیرا تمامی کشور ها این بحران را برحسب منافع ملی قضاوت کرده وپی می گیرند و تنها ایران است که ان را بر طبق منافع گروهی و رژیم حاکم می نگرد
آمریکا وغرب با توجه به هراس هم نپمان نان منطقه ای از عربستان تا اسرائیل و ترکیه و کویت خواهان محدودیت در دست یابی ایران به این فن اوری هستند و روسیه وچین بر حسب نگاه بلند مدت به انرژی و هراس روزافزون از نفوذ بیشتر غرب به رهبری امریکا در منطقه بر طبل مخالفت می کوبد ولی ایران تنها برمبنای منافع نظام ونه کشور به آن می نگردد از آنجا که دست یابی رژیم به مسابقه تسلیحاتی در منطق می انجامد که در بهترین حالت اقتصاد مریض ایران توانای ادامه آن را ندارد واز سوی با حجم بزرگ گاز نهفته در ایران برای 300 سال دیگر لزومی برای ادامه تنش و پای فشاری به سیاست لج بازانه دست یابی وجود ندارد و تنها زمانی واقعیت نیاز رژیم و مطابقت سیاست ان بر منافع گروه حاکم روشن می شود که در نظر گرفت که تهران پیشنهاد استرو وزیر خارجه انگلیس از سوی غرب را ، دال بر متوقف کردن برنامه غنی سازی نه دست یابی به انرژی هسته ای رابرای حداکثر 10 سال، در جهت خلاصی از بن بست را شدیدا رد کرد .گوی که بقای ایران بعد از 10 سال در دید زمان داران و نه قائمین به حکومت ایران مورد شک است!!!
اما واقعیت مطلب این است که جمهوری اسلامی که فلسفه مهوع آن باعث شده است که تنها کشوری در دنیا باشد که دارای یار استراتژیکی نیست در هراسی وحشتناک از بقای خود در کوتاه مدت است و اکنون با توجه به بحرانی که در عراق برای آمریکا پیش امده است قصد دارند که با دست یابی به این فن آوری بر حاشیه امنیت خود بیفزایند و چون کره شمالی و پاکستان و حتی چین از احترامی که به هیچ روی شایسته آن نیستند بر خوردار گردد. حال بر روشنفکان و دگراندیشان ایرانی است که در طرفند ملی کردن این سیاست 100% آخوندی نیفتند وبیندیشند که رژیمی که در تمام سالیان گذشته با ذم ملی گراییٍ،روی به سیاست اسلامی فارغ ار منافع ملی آورده بود و در این راه از هدر دادن پول و امکانات مردم در سوریه و لبنان و عراق و هر ناکجایی دنیا دریغ نداشته و اکنون نیز ندارد. چرا بی توجه به سبقه تاریخیش به یک باره مهر ملیت و ملی را بر پیشانی سیاست خوده زده است و بدانیم که این سیاست در بهترن شکل ثمر دهی خود به قیمت فنا شدن ایران و تمامیت ازضی تمام می شود.

Tuesday, May 02, 2006

عدال مطلقه سلطان اسلامی



راستی اگر به فردی ونه تنها زن،گفته شود که تنها نصف بیضه چب انسانی دیگری ارزش دارد و باید مطابق سلیقه خواص که از سالیان پیش به یادگار مانده است لباسی یک نواخت را برای تمام فصول بر تن داشته باشد و از وارد شدن به بسیاری از مناسبات اجتمای باید خود داری کند .آیا آن شخص می تواند در هر شرایطی غیر از بار آمدن تدریجی باآن اندیشه از کودکی وداشتن اطلاعات ناقص از حقوق هم جنسانس در دیگر نقاط دنیا ،اعتقادی به آن مکتب ،ایده و یا مذهب داشته باشد
در باره حقوق زن در زندان بزرگ سلطان اسلامی آیا هیچ عقل سلیمی جز به موهم و مطرود بودن رآی دیگری صادر خواهد کرد؟ البته این پایمال شدن حقوق تنها به زن خلاصه
نمی گردد زیرا رژیم سلطان اسلامی مطلقه ایران از پایمال کردن حقوق مدنی احاد ملت زیر یوغ استبداد، خواه اقلیت های دینی و قومی خواه روشنفکران جامعه هرگز دریغ نداشته است و چنان در سرکوب مردم از هر نوع و.سلیقه از صوفی تا مارکسیست و از کرد تا بلوچ و از کارگر تا دانشجوو مطالبات آنها زیاده روی کرده است که به اعتقاد بسیاری در صورت کم شدن قدرت حکومت مرکزی،روحانیت بهای سنگینی را باید همچون رژیم چائوشسکو پرداخت کند ویقینا با باز شدن فظای سیاسی و بر ملا گشتن گستره جنایات و حق کشی ها برای همیشه اسلام سلطانی و یا آنچه پیروان ولایت تهران و حومه به آن نآب محمدی می گویند از افق دید ایرانی خارج خواهد شد.در اینجا باید در نظر داشت که ایران به نقل از حکیم توس پیش از این نیز دیده است
همه تخت منبر برابر کنند
اما آینده در انتظار است که منبر سوزانده شده و می غش آزادی در شریان ایران جریان یاند.
فردا برای ایران آزاد است

Monday, May 01, 2006

البرادعی به شورای امنیت سازمان ملل گذارش داد که ایران خواسته ی شورای امنیت سازمان ملل دال بر توقف برنامه غنی سازی اورانییوم برآورده نکرده است و نماینده آمریکا در سازمان ملل این گذارش را سندی در جهت ثابت کردن نیات رژیم ایران در دست یابی به تسلیحات هسته ای دانسته است .اکنون باید در انتظاراقدام سخت تر شورای امنیت بود زیرا بعید به نظر می رسد با توجه به تهدید آمریکا،به پیامد مخالفت روسیه و چین با تحریم یا مطابق خواندن رژیم تهران با اصل 7 منشور ملل متحد (خطر دانستن یک کشور برای صلح و امنیت جهانی)آن کشورها در دراز مدت خواهان مقابه باشند به ویژه آنکه امریکا در راستای شورایی امنیت خواهان مطرح شدن پرونده. رژیم در نشست آتی کشور های بزرگ صنعتی7+2 شده است و حتی در صورت ادامه مخالفت های آن دو کشور و به جان خریدن ظربات آتی برخورد کنونی با غرب به بهای انرژی با تمهیدات ادامه دار آمریکا دامنه اقدامات تنبیهی آنچنان گسترده خواهد بود که برای رژیم ایران قابل تحمل نباشد.
اکنون باید دید که سران ایران در ادامه سیاست نابخردانه خود چه خواهند کرد؟!

Saturday, April 29, 2006

بی تفاوتی سران نظام به سرنوشت مردم و ایران!؟


بی تفاوتی سران نظام اسلامی به گذارش البرادعی دقیقا مشابه عکس العمل مدیریت بحران نظام بعثی پیشین عراق در برابر تحریم های کشورشان است. مدیریتی که با هدف حفظ وضع موجود و بقای رژیم و با سپر کردن مردم در برابر خواست جهانی ایفای نقش می کرد وآنچه در این میان نیز برای مدیریت سیاسی اسلامی فاقد ارزش است برآود زیان هائیست که بر بدنه خسته و نا امید ملت ایران که هنوز از ظربات جنگ هشت ساله .به طور کامل خلاصی نیافته است وارد می گردد. جنگی که ادامه آن نیز خود به نوبه خود ناشی از ناکارآمدی یا بی تعهدی همین مدیریت در هنگام بحران بود .اکنون باید از آقایانی که با شعارهای ملی و دهان پرکنی که سالیان دراز در رد و ذم آن ملیون بی شماری را به جوخه و طناب سپرده اند ملتی را به گرداب بی تدبیری خود می کشانند پرسید آیا به جای این فنآوری با هزینه چند میلیاردی بهنتر نیست با سیاست باز اقتصادی و مبارزه با فساد و رانت خواری آقاها و آقازاده ها آنچه را که امارات و ترکیه از ایران دزدیده اند به وطن بر گردانید.آیا بهتر نیست با ایجاد فظای باز سیاسی قدرت را به مردم ارانه دهید تا در خلاء مشروعیتی که نظام گرفتارش است. از جمهوری آزربایجان کذایی تا روسیه چون یار قافله و رفیق دزد تیشه را بر ارکان ایران نزنند و از نفت شمال گرفته تا ملیت آذری را تصاحب نکنند.آنچه که واضح است هزینه این حاشیه امن گشایی به اسم. دست یابی به فن آوری هسته ای که هیچ کس به آن باوری ندارد این بار بسیار بیش تر از حادثه آفرینی های چون اشغال سفارت آمریکا یا جنگ هشت ساله یا هزاران دردسر آفرینی دیگریست که سران اسلامی برای ملت ایران و منطقه آفریده اند

Friday, April 28, 2006

لیبرالیسم وپلورالیسم


آبراهام لینکلن:

اگر خداوند مرا به بهشت بفرستد و در انتخاب جهنم آزاد نباشم آنجا را
ترک خواهم کرد

پلورالیسم و لیبرالیسم دو اندیشه ای هستند که شالوده دنیای متمدن امروزی به شمار می آیند و در سایه آنهاست که بشر امروزی امکان پیوند اقوام و نسل ها و چشم اندازی روشن از آینده را به دست آورده است
ایبرالیسم به انسان می آموزد که فردیت بنیان غیر قابل حذفی است که نباید ان را فدای جمع وایده های آنان کرد و آزادی یک انسان تنها در زمانی محدود می شود که آزادی یک همنوع دیگر از سوی آن در معرض خطر قرار گیرد و تا آن زمان نباید حکومت ها قیدی بررفتار و آمال انسان قرار دهند زیرا تنها در آزادی مطلق وبی قید وشرط است که امکان رشد استعداد های بشر وجود دارد
لیبرالیسم از سویی معتقد به انسان آرمانی و ایده آل نیست که بتوان آن را به عنوان الگویی در نظر گرفت و با نقض آزادی، فرد را به تبعیت از آن وا داشت لیبرالیسم انسان را با تمامی ضعف ها و توانایی هایش به عنوان واحدی که غیر قابل نادیده انگاشتن است می پذیرد که می شود او را به نحوی بار آورد که با در نظر گرفتن منیتش که اصلی غیر قابل مخدوش کردن است برای جامعه خویش نیز مفید باشد.

پلورالیسم نیز سخن پروتاگوراس را به ما گوش زد می کند که انسان معیار شناخت انسان است و هر انسانی بر اساس اندیشه ی خود درباب جهان وانسان سخن می گوید
به عبارتی هیچ دستگاه ارزش گذاری واحدی خواه مذاهب در کم شریعت ترین شکلشان، را نمی توان برای بشر قائل شد زیرا از آنجا که در حیطه فکربشری مفهوم می یابند در گیر پیش شرط ها و مذموم ومطلوب بودن ها می باشند و قابل تطبیق به اندیشه متناقض ومعارضشان نیستند.
نسبی گرایی پلورالیسم به ما می آموزد که معیار اخلاقی واحدی وجود ندارد وفرد گرایی لیبرالیسم یاد می دهد که ارزش آزادی شخص به حدی یست که آنرا به هیج قیمتی نباید محدود کرد
همان گونه که نوشته شد در پرتوی این دو باور است که جوامع مدرن توانسته اند بدنه خویش را بر شالوده های استوار کنند که علاوه بر تأملو تساهل تمامی ارکان و قومیت های آن نسبت به یک دیگر دارایی چنان پویندگی گردد که در اثر وقایع خارجی یا حوادث داخلی شیرازه امور از هم نپاشد وثباتی را که برمردم و نه بر زور استوار است برای آینده گانش ودیعه دهند
و باید آرزو کرد این دو باور که در غیابشان جامعه و کشور ایران به کلکسیون معظلات تبدیل شده اند روزی در مملکت ما نیز برقرار کردند

Thursday, April 27, 2006

چه مولفه ای مراجع دینی را با هر پدیده تازه ای به مخالفت وا می دارد؟



عصبیت و جزم اندیشی یکی از مصیبت های اهل دیانت بوده و هست به گونه ای که غلبا آنها به دور ازتمامیت خواهی و ذم ونفی تجدد قابل تصور نیستند و برای هریک از مذاهب خاصه ابراهیمی می توان مصادیق و شواهد بسیاری را آورد که تا واپسین دم در برابر آرای مخالف به طرد و تکفیرخشونت متوسل شده اند
چرایی نهفته در این گونه برخورد را علاوه برمولفه ی غیر قابل انکار منعم بودن ارکان مذاهب،از ایستایی و ادامه سننی که جوامع به آن پای بنداند. باید در فلسفه نهفته در بطن این آئین ها نیزجستجو کرد
زیرا هستی مذاهب پیوسته به متافزیکی هستند که بسیاری ازکلیات آن غیر قابل اثبات است وتنها توسل به فلسفه ای پرداخته شده برای آن وجاهتش را برای پیروان مقبول می نماید.متافیزیکی که چگونگی بسیاری را بی پاسخ می گذارد و تنها با فراردر پشت تاریخی غبار آلود و موهوم و احکامی غیر قابل پرسش است که هستی خویش را از نقد پذیری وخرد خرده گیر وچرایش حفظ می کند.
این خرد گریزی مذاهب در هر عصر ویژگی منحصر به زمان به خویش را دارداما انچه در این میان مشترک است تقابل با آزادی خواهی ،گسترش شریعت خاصه در ادیان ابراهیمی و واسطه غائل شدن بین انسان و خدا،و پرداخت انسان خدایانیست که توانای متافیزیکی وهم آلود خویش را جز دور ازدید بشر نمی توانند کسب وحفظ کنند و ورای نقدند
این باور متافیزیکی که بنیان ادیان بر آن است به حدی اساسیست که باعث عبث شدن تلاش بسیاری از متفکران مذهبی در پیوند دادن عنصر خرد ودین گردیده است چون خرد حقیقت پذیر و دین تبعیت خواه است و تلفیق آن دو خردی تبعیت خواه را می سازد که همان انسانی است که در باور متافیزیک چرایی را وانهاده است و با تمسک به حقیقتی غیر ملموس که قابل اثبات و انکار نیست.عقل را نه منجلاب عدم تفکرمذهبی می اندازد و تجدد را به خاطر زیر سوال بردن ارکان لرزان و دستورات نابخردانه و غالبا ظالمانه دین مذموم می شمارد

Wednesday, April 26, 2006

بازی با خرس


روسیه باز نیز در ادامه بازی خود ازبا تحریم ایران از سوی شورای امنیت مخالفت کرد اما آنچه در این میان خنده دار و اسفناک است اعتماد چشم بسته سیاست فقاهتی به این خرس شمالی، یعنی کشوریست که ایران از پنجه هایش زخم های بسیاری را بر پیکره دارد که بسیاری از انها هنوز التیام نیافته است وحالا این خرس به یار سیاسی آخوندها بدل شده است وخرناس های دلگرم کننده اش رژیم را به سوی جنگل جنگ و تحریم می کشاند و حمکومت هم ایران فقیر و نا امید را با خود به پرتگاه نیستی می برد آنچه در این میان مایه حیرت است جهل سران حکومتی همچون دستگان صدام است.زیرا صدام هم به گمان.پشتیبانی روسیه و فرانسه و عدم امکان اتفاق نظر غرب تا آخرین لحظات جنگ را ناممکن می پنداشت و می اندیشید در آخرین لحظه نیز می توان با سیاستی،دول دنیا را به پشت میز مزاکره خواند و با دادن چندین ملیون بشکه به آنها از جیب ملت فقیر خود راه را برای بقای خود تا مدت ها گشود.
حال سران اسلامی هم می بینند با پشت گرمی خرس امتیازاتی را که غرب به آنها داده بود به کل از دست داده اندو باید برای رضایت غرب یکی ازاین4 راه را انتخاب کنند1- کنارگیری احمدی نژاد و قربانی کردن او و بازکردن درب مذاکراتی تازه که در میزان نوقع غرب اختلافی ایجاد نخواهد کرد 2- افتادن به دامن طرح روسیه که نوشدارویی کشنده است و با توجه به تاریخ سیاه روابط دو کشور آبروی برای اخوندها نخواهد ماند 3- تعلیق بی شرط شروط تا چندین سال که اهداف پنهانی رژیم منتفی می کند 4- ادامه بازی با خرس و لجبازی با جهان و خطر تحریم وجنگ که کشوررا هرچه بیشتر به مهلکه می ندازند.
البته راه پنجمی نیز وجود دارد که پذیرفتن ان از خرد آخوندی به دور است وآن این است که با یک همه پرسی ملی راه را برای آشتی عمومی باز کرده وبا واگزاری حکومت به خود مردم در بستر ایران به حیات خود ادامه دهند و حل قضیه را به حکومتی مردمی وا گذار کنندکه البته این گزینه با توجه به مال دوستی وخرد گریزی آخوندی از محالات است

Tuesday, April 25, 2006

فقه دوگانه


همیشه درگیر پایان بودن به خصیصه حکومت حاکمانان به ما تبدیل شده است.گاهی می اندیشم بر ما چه گذشته ها،را باید به فراموشی بسپاریم.اما با وزش باد شدیدی که هرازگاهی بنیان های فرهنگی و اقتصادی و هستی ما را به لرزه می اندازد باید هم از خود بپرسم. که کشش این نکبت عرب خویی وایران ستیزی مردم گریزی در چیست که گاهی مردی با وویژگی شیخ فظل الله ی را به خویش می کشد و با مشروطه اولین جنبش نوگرایی ایرانیان ه به دشمنی خونی بر می خیزد و خود را ملعون ملتی می سازد و گاهی روح روح الله دیگری را در گرداب خود،به ریشه زدن از مدرنیته ملی گرایی وا می دارد.؟! میراث و مرده ریگ کدامین فبیله را ما در کف داریم؟واقفم که شیخ الله ها هر کدم به نقل ازنص تاریخ چه ها که نسیبشان نشد! اما حریری هم با ارادت به آئین نیکانش از بطن سرزمینش صاحب مال و منال شده بود ولی هرگز مام میهش لبنان را برای پول یا بالا تر به بهای جان به دامان جهل اسدی ها ننداخت.
اما از قبیله ما شاید بتوان هزاران فضل الله ها و خمینی ها و لاریجانی ها و غیره را برشمرد که هزاران بارراه را بر ترقی ملت و کشور خود بسته ومی بندند وهنوز هم کمال مطلوب خود را در منکوب شدن ملتی مدرن و تاریخ حقیقتی و بارز ایرانیت و ایرانی می بینند
باید به کنه و بطن این شب آبستن مذهب فقهی شک کرد که چه میزاید؟!و خوشحال بود که نسل جوان ایرانی هر چه بیشتر ازاین عفریته شیعی فاصله می گیرد و بنیان های حکومت را وامیدارد که هرچند صبای با طرح های مضحکی چون مبارزه با بی حجابی بکوشد آب و آبروی از دست رفته فقهی اش را به جوی فقاهت بر گرداند .کاری عبث که حاصل ان از پیش برگ برنده ای دیگر برای مردم است.

Monday, April 24, 2006


تونی بلر نیز خواستار فرستادن پیام قوی تری از سوی جامعه جهانی برای رهبران اسلامی ایران شد. جهان غرب به تدریج تاب و تحمل رفتار دو گانه وگاهی متناقض حکومت ایران را از کف می دهد رئیس جمهوری فرانسه در مصر از عدم پذیرش یک جمهوری هسته ای اسلامی سخن می گوید وسناتورهای امریکا تنها با حمله هسته ای و نه حماه متعارف مخالفت می کنند به عبارت دیگر افکار عمومی غرب حکومت مذهبی ایران را عاملی مخرب در عرصه سیاست جهانی می دانند که باید روش خود را تغیر دهد.
پرونده زیاده خواهی هسته ای ایران،نقض مداوم حقوق بشر و حمایت از گروهای تروریستی عملا رژیم ایران را از در رأس منفورترین حکومت های دنیا قرار داده است که دفاع از آن از حوزه عقل و خرد به دور است و اگر جهان مدرن تا کنون از در گیری با آن خود داری کرده است به دلیل فقدان ادله ب ضد نبوده است.بلکه ارزش دمکراسی که رهبران غرب در بطن آن پرورش یافته اند در تحمل مخالف و عدم برخورد تا حد ممکن است.فلسفه ای که سران جمهوری اسلامی از آن سوءاستفاده کرده اند و اهداف رژِم خود را تا به این پایه پیش برداند اما با توجه به سخنان رهبران سیاسی غرب به انتهای این راه رسیدن دیگر برای آنها غیر ممکن و محال است.چونکه پیام های قوی تر نیز در راه است

Friday, April 21, 2006

خوردن جام ذهر در دقیقه90

خبر ها حاکی از آن است که جمهوری اسلامی همچون گشته در رقیقه 90 جام همیشه آماده ذهر حفظ رژیم را نوش خواهد کرد . پس اگر شنیدید که .... باز نظام پر افتخار کم آورد تعجب نکنید

Wednesday, April 19, 2006

نظام، مردم ایران را به مبارزه طلبید

دوباره رژیم با مبارزه با بد حجابی به نسق کشی از ایرانیان پرداخته است وبا واژه گان بد حجابی پیوسته با اسلامیت به نبرد نسل جوان شتافته است در حالی که بدنه رژیم واقف است که دیر زمانی ست که اختلاف بر اصل است. در هر صورت حاصل این رویاروی نیز از پیش به نفع آزادی خواهان رقم خورده است

Tuesday, April 18, 2006

تخریب آرامگاه شاملو

! بعد از هجوم

قبل از هجوم
کانون نویسند گان هجوم و تخدیب مزاز احمد شاملو را تقبیح کرد.راستی چه انگاره ای جزضدیت با ایمان به آزادی، کسانی را وامی دارد که یه آرامگاه آزاداندیشی شبانه و ددخویانه حمله کند.؟! تنها پاسخی که می توان داد این است که روح آزادی در کالبد آزادی خواهان حتی در تهیای جان جریان دارد و خودکامگان را به وحشت می اندازد. فراموش نباید کرد که جمهوری اسلامی پیکر بسیاری اعدام شدگان وشهیدان راه آزادی را در سکوت ودر نهانگاه های خویش مدفون کرده است .غافل از این که خورشید هرگز در پشت ابر پنهان نمی ماند

Sunday, April 16, 2006

احمدی نژاد:طولی نمی کشه که یکی رو بندازم the times april 13

روزنامه تایمز13آپریل کاریکاتوری چاپ کرده که سوای سوز تاسف و خنده دار بودن به گونه ئیست که باید در بطن آن نیزغور و تفکر کرد زیرا به خوبی نمایان می سازد که افکار عمومی در غرب اصولا اعتمادی به سران نظام و اندیشه آنها ندارد وبه عبارت ساده تر همگان واقفند که راهی را که سران ایران می پیمایند آنیست که قبلا توسط پاکستان و کره شمالی طی شده است همان استرادژی که خواهان مدارا با آژانس انرژی هسته تا هنگامیست که در فرایندی زمان بر،رژیم به فنآوری کامل یا تقریبا کامل (نقطه بی باز گشت) دست یابد و پس از آن همچون کره شمالی با خروج سریع از پیمان منع گسترش انرژی هسته ای نظام تبدیل به حکومت فقاهتی هسته ای خواهد شد و دیگر همچون چین که دنیا با ملاحظه توان مشکل زایی آن حقوق بشر و نقص آنرا تقریبا به فراموشی سپرده است کسی توانای اعتراض به ستم ولایت نخواهد داشت وحاکمان سگ را باز و سنگ را برای همیشه می بندند.و این در حالی که سناریو بیان شده تکراریست به کاریکاتوراحمدی نژاد نگاه کنید!ایا نباید به این دست اورد با شک نگریست و آن نام افتخار فقاهتی و نه ملی نهاد که بوی از ان نبرده اند

Tuesday, April 11, 2006

هرکه ناموخت از گذشت روزگار هیچ ناموزد زهیچ آموزگار




بعد ازنعره های مبارزه طلبانه احمقانه احمدی نژاد بسیاری باور دارند که دگردیسی سیاسی رژیم ایران که با انتخاب اوبه پست تشریفاتی ریاست جمهوری کامل شده و برای اولین بار.نظام فقاهتی در تاریخ خود بقای ترک ها راترمیم کرده و به آنچه که یکپارچگی حکومت اطلاق می شود دست یافته است. البته نکته در میان به فراموشی سپرده شده توجه به مراحل اولیه این دگردیسی سیاسیت که امثال آقایان موسوی زفسنجانی وکروبی وحجاریان وغیر در رأس امور کشوری قرار داشتند و ایرانیان تاوان خونینی بابت آن پرداخت کردند. غرور سیاسی فاتحانه این نسل پیوسته به کاروان در راه مانده اصلاحات خاتمی رنگ درزمان خود اسب مراد حکمت ولایتی را در پهنه ایران زمین میراند وچنان زخمی بر جای نهاد که بعد از گذشت دهه ها چرکابه آن هنوز مشام جهانیان را می آزارد.حال چگونه است که گروهی بر حذف آنها به مثابه سوختن مهره های دمکراتیک و آزادیخواه مرثیه می سرایند و می اندیشند که اگر بودند کار پرونده هسته ای به شورای امنیت نمی کشیدوملت آسوده خاطر به بستر میرفتند!! خود جای تعجب دارد.
در حقیقت من نیز معتقدم که این دگردیسی به وقوع پیوسته و در آن نمی توان شک داشت اما تنها بد جای خونین خود را به بدتر داده است و نه بیشتر و برای ملت قربانی که باید به مسلخ جهل و جور خواه در پهنه مدیریت داخلی یا در عرصه سیاست خارجی برود.فرقی ندارد که از رأس هرم قدرت جهنمی نظام چه کسی یا کسانی نعره می کشند یا سخن می گویند وبه چه طرفندی سعی در گشترش حاشیه امنیت خویش دارند.

Friday, April 07, 2006

تصویر مرد همیشه خوش باور در آستانه سفر به ولایت


گویی که جایزه صلح نوبل برای اقای برادعی علاوه بر مزایایی مادی و وغیره قدرت پیش گویی سیاسی آنهم در زمینه ایران اسلامی داده است .چون در زمانی که حاکمان تهران سخن از عدم سازش می گویند او از نشانه های شوق ایران به مصالحه سخن می گوید! العجب خانمی با همین جایزه سعی در پیوند دادن اسلام و ایرانیت یعنی جمع ضدین داشت و تا انجا در این امر پیش رفت که مشغله فکریش اجازه نداد که همچون سیمین بانوی شعر ایران در دفاع از خق زن وخودش پای به میدان عمل بگذارد. این جایه صلح نوبل هم به چه کسانی ارائه می شود حیف از آن!

Thursday, April 06, 2006

احتمال اقدام یک جانبه


نماینده آمریکا در سازمان ملل:احتمال اقدام یک جانبه آمریکاعلیه ایران وجود دارد

Tuesday, April 04, 2006

جام زهر


قابل توجه پیدوان سر سخت آقا،کاردار ایران برای مذاکده باآمریکا در اسرع وقت اعلام آمادگی کرد!؟ یک جام زهر دیگر،تا کی جانشان بر آید

Monday, April 03, 2006

رایس

رایس:ایران عراق نیست. یعتی عراق حالا زندانی سیاسی وسرکوب وخفقان.اعدام وشکنجه وفقر ورانت خواری ورژیمی فاسد با هزاران غــــــــیب دیگر نداردوما ایرانیان داریم. این برداشت طنزآمیزو تـــــــــــــلخ
بود. اماحقیقت آنکه این رژیم فقاحتی است که خواهان جنگ است و بس

Friday, March 31, 2006

لرستان!؟

باز هم فاجعه؟! راستی مسئولیت خانه های سست مردم فقر یکی ازغنی ترین کشورهای نفت خیز باکیست؟!!و مسئولین کجا هستند؟

Thursday, March 30, 2006

برلین


نشست کشورهای بزرگ جهان برای یافتن راه حلی جهت بحران هسته ای ایران بعد از تصمیم شورای امنیت در برلین آغاز به کار کرد تا آنها خود را برای اقدام بعدی در صورت نپذیرفته شدن درخواستشان از سوی حکومت ایران آماده کنند وپیامی قوی تری برای رهبری ایران و عواقب پرهیز آنها از مصالحه بفرستند البته کما فی سابق روسیه و چین با بر خورد تند با ایران تا کنون مخالف بوده اند ولی امریکا و اروپا قبلا اعلام کرده اند در صورت اجتناب ابن دو کشور از همراهی با جامعه جهانی آنها رأسا اقدام به تحریم ایران خواهند کرد که با توجه به حجم مبادلات.گسترده ایران با غرب و ژاپن بعید است که رژیم تهران در دراز مدت توانایی تحمل شرایط تحریم یک جانبه غرب را داشته باشد ودر نهایت به زانو در خواهد آمد ودرآخر این چین و روسیه هستند که بازنده میدان خواهند بود.با توجه به این مطلب باید پذیرفت که آن دو کشور تنها از همراهی نکردن با غرب هدف امتیاز گیری بیشتر را دارند ودر این میان ایران به طعمه روسیه وچین برای جذب سرمایه غرب بدل شده است و همان طوری که در قضیه برخورد هند با ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای نگهبان مشاهده شد این رژیم هیچ یار سیاسی درجهان ندارد.پ

Wednesday, March 29, 2006

بیانیه

  • شورای امتیت با تاخیری طولانی قطع نامه ا ی علیه ایران صادر کرد که در آن خواسته شده ایران ظرف 30 روز به خواسته های شورا ی حکام دال بر قطع غتی سازی اورانسم گردن نهد . شکستی دیگر برای دستگاه دیپلم اسی !!؟فقاهتی

Monday, March 27, 2006

جهل


واژه ملی شاید از معدود کلماتی همچون آزادی است که دیکتانورها و خودکامکان به کرات ان را درگفتمان سیاسیشان از آن یاری می طلبند.
ولی در فرهنگ نامه یا قاموس تمامیت خواهی این دوبا اندکی اختلاف درج و تعبیرشده اند.
در این قاموس واژه ی ملی مترادف است با مفاهمی چون خواسته خانواده معظم آقازاده ها و آقایان پروار خودی که حضرت ولی نعمت آنها ،همیشه از افتادن سیب گندیده جمهوری اسلامی و دلار های نفتی بد بو از دهان و دستشان به دامن غیر های نیمه خودی تماع نگران بود.تعبیر دیگر این کلمه مصلحت نظامی است که الحق بزرگترین امامه ای است که از بدو تاریخ متشعشع تشیع فقاهتی بر سرو چشم نابینای مردم ایران نهاده شده است. البته در میانه تعریف ملی می توان با اجازه مقام محترم رهبری ، این پسوند رابرای فن آوری هسته ای و موشک های شهاب کشور دوست و برادر کره شمالی و چند فقره اسلحه وخودرو سهند فرانسوی برای تهیج عامه اضافه کرد.
البته در این میان واژه ملی به فتح میم به السان حضرت رحیل کرده شان جرمی نابخشودنیست که میتوان گردن ستبر هر انسانی را دار بسپارد و ضد اسلام است.
بدیهی است تمامی دانش مردان سیاست فقاهتی از جمله جناب حداد عادل و احمدی نژاد در تلاشند تا بعد از پیوند مبارک هسته با ملیت ،بی آبرو ریزی ترکیبی اسلامی ملی یا غیر را هنگام صرف کیک زرد تقدیم پیشگاه یا مبارک و پسگاه مردم تا قیامت شهید پرور نمایند.

واما در این قاموس اسلامی فوق والمصیبت اسلامی، در باب واژه آزادی سکوت اختیار شده است و به جای آن تنها به ترسیم اشکال چفیه و دستبد و شلاق ودرجه ای نظامی و گنگ از سپاه پاسداران اکتفاکرده اند که در باب فقره آخر شگفت آور آنست که تا کنون کسی از نظامیان دنیا موفق به باز گشایی رمز آن و پی بردن به رتبه مذکور نشده است و تنها سردار پاسدار جانباز سرلشکر وسرآن مشخص شده است.

سانسور اسلامی


ازقربانیان مقراض سلیقه دار الحکومه در تاریخ ایران می توان مصادیق بسیاری را ذکر کرد که چگونه قلم اصحاب اندیشه را خط ومحدوده بریده اند و هر از گاهی نیزکه قدرت تحمل و توان مقید کردن اندیشمندی را نداشته اند برای بسیاری چون صور الصرافیل و مختاری و پوینده بر هوایی که می کشیدند سد قساوت شدند و یا قلب و جان دیگرانی چون میرزاده عشقی به تیر غیب سربازان همیشه گم نامشان گرفتارکرداند و اگر از هر دری واماندند دودوانی ها را در ناکجا آباد و فرخی هاوسیرجانی ها را در خفیه خانه ها سر به نیست کردند.اما انچه در این میان داروی کشنده اهل اندیشه و آزادی بوده است
تلفیق عصبیت مذهبی با قدرت سیاسی است زیرا قدرت سیاسی مدام در گریز از محدودیت است وحکومت مداران ذاتا دارای خصلتی قدرت طلب هستند وقسی وقلب و رهبری اکثریت مذهبی دارای ویژگی عصبیت و عوام زد گیست و قدرت ارتکاب هر جرمی را برای صیانت از اریکه محبوبیت خویش که از آن منعم هستند دارد و به عنوان مثال می توان از قتل کسروی یاد کرد که تنها به جرم ابراز عقیده ای مخالف سلاخی شد.بلای همراهی این دو نیرو که توام چون بال های خفاشی ره به سوی تاریکی مطلق می برند. مرگ را در سایه سارشان ودیعه خداوندی ورهای بخش می گرداند وتا به انجا دایره منیت را تنکگ می گرداند که حلاج را به جرم گفتن وحسنک رابه جرم بودن با حکم حکومتی بی هراس به دار می کشد.
این مصیبتیست که ما به ان گرفتاریم .یعنی مرگ و حذف روشنفکران و دگراندیشان با حکم تکفیرو چماق حکومتی پس برای رهای تنها باید گفت که دین باید از سیاست جدا باشد

تفاهم جاهلان