Saturday, December 29, 2007

اعتصاب شش دانشجو


اخبار روز: دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ایران روز شنبه در وبلاگ خبری خود اعلام کردند که شش دانشجوی بازداشت شده آزادی خواه و برابری طلب در اعتصاب غذا به سر می برند. دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب با «اطمینان قاطع و بی چون و چرا» اعلام کرده اند که اکنون آقایان مجید اشرف نژاد، مهدی گرایلو، بهروز کریمی زاده، یاسر پیرحیاتی، پیمان پیران و سعیید حبیبی در بیست و پنجمین روز از اعتصاب غذای خود به سر می برند و رژیم حاکم بر ایران مسئول سلامت جسمی و روحی آنان و نیز تمامی دانشجویان، کارگران و فعالان اجتماعی زندانی است.
در ادامه ی این گزارش آمده است: بی خبری از این شش دانشجوی فوق، اتهام سازیهای پی در پی برای آنان و تلاش نیروهای امنیتی برای ساکت کردن خانواده ی آنها و ممانعت از موضع گیری شفاف آنها، تنها و تنها مهر تاییدی است بر وخامت وضعیت جسمانی این فعالان دانشجویی و لجاجت مقامات حکومتی برای درهم شکستن مقاومت این دانشجویان در مقابل اتهام سازیهای بی اساس و دروغین دستگاه امنیتی و تلاش آنها برای پرونده سازی علیه کسانی که برای رسیدن به آزادی و برابری از سلاح و روشی جز استفاده از حق اولیه بشری خود مبنی بر حق اظهار آزادانه ی عقیده و بیان و فعالیتهای پیگیر اجتماعی استفاده نکرده اند.
این گزارش می افزاید: مسئولان زندان اوین از پذیرفتن مسئولیت نگهداری این فعالان سیاسی خودداری می کنند و مسئولان دادگاه انقلاب تلویحا به خانواده ی این زندانیان سیاسی اعلام کرده اند که اسامی عزیزانشان در لیست بازداشت شدگان نیست. این در حالی است که پس ار ربودن و بازداشت آقایان سعید حبیبی و بهروز کریمی زاده ماموران امنیتی به حکم دادگاه انقلاب وارد منزل این دو مبارز سیاسی شده و دست نوشته ها، کتابها، هارد کامپوتر و وسایل دیگری را ضبط کرده و با خود برده اند.
در ادامه ی این گزارش آمده است: پس از آنکه در هفته ی اول بازداشت این فعالان دانشجویی با درز کردن دو خبر از بهداری زندان اوین مبنی بر درگیری فیزیکی تیم بازجویی با آقای پیمان پیران و خونریزی شدید بینی ایشان در محافل خبری انتشار یافت دیگر هیچ خبری از ایشان شنیده نشده است. با توجه به این نکته که مسئولان اطلاعات سپاه که در بند ٣۲۵ زندان اوین مستقر هستند بر خلاف مسئولان وزارت اطلاعات که در بند ۲۰۹ به سر می برند از انتقال زندانیان بیمار به بهداری اوین خودداری می کنند و بیماران بد حال را مخفیانه به «بیمارستان خاتم الانبیا» منتقل می نمایند و با توجه به موضع گیری نشریه «صبح صادق» - ارگان رسمی سپاه پاسداران انقلاب - بر ضد فعالان دانشجویی بازداشت شده و منتسب کردن اتهامات سنگین و بی پایه اساس به آنها و با توجه به عدم برقراری حتی یک تماس تلفنی از طرف این دانشجویان بازداشت شده با خانواده های خود، احتمال انتقال آقایان پیمان پیران، سعید حبیبی، بهروز کریمی زاده، مجید اشرف نژاد، یاسر پیرحیاتی، مهدی گرایلو از بند ۲۰۹ به بند ٣۲۵ به تصمیم مقامات دادگاه انقلاب افزایش یافته است.
در ادامه این گزارش با توجه به اظهارات دانشجویان آزاد شده و همچنین تصمیم گروهی این زندانیان سیاسی و اعلام چند باره ی این تصمیم در جلسات همفکری دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب، این فعالان دانشجویی دربند بارها اعلام کرده بودند که در صورت هرگونه برخورد امنیتی و بازداشت سیاسی از اولین لحظه برای مقابله با فشارهای جسمی و روحی و غیر انسانی حاکم بر بندهای ویژه ی وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه دست به اعتصاب غذا زده و تا لحظه ی ملاقات با وکلای خود به این اعتصاب غذا ادامه دهند

بی شرح

علیرضا اکبری

الهه اکبری نبی


سخنان الهه اکبری دختر 10 ساله ی علیرضا اکبری معلم زندانی در تجمع معلمان در روز 12اردیبهشت در جلوی ساختمان سازمان آموزش و پرورش تهران که با گریه ی حاضران روبه روشد.

سلام من دخترعلیرضا اکبری هستم ،پدرمن معلم است،که اکنون در زندان بسرمی برد،من همیشه فکر می کردم زندان جای آدمهای بد است،ولی حالا فهمیدم که زندان جای معلمان است،من بیست روزاست که پدرم را ندیده ام حتی صدایش راهم نشنیده ام،بیست روزاست که ازاوخبرندارم،نمی دانم چه می کند؟به چه فکر می کند؟فقط من می خواهم یک گفتگوی کوتاه با اوداشته باشم و از زبان خودش بشنوم که او سلامت است،فقط همین !فقط همین!

دست های خون آلود حکومت آخوندی

نقش محکوم به فنای زن در اسلام

انکار اسلامی به سبک محمود

کباب آزادی به سبک محمود

ایران آزاد! و

حدیث الهسته ای

Friday, December 28, 2007


یک گروه هوادار حقوق بشر از سلامت عمادالدین باقی، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر که اینک در زندان است و در ان هفته دچار حمله قلبی شد ، ابراز نگرانی کرده است.

سازمان گزارشگران بدون مرز ، که مقر آن در پاریس است از مقامات جمهوری اسلامی ایران خواست آقای باقی را از زندان آزاد کنند. این سازمان در بیانیه ای که منتشر کرد اعلام کرد، باقی روز چهارشنبه ، در پی حمله قلبی به بیمارستان منتقل شد و روز پنجشنبه به زندان بازگردانده شد.

سازمان گزارشگران بدون مرز همچنین شرایط زندان را نامطلوب خواند و گفت حال آقای باقی وخیمتر شده است. در این بیانیه از قول وکیل باقی گفته شده است که وخیم شدن سلامت این فعال سیاسی به دلیل شرایط رقت بار زندان و اذیت و آزاری است که هنگام بازجویی نسبت به او اِعمال کرده اند.

باقی در اکتبر گذشته به اتهام اقدام عليه امنیت ملی بازداشت شد.

جايگاه حيثيت انسانی در نظام قضايی جمهوری اسلامی کدام است؟

جايگاه حيثيت انسانی در نظام قضايی جمهوری اسلامی کدام است؟ گفت وگوی شهرگان با عبدالله مومنی
گفت وگوی شهرگان با عبدالله مومنی به بهانۀ تبرئه دانشجويان و کارگران پس از ماه ها زندان

- اگر فرد واقعا جاسوس است چرا بدون محاکمه آزاد می شود و اگر خطاکار نيست چرا از او اعاده حيثيت نمی‌شود
- من خود شاهد بوده‌ام که افراد متهم به جرائم جنايی که بی‌گناه به زندان رفته‌اند، مورد اعادۀ حيثيت قرار گرفته و حتی غرامت دريافت کرده‌اند، اما برای فعالان شاهد چنين برخوردی نيستيم
- اعادۀ حيثيت پيش‌کش همين‌که حاکيمت اقدام به آزادی و تعليق حکم فعالان بکند اين برای ما در شرائط کنونی يک گام به جلو است

خسرو شميرانی
shemiranie@yahoo.com

خالد ال مصری در سال ۱۹۶۳ از پدر و مادری لبنانی در کويت بدنيا آمد؛ پس از سال‌ها زندگی در لبنان در سال ۱۹۸۵ به آلمان رفت و تقاضای پناهندگی سياسی کرد. مدتی بعد پناهندگی سياسی او پذيرفته شد. او در سال ۱۹۹۴ تبعه آلمان شد. در آخرين روزهای سال ۲۰۰۳، همزمان با اوج گيری جنگ آمريکا عليه آنچه دولت جرج بوش آن را تروريسم می نامد، المصری در حين يک مسافرت توسط ماموران سازمان سيا در اروپا دستگير شد اما در آوريل ۲۰۰۴ بنا به دستور کونداليزا رايس که در آن‌زمان مشاورت امنيت ملی را به عهده داشت از اسارت سی.آی.ای آزاد شد. اتهام او عضويت در سازمان تروريستی القاعده بود. بعد از روشن شدن بی‌گناه بودنش، او توانست در ايالات متحده عليه رئيس وقت سازمان سيا آقای جرج تنت شکايت کند و شکايت خود را تا دادگاه عالی پيگيری نمايد. ((۱))
جاشووا وب، ۲۸ ساله که توسط پليس محلی در منزفيلد در ايالت اهايو آمريکا به اتهام خريد و فروش مواد مخدر دستگير شده بود در پاييز ۲۰۰۷ پس از تحمل بيست ماه زندان بی‌گناه شناخته شد و آزاد گرديد. او اکنون از "اداره نظارت بر داروهای تحت کنترل" شکايت کرده و ادعای غرامت کرده است. ((۲))
دو مورد بالا، نمونه هايی از موارد بی‌شمار در غرب هستند که هنگام خطای سيستم قضايی يا امنيتی و زندانی شدن يک بی‌گناه، پس از روشن شدن بی‌گناهی وی، دستگاه حکومتی ناچار به اعادۀ حيثيت و پرداخت غرامت می‌شود.
امر اعادۀ حيثيت و پرداخت غرامت به فردی که بی‌گناه زندانی شده است خاص دمکراسی های غربی نيست. بر اساس گزارش چايناديلی CHINADAILY آقای زوو روکو در سال ۲۰۰۳ در يانچنگ در ايالت جيانگسو در شرق چين به قتل و دزدی متهم و سپس به اعدام محکوم شد. بی‌گناهی او تنها پس از تحمل ۵۷۵ روز زندان مشخص شد. آقای زوو روکو در نوامبر ۲۰۰۵ از دولت چين که تحت کنترل حزب کمونيست قرار دارد، شکايت کرده و بيش از يک ميليون يوان (۱۶۰ هزار دلار) غرامت درخواست کرد. ((۳))

اما حيثيت انسانی در نظام قضايی جمهوری اسلامی چه ارزش و جايگاهی دارد؟ در جمهوری اسلامی نيز تقريبا هر روز شاهد مواردی هستيم که افراد دستگير، زندانی و به جرائمی از قبيل، اقدام عليه امنيت ملی کشور، جاسوسی، توهين به مقدسات، توهين به مقامات و .. متهم می شوند. بيشتر قربانيان اين اتهامات روزنامه نگاران، روشنفکران، نويسندگان، فعالان دانشجويی و کارگری و مدافعان حقوق زنان هستند.
اين زندانيان گاه تا ماه ها در زندان نگاه داشته می شوند و گاه بعد از آزادی، شکنجه‌های شديد زمان زندان را گزارش می کنند اما بعد بی آنکه هيچ کس خود را پاسخگوی بی‌عدالتی‌ای که بر آنها روا داشته شده بداند، ماجرا به دست فراموشی سپرده می شود.
آقای ابراهيم مددی، از رهبران سنديکای کارگران شرکت واحد تهران، ۳ دانشجوی دانشگاه اميرکبير، مجيد توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری به عنوان آخرين نمونه های اين نوع برخورد در روزهای گذشته تبرئه شدند.((۴))
پروندۀ آقای عبدالفتاح سلطانی، وکيل دادگستری و عضو کانون مدافعان حقوق بشر نمونه ديگری از اين دست است. آقای سلطانی روز شنبه ۳۰ ژوئيه ۲۰۰۵ بازداشت شد. جمال کريمی راد، سخنگوی قوه قضاييه ايران، روز يکشنبه ۳۱ ژوئيه اتهام وی را "انتشار اسرار و اسناد فعاليت ‌های هسته‌‌ای" دانست. پس از هفت ماه تحمل زندان، دادگاه تجديد نظر در تهران، وی را از کليه اتهامات وارده، تبرئه کرد و او آزاد شد.((۵))
پرونده‌های هاله اسفندياری، علی شاکری، رامين جهان‌بيگلو نيز به اين دسته تعلق دارند. زهرا کاظمی نيز اگر در اثر ضرب و شتم در زندان کشته نمی‌شد به همين دسته تعلق پيدا می کرد. اما اين داستان سری دراز دارد و ده‌ها و صدها نام ديگر را می توان در اين پيوند مطرح کرد. هر گاه متهمان جرائم جنايی که در نظام قضايی اسلامی ايران بی‌گناه محکوم شده‌اند را به اين ليست بيافزاييم، طول آن شايد به هزاران هزار نام افزايش يابد.
شهرگان در بارۀ اين نوع برخورد دستگاه قضايی جمهوری اسلامی با افرادی که متهم، زندانی، هتک حيثيت و سپس تبرئه می شوند بی آنکه برای اعادۀ حيثيت و دادن غرامت، پاسخگويی موجود باشد، با آقای عبدالله مومنی گفت وگو کرد.
آقای مومنی عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت و سخنگوی کنونی سازمان دانش آموختگان است و خود از قربانيان اين نوع برخورد در جمهوری اسلامی بوده است.
خ. ش


آقای عبدالله مومنی اجازه بدهيد قبل از شروع بحث اصلی در مورد بازداشت‌های گستردۀ دانشجويان طيف چپ از شما سوال کنم. نظر سازمان دانش آموختگان در رابطه با اين دستگيری‌ها چيست؟
دفاع از حقوق شهروندی و حقوق بشر مصرحه در اعلاميه جهانی حقوق بشر و همچنين اعتراض به زير پا گذاشتن اين حقوق از الويت‌های استراتژيک سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی است. بر همين اساس ما اين دستگيری‌ها را به شدت محکوم کرده و آن را در راستای خاموش کردن صدای عدالت طلبانه دانشگاه می دانيم. از همين ديدگاه ما تاکيد می کنيم که بازداشت اين گروه از دانشجويان از ابتدا تا انتها بدون هر گونه پايه قانونی صورت گرفته است. اول اينکه برای بازداشت آنها بايد دليل و ادله قانونی موجود باشد که چنين چيزی نيست. دوم اينکه طبق گزارش‌هايی که به ما رسيده هنگام بازداشت به هيچ وجه حقوق شهروندی رعايت نشده است و سوم اينکه نگاه داشتن اين‌ها در زندان بدون اعلام جرم و تفهيم اتهام است که اين هم در مغايرت با موازين حقوق بشری و همچنين قانون اساسی جمهوری اسلامی قرار دارد.

شما خود سال‌ها در ميدان فعاليت دانشجويی بوده‌ايد و اکنون هم در ارتباط نزديک با اين بخش از فعاليت‌های اجتماعی قرار داريد. بازداشت‌های گسترده و ناگهانی دانشجويان طيف چپ را چگونه تفسير می‌کنيد؟
ما طی سال‌های گذشته همواره شاهد فشار به دانشجويان بوده‌ايم. به گمان من به راحتی می توان ادعا کرد که يکی از بخش‌های اصلی که هزينه پرداز دمکراسی خواهی در ايران بوده همين جريان دانشجويی است. حکومت با اعمال محدوديت به انواع روشها سعی کرده اين جريان را از پيگيری ارزش‌های دمکراتيک بازدارد. از طرف ديگر از آنجا که جامعه ايران به عنوان يک جامعه در حال گذار از داشتن احزاب و سازمان‌های متشکل محروم است، جنبش دانشجويی بار اصلی جنبش مدنی را بر دوش گرفته و به نوعی نقش احزاب را در نبود ايشان پر می‌کند. پس حملۀ گسترده به دانشجويان چپ نيز در همين چارچوب معنی و توضيح می يابد که صاحبان قدرت خواهان اعمال سکوت گورستانی به دانشگاه هستند. چرا که موضع انفعالی در دانشگاه شرايط امنی را برای اقتدارگرايان و مخالفان آزادی بوجود می آورد تا اهداف خود را پيش ببرند. چنين وضعيتی بهترين موقعيت را برای حاکميت بوجود می آورد تا به مقاصد خود برسد.

در کنار دستگيری‌های گستردۀ اخير ما شاهد آزادی گروهی ديگر از متهمان و تبرئه آنها از اتهامات‌شان هستيم. اين وقايع در تحليل شما چگونه جای می گيرند؟
ببينيد همانطور که دستگيری فعالان دانشجويی، کارگری، فعالان عرصه حقوق زنان و ديگران هيچگونه توجيه حقوقی، قانونی و منطقی ندارد، طبيعتا برای آزادی برخی از دستگير شدگان نيز نمی توان توجيهات منطقی پيدا کرد.

در مقام مقايسه با نظام های دمکراتيک موجود، اين برخورد‌ها را چگونه توضيح می دهيد؟
در آن نظام‌ها که سازوکارهای جا افتاده وجود دارد قوۀ قضاييه نقش جانبدار در منازعات سياسی را بازی نمی کند و تلاش می کند از دعواهای سياسی برکنار مانده و بر اساس قانون حکم صادر کند، اما متاسفانه در کشور ما اينچنين نيست. قوۀ قضاييه خود به يکی از اهرم‌های اعمال قدرت سياسی جناح‌ها تبديل شده است و از اين يا آن طرف جانبداری جدی می کند. پس به جای صدور احکام حقوقی ما شاهد صدور احکام سياسی هستيم. گاه شکسته شدن احکام سنگين دانشجويان را نيز می‌توان در راستای دوگانگی‌های موجود در نظام جمهوری اسلامی تعريف کرد.

نکته ديگر اما در نظر گرفتن حيثيت اجتماعی و ضرر مادی است که متوجه زندانيان بی‌گناه است. من در اينجا فقط آن دسته را مورد نظر دارم که دستگاه قضايی جمهوری اسلامی خود به بی‌گناه بودن آنها معترف است و يک قاضی اين نظام فرد مربوطه را از اتهامات تبرئه کرده است. آيا اين بحث به هيچ‌وجه در ايران وجود دارد که تکليف اعادۀ حيثيت و پرداخت غرامت به اين افراد چه می شود؟
اتفاقا همين امر مايه تاسف است. چرا که افرادی که بر اساس ملاحظات سياسی دستگير و بعد از مدت ها از اتهامات مطروحه تبرئه و آزاد می شوند، هيچوقت مورد اعادۀ حيثيت قرار نمی گيرند. مثلا فردی متهم به جاسوسی می‌شود. ماه‌ها در زندان می ماند و بعد هم بدون دادگاه و بی سرو صدا، آزاد می شود بدون اينکه کسی مسٔوليتی در اين رابطه بپذيرد. خوب اگر فرد واقعا جاسوس است چرا بدون محاکمه آزاد می شود و اگر خطاکار نيست چرا از او اعاده حيثيت نمی شود و چرا هيچ کس برای ضررهای معنوی و مادی وارد شده بر اين شخص مسٔول شناخته نمی شود.

شما به نظام‌های دمکراتيک اشاره کرديد و اينکه در اين نظام‌ها سازو کارهايی برای موارد اشتباهات سيستم قضايی پيش بينی شده است. من می خواهم بگويم اين امر خاص کشورهای دمکراسی ليبرال نيست. ما در چين و حتی شيخ نشين‌های خليج فارس شاهد پرداخت غرامت به قربانيان اشتباهات قضايی هستيم. آيا در ايران اين امر اصلا مفهومی دارد؟
در پرونده‌های جنايی چنين چيزی وجود دارد. يعنی من خود شاهد بوده‌ام که افراد متهم به جرايم جنايی که بی‌گناه به زندان رفته‌اند، پس از اثبات بيگناهی مورد اعادۀ حيثيت قرار گرفته و حتی غرامت دريافت کرده‌اند اما برای فعالان اجتماعی، سياسی، دانشجويی، کارگری و حقوق بشری که پس از يک دوره زندان تبرئه می شوند شاهد چنين برخوردی نيستيم.

آزادی زندانی سياسی يکی از شعارهای روز جنبش دانشجويی به طور خاص و جنبش حقوق مدنی ايران به طور عام است. اين خواسته چيزی نيست که بتوان يک شبه به آن رسيد آيا فکر نمی کنيد ايجاد يک اتحاد حول درخواست غرامت و اعادۀ حيثيت برای تبرئه‌شدگان دستگاه قضايی يک ايستگاه مناسب در رسيدن به ايرانی بدون زندانی سياسی باشد؟ به‌ويژه آنکه می توان تبرئه‌شدگان را در تمام بخش‌های مختلف جنبش مدنی بازيافت.
واقعيت اين است که در ايران جامعه مدنی بسيار ضعيفی داريم و در نتيجه فعالان جامعه مدنی در مسير تلاش برای مطالباتشان با مخاطرات بزرگی روبرو هستند. به‌ويژه بعد از روی کار آمدن دولت نهم اين وضع اسف‌بارتر شده است چرا که اينها ديدگاهی امنيتی به تلاشگران جامعه مدنی دارند و هيچيک از اين تلاش‌ها را به رسميت نمی شناسند. ديگر اينکه نگاه امنيتی دولت نهم به اين دسته فعالان بر توهم توطئه مبتنی است. پس هرگونه مطالبه را در راستای خواست بيگانگان تحليل می کند. در نتيجۀ چنين وضعيتی شايد بتوان اينگونه آزادی افراد را به فال نيک گرفت. اين درست است که به عنوان نمونه دانشجويان پلی تکنيک قربانی سناريوهای امنيتی حاکميت برای منفعل ساختن دانشجويان شدند. درست است که کارگران برای دست يابی به حق خود مبنی بر دست يابی به سنديکا و حقوق سنديکايی تاکيد می کنند و به اين خاطر محبوس شدند. درست است که زنان برای رسيدن به حقوق برابر با مردان و برهم زدن مناسبات مردسالارانه در جامعه فعاليت می‌کنند و در اين مسير گرفتار زندان می‌شوند. اما دقيقا به همين دليل يعنی به دليل وجود فشار شديد بر فعالان جامعه مدنی، لازم است آزادی هر فردی را به فال نيک بگيريم.
واقعيت اين است که اگرساختار جامعه ما منطقی و عادلانه باشد، اگر دارای ساختاری دمکراتيک و پاسخگو باشد انتظار آن است که هر گاه حقوق شهروندی توسط نظام زير پا گذاشته می‌شود حاکميت پاسخ‌گو شود.

از کيهان روز سه شنبه ‏...


"از کيهان روز سه شنبه ‏...
‏«براي اولين بار در جهان، يك شركت ماشين سازي در ايران، موفق به طراحي و توليد موتور بدون سوخت، ‏نمونه قطارهاي بدون موتور و بدون چرخ شد»...
این خبر کیهان روز سه شنبه است...
تجزيه خبر لازم نيست. اما براي تفريح عرض مي شود که:‏
... مخترعان مطمئن ‏هستند که خريدار دارند اما خريداراني که بايد اول تائيد صلاحيت بشوند" !

سرکشی شبانه حراست به پاویون دختران انترن

سرکشی شبانه حراست به پاویون دختران انترن
درهر بيمارستان آموزشي مكاني براي استراحت انترن وجود دارد . بيمارستان آريا مشهد هم از اين قضيه مستثني نبوده و براي انترن آقا و خانم اتاق هايي مخصوص دارد كه اين دو اتاق در كنار يكديگر است. همچنين در هر بيمارستاني نگهبان انتظامات وجود دارد كه وظيفه اش حراست از افراد و اموال مي باشد ولي اتفاقي كه در ارديبهشت ماه امسال و براي دانشجويان پزشكي كه انترن كشيك بودند رخ داد باعث شد با وظايف جديد اين افراد آگاه شويم !

در آخرين ساعت هاي شب انترن هاي خانم كشيك در اتاق خود بدون حجاب و لباس رسمي مشغول انجام فعاليت هاي خود بوده كه به ناگاه فردي بدون در زدن و كسب اجازه وارد اتاق آنهامي شود. انترن ها بهت زده نگاهي به يكديگر و نگاهي به اين فرد كه نگهبان حراست است مي كنند. از او در مورد اين كارش توضيح مي خواهند و نگهبان هم با لحني زشت دليل كار خود را شك به وجود انترن مرد در اين اتاق اعلام مي كند. و سپس شروع به گشتن اتاق مي كند و جسارت خود را به حدی می رساند که از دختران جوان مي خواهد كه كيف آنها را بگردد چرا كه ممكن است در كيف آنها سيگار وجود داشته باشد. همچنين از انترن ها مي خواهد توضيح دهند چرا تخت هاي خود را به هم چسبانده اند ؟ (در حالي كه اين كار به دليل كمبود تخت اتفاق افتاده بوده است گويا نگهبان انترن ها را لزبين تصور كرده است) در نهايت پس از جستجو هاي فراوان و نيافتن انترن مرد اتاق را ترك مي كند.

فرداي آن شب انترن هايي كه مورد بي حرمتي قرار گرفته بودند در بخش حاضر نشدند تا نسبت به اين عمل وقيحانه اعتراض كنند . ولي از طرف انتظامات و حراست با تهديد به تعليق و اخراج رو به رو مي شوند. ساعاتی بعد اعتراض آنان به پایان رسید چرا كه انترن ها يي كه 6 سال دشوار و پرهزینه تحصيلی را در دانشگاه آزاد مشهد سپري كرده می خواستند یک سال باقی مانده را به سلامت بگذرانند .

اكنون آن نگهبان متجاوز همچنان مشغول حراست ! است و آب از آب تكان نخورده است.

از تورم و گرانی تا شکاف طبقات اجتماعی

روزنامه حکومتی آفرینش در مطلبی با عنوان 'از تورم و گرانی تا شکاف طبقات اجتماعی' نوشت امروزه تورم و گرانی به یکی از مهمترین دغدغه های مردم تبدیل شده و همین مسئله آثار مخربی در جامعه از خود به جا گذاشته است. این مسئله در ماه های اخیر به حدی نگران کننده شده که معمولا به یکی از بخش های عمده سخنرانی ها و تذکرات در نماز جمعه ها تبدیل شده است. بسیاری از مشکلات اجتماعی خانواده ها که آثار مخرب زیادی را به دنبال داشته از اثرات تورم و گرانی است. اگر نگاهی به صفحات حوادث روزنامه ها و رسانه ها انداخته باشید با بررسی دقیق تر ریشه اصلی آن را در فقر خواهید یافت. درحال حاضر با بی توجهی به سیاست تثبیت قیمت ها و تزریق بی رویه نقدینگی، شرایط اقتصادی دشواری برای طبقات فقیر و متوسط ایجاد شده است. این درحالی است كه درآمدهای دولت در طول دوسال گذشته رشد چشمگیری داشته است. تقریبا قیمت نفت به بیش از دو برابر سال گذشته رسیده است، اما دراین میان فقط آثار تورمی ناشی از قیمت نفت نصیب مردم فقیرو متوسط جامعه شده است. فقرا فقیرتر شده و ثروتمندان غنی تر شده اند.

انتقال شبانه عمادالدین باقی از زندان به بیمارستان

سایت نوروز: «عمادالدین باقی» رییس دربند انجمن دفاع از حقوق زندانیان به علت وخامت وضع جسمانی چهارشنبه‌شب به بیمارستان قمربنی‌هاشم تهران منتقل شد. بنابراخبار دریافتی «نوروز»، باقی در آخرین تماس خود اعلام كرده كه در زیر دوش زندان دچار حمله قلبی شده و بعد از آن بود كه مسؤولان زندان حاضر به انتقال وی به بیمارستان شده‌اند.

مدیركل زندان‌های استان تهران نیز در گفت‌وگویی با خبرگزاری ایسنا خبر انتقال باقی به بیمارستان را تایید كرد ولی در عین‌حال گفت كه وی امشب (چهارشنبه‌شب) به زندان بازمی‌گردد. «سهراب سلیمانی» گفت: «حال عمومی باقی مساعد نبود و وی به یكی از بیمارستان‌های تهران منتقل شده است».

این درحالی است كه بنابر گزارش خبرنگار «نوروز»، با رایزنی‌ها و پیگیری مسؤولان بیمارستان، قرار شد وی تا فردا صبح تحت نظر پزشكان باشد. وی در ابتدای انتقال به بیمارستان در بخش مراقبت‌های ویژه CCU بستری شد و در حال حاضر، با بهبود نسبی در بخش عمومی به سر می‌برد.

گزارش خبرنگار «نوروز» همچنین حاكی از آن است كه با كسب گزارش‌های اولیه از وخامت وضعیت جسمانی باقی، آقای كروبی رایزنی‌ها و تماس‌هایی را با «غلامحسین محسنی‌اژه‌ای» وزیر اطلاعات، «علی رازینی» رییس دیوان عدالت اداری و «علی مبشری» رییس دادگاه انقلاب تهران جهت رسیدگی به وضعیت نگران كننده وی انجام داد.

پیش از این، «محمد قوچانی» داماد باقی در گفت‌وگو با خبرنگار نوروز توضیحاتی درباره اتفاقات روز چهارشنبه داده بود. وی گفت: صبح امروز آقای نیكبخت برای ملاقات با باقی به زندان اوین رفت. اما مسؤولان زندان به ایشان گفتند كه ملاقات به دلیل انجام بازجویی ممكن نیست.

وی افزود: یكی دو ساعت بعد از مراجعه آقای نیكبخت بود كه آقای باقی با منزل تماس گرفت و از وضع وخیم جسمانی خود خبر داد كه به دلیل همین مساله هم، ادامه تماس تلفنی ممكن نشد. بعد از آن، ما در تماس با زندان اوین خواستار ملاقات شدیم و مسؤولان زندان گفتند كه وكیل باقی می‌تواند ملاقات كند.

قوچانی در ادامه گفت كه برخلاف وعده مسؤولان زندان، از حدود ساعت 12و30 دقیقه امروز، آقای نیكبخت به همراه «فاطمه كمال احمدسرایی» همسر باقی، پشت در زندان اوین در انتظار به سر می‌برند، اما اجازه ملاقات به آنها داده نمی‌شود.

داماد باقی در پایان تاكید كرد: همین جا اعلام می‌كنم كه خانواده و وكیل آقای باقی بشدت نگران وضعیت ایشان هستند و ما هشدار می‌دهیم كه اگر اتفاقی برای ایشان بیفتد، مسؤولیت آن برعهده مسؤولان زندان اوین ومسؤولان كل كشور است.

صاحبخانه را بگویید خانه را به یغما برده اند....

پریش پاهکین

جوهر قلم قرارداد چپاول دریای مازندران هنوز خشک نشده با وقاحت هر چه تمامتر جزایر سه گانه محل چانه زنی شیوخ عرب شد و اکنون نوبت به مرزهای جنوب غربی کشور رسیده است. شگفتا! رهبران ضد ایرانی حکومت ولایت فقیه در اوج فلاکت همه چیز را از شمال و جنوب و غرب کشور فروخته و ایران را پاره پاره می کنند اما در یک فرافکنی مذبوحانه ایرانیان بلوچ و عرب و کرد و ترک را متهم به تجزیه طلبی می کنند و هر روز هم بهانه می تراشند برای سرکوب و اعدام ایرانیان به اتهام واهی جدایی طلبی. هر روز از این 29 سال که گذشت در انزوای طاقت فرسای ساخته دست ولایت فقیه نبض زندگی این خاک کندتر شد. این روزها چون لاشه مرده ای در حال گندیدن هر کس از راه می رسد لگدی نثارمان می کند و کفتاران گرسنه هر گوشه این خاک را تا می توانند به نیش می کشند. کشتی شکسته به گل نشسته ای را مانند شده ایم که راهزنان در پی غارت غنایم جنگی هر روز چیزی از ما به تاراج می برند و ما چون گنگان خواب دیده هنوز در رویاهای فراچنگ آوردن اشیای زینتی دست نیافتنی چون "انتخابات آزاد"، "تغییر قانون اساسی"، "صلح و منع خشونت" و "مبارزه مدنی" سر می کنیم تا قابشان کنیم و بر دیوار خانه بیاویزیم. زنهار صاحبخانه را بگویید که تا در پی تعبیر این خوابها جان می فرساید و فرصت می سوزاند دیگر خانه ای در کار نخواهد بود!

آخوندهای ضدایرانی زیر چتر حمایت روسها


سایت حکومتی عصر ایران: روزنامه کومرسانت در گزارشی با اشاره به آمادگی روسیه برای تحویل سامانه موشکهای ضد هوایی "اس – 300" به جمهوری اسلامی نوشت فروش این سامانه به رژیم تهران قطعا تنش های جدیدی در روابط مسکو و واشنگتن ایجاد خواهد کرد.

پاسدار مصطفی نجار، وزیر دفاع جمهوری اسلامی روز گذشته گفته بود تحت یک قرارداد منعقده با روسیه این کشور سامانه های اس 300 را به جمهوری اسلامی تحویل خواهد داد که چارچوب زمانی تحویل این سامانه ها به زودی اعلام می شود.

روزنامه روسی کمرسانت نوشت شرکت صادرات تسلیحات روسیه – روزو برون اسکپورت – در باره اظهارات مصطفی نجار توضیحی نداده و در عین حال آن را رد نیز نکرده است.

منابع آگاه در گفت و گو با کومرسانت اظهار داشتند روسیه موافقت کرده که پنج مجموعه S-300PMU-1 به ارزش 800 میلیون دلار را به رژیم تهران تحویل دهد.

یک مقام صنایع نظامی گزارش داد این قرارداد تاکنون امضا نشده اما مذاکرات در مراحل نهایی قرار دارد.

این دومین قرارداد بزرگ روسیه با رژیم تهران در خصوص سامانه های دفاع هوایی – پس از تحویل سامانه های تور ام یک - در طول سال های اخیر محسوب می شود و تحلیلگران معتقدند روسیه بدین نحو در حال مقابله با طرحهای آمریکا در خاورمیانه است.

روابط بین رژیم تهران و مسکو در زمینه همکاری نظامی و فنی در اوایل 2004 رشد سریعی یافت. تهران هفته گذشته میزبان نشست کمیسیون بین دولتی جمهوری اسلامی و روسیه درباره همکاری های نظامی و فنی بود که در جریان آن میخائیل دمیتریف، رییس سرویس همکاری نظامی و فنی فدرال روسیه اعلام کرد کشورش آماده همکاری با رژیم تهران در زمینه نظامی است و افزود این مساله برای حفظ توان قوا در منطقه الزامی است.

جمهوری اسلامی خواهان کمک روسیه در ایجاد سامانه دفاع موشکی شده و مسکو نیز استفاده از سامانه های S-300PMU-1 برای دفاع از پایتخت – تهران – و چهار منطقه دیگر شامل مرکز صنعتی اصفهان، پایگاه اصلی نیروی دریایی در بندرعباس، نیروگاه بوشهر و پایانه های نفتی آبادان و خرمشهر را به جمهوری اسلامی پیشنهاد داده است.

برد موشک های S-300PMU-1 به 300 کیلومتر می رسد و در عین حال قادر به انهدام اهدافی در ارتفاع 27 کیلومتری است. این موشک ها برخلاف موشک های "تورم ام یک" قادرند جنگنده بمب افکن های آمریکایی را به سادگی هدف قرار دهند.

در پی اعلام خبر تحویل سامانه موشکهای ضدهوايی روسیه به جمهوری اسلامی، يک سخنگوی كاخ سفيد اعلام کرد ایالات متحده از چشم انداز فروش چنين تسليحاتی به رژیم تهران نگران است.

آمريكا از روسيه خواست است فروش این تسلیحات به رژیم تهران را لغو كند

Thursday, December 27, 2007

درگیری ماموران سرکوبگر انتظامی با زنان در میدان ولی عصر

سایت کانون زنان ایرانی: در ضلع غربی میدان ولی عصر هیاهوی عجیبی برپاست جایی که خودرو ماموران گشت ارشاد با ماموران همیشگی اش دو خانم و سه مرد بلند قامت درآن از زمان اجرای طرح امنیت اجتماعی جا خوش کرده است .از میان این هیاهو یک صدا بیشتر به گوش میرسد:"...ولش کنید ،اون مریضه."

زن با صدای بلند التماس می کرد . اما ماموران دخترک 16_ 17 ساله اش را به جرم پوشیدن پوتین زمستانی داخل ماشین انداخته اند و تحت هیچ شرایطی نیز حاضر به خروج او نیستند.

...زنی مبان سال بارویی گندمی و مانتو و شلوار سیاه و روسری قرمز.

زن بیشتر التماس می کرد و مردم که نظاره گر این جریان بودند فریاد« ولش کنید» را سر می دادند.

زن که دید حریف ماموران نمی شود خواست همراه دخترش به کلانتری برود.

تلاش کرد از در خودرو وارد شود که ماموران مرد بلافاصله او را به عقب هل دادند و در را با شدت هرچه تمام بستند. حالا دیگر مردم آرام نبودند . از میان جمع زنی فریاد زد:« اگر این عدالت است نمی خواهیم.»

مردی نیز گفت:«در برابرحق ات دفاع کن.»

زن آرام و قرار نداشت فریاد می زد و نمی گذاشت ماموران دخترش را به کلانتری ببرند. هر چه بیشتر مقاومت می کرد ، ماموران با زور بیشتری او را از اطراف خودرو دورمی کردند. یکی از ماموران زن ، با شدت زن را به میله های اطراف میدان کوبید، روسری از سر زن برداشته شد. حالا او فقط گریه می کرد.

زن با مامور زن گشت ارشاد دست به یقه شد. در این میان یکی از ماموران مرد نیز بی کار ننشست و به کمک همکارش آمد . زن را به عقب پرت کرد و همکارش را نیز سوار خودرو کرد.

و خودرو آماده حرکت شد. اما این پایان ماجرا نبود . زن با دستان باز ، خودش را به جلوی خودرو انداخت و اجازه حرکت نمی داد.

حالا دیگرعلاوه بر پیاده ها ، سواره های ضلع غربی میدان ولی عصر نیز با بوق ماشین هایشان خواهان پایان ماجرا بودند.

تعدادی از مردان به یاری زن شتافتند و تلاش کردند خودرو را متوقف کنند ، اما نمی شد.مردم که نظاره گر این ماجرا بودند عملکرد نیروی انتظامی با این زن را با «هو» جواب دادند.

"بیشتر مردها می ترسند و نمی توانند دخالت کنند" این جمله را مرد میانسالی که کنار من ایستاده بود و نظاره گر ماجرا ، گفت.

حالا دیگر نرده های ضلع غربی میدان ولیعصرنیزگویا مانع رسیدن زن به دخترش شده بود.دختر سواره و زن در تلاش برای رسیدن به او.

چند زن از آن طرف خیابان وارد جریان شدند و زن را از جلوی خودرو کنار کشیدند.

زن دیگر نیرویی در بدن نداشت . رنگ صورتش نیز هم رنگ روسری اش ، سفید شده بود. از میان زنانی که او را از جلو خودرو کنار کشیده بودن،د کسی می گفت :«زن دچار طپش قلب شده است.»

او را به یک خودرو تکیه دادند و اما این خودرو نیروی انتظامی بود که مغرورانه از فتح صاحبان اش با چراغ های قرمز و بوق زنان به آنان که نظاره گر بودند ، فخر می فروخت و می رفت تا سرنوشت نا معلومی را برای دختر بیمار و دیگر سرنشینان باز داشت شده در پیچ و خم راهرو های سرد کلانتری ها، رقم زند.

غروب پنجم دی ماه سال 86 برای آنان که رهگذر میدان ولی عصربوده اند هرگز فراموش نمی شود.

سرما سوز عجیبی دارد، بیشتر مردم در خیابان ها صورت خود را زیر شال و یقه های پالتو و بارانی خود پنهان کرده اند. سرما شوخی بردار نیست ویروس جدید سرما خوردگی در بین مردم شایع شده است.( اخیرا آنفلوانزای مرغی نیز در بین پرندگان رواج یافته هرچند که وزارت بهداشت آنرا تکذیب می کند.)

ساعت 20 دقیقه از 19 گذشته است و این میدان ولی عصر است که زیر گذر عابران بی نام و نشان می گذراند شب را ، روز را و هنوز را.

دست های آلوده به خون مذهب

Wednesday, December 26, 2007

ایران در بند

بی شرح

صلح طلبی اسلامی

حکومت شوم ایران

ایرا ن ما







بيانيه­ی كانون نويسندگان ايران

بيانيه­ی كانون نويسندگان ايران

درباره­ی بازداشت­های اخير



مردم آزاده­ی ايران!

صبح روز جمعه 20/9/1386 محسن حکيمی، نويسنده، مترجم و عضو کانون نويسندگان ايران، به همراه عليرضا عسگری شاعر و نمايش­نامه­نويس، ابراهيم گوهری عضو هيئت مديره­ی سنديکای شرکت واحد و حسين غلامی فعالِ کارگری در پارک عمومی چيتگر، از سوی ماموران امنيتی بازداشت و روانه­ی زندان شده­اند.

اين در حالی است که طی دو هفته­ی گذشته بازداشت دانش­جويان در شهرهای مختلف هر روز ادامه داشته است و شگفت آن که پيش از صدور هر گونه قرار يا حکمی از سوی مراجع قضائی، سيل اتهام­های رنگارنگ و پيش­داوری­های بی­اساس را به طرفِ بازداشت­شدگان سرازير کرده­اند.

کانون نويسندگان ايران اين بازداشت­های خودسرانه و بی­رويه را به شدت محکوم می­کند و خواهانِ آزادیِ بی­قيد و شرطِ تمامیِ بازداشت­شدگان است.

كانون نويسندگان ايران

27/9/1386

Monday, December 17, 2007

آزادی آی
قوس نشاط آدمی اکنون
در اين سرزمين
چندان فرو نشسته و خاموش است
کز شش هزار خاطره
انگار خاکستر می پاشند
بر چشم آب

Friday, December 14, 2007

گزارشگران بدون مرز



گزارشگران بدون مرز


گزارشگران بدون مرز در اين باره اعلام کرده است :
"دولت ايران در پي تنبيه نويسندگان مقالاتي ست که از سياست های تبعيض آميز آن انتقاد مي کنند و با تحت فشار نهادن مدافعان حقوق زنان، که برای بهرمند شدن از حقوق برابر در قوانين اساسي جمهوری اسلامي تلاش مي کنند، مي خواهد به فعاليت سايت هايي چون تغيير برای برابری پايان دهد، امری که نقض فاحش آزادی بيان محسوب مي شود



مريم حسين خواه. روزنامه نگار و وب نگار فمينيست عضو تحريريه روزنامه های آنلاين زنستان و تغيير برای برابری که در روز يکشنبه ٢٧ آبان ماه دستگير شد، همچنان در زندان اوين بسر مي برد. "اتهامات" اين وب نگار معترض نيز از سوی دادسرای ویژه امنیت " تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب از طریق انتشار اخبار کذب در زنستان و تغییر برای برابری " اعلام شده و از سوی مقامات قضايي برای وی نيز قرار وثيغه ١٠٠ ميليون توماني صادر شده است.

برای آزادی مريم حسين خواه و جلوه جواهری بر لینک انگلیسی کلیک و امضا کنيد



جلوه جواهری ٣٠ ساله مدافع حقوق زنان و عضو تحريريه سايت تغيير برای برابری روز شنبه ١٠ آذر ماه به دادسرای شعبه يک امنيت تهران احضار شد. پس از بازجويي برای وی با اتهاماتي چون " تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب از طریق انتشار اخبار کذب در سايت تغییر برای برابری " قرار بازداشت صادر و به زندان اوين انتقال يافته است.





گزارشگران پارلمان اروپاپس از سفر به ايران

گزارشگران پارلمان اروپاپس از سفر به ايران:
وضع حقوق بشر در ايران وخيم تر گردیده است
هيات نمايندگی پارلمان اروپا به رياست ، آنجليکا بير، که چندین روز پيش به تهران سفر کرده بود وضع حقوق بشر در ايران را وخيم توصیف کرد. گزارش اين هيات حاکی از آن است که در دوسال اخیرفضای سياسی و اجتماعی ايران بسته تر شده و حقوق بشر به صورت گسترده و روز افزون نقض گردیده است. گروه نمايندگی پارلمان اروپاخواستار آزادی بی قید و شرط دانشجويان بازداشتی و رهبران اتحاديه های کارگری، رعايت حقوق زنان و اقليت های مذهبی شده است

Monday, December 03, 2007

چندین ساعت تار و تاریک بی خبری


زهرا بني يعقوب . دكتر زهرا بني يعقوب . پزشك عمومي . متولد بيست و پنج مهر پنجاه و نه .(کمتر از سی سال! )ورودي مهر ماه 77 دانشگاه تهران . مجرد . ساكن تهران . فرزند پدري كه از زندانيان سياسي در رژيم سابق بوده است . و دكتر زهرا بني يعقوب بنا به قانوني كه سالهاي زندان پدر را معادل امتياز ” آزادگي ” به حساب آورده است از قانون خدمت اجباري پزشكان در مناطق محروم معاف بوده است اما پس از مدتي كه از فارغ التحصيلي اش مي گذرد با توجه به اين كه عملا امكان اشتغال پزشكان جوان در تهران و شهر هاي بزرگ وجود ندارد همراه دوست دوران تحصيل خود هانيه عازم رزن در استان همدان مي شود و مدت سه ماه در روستاي از توابع رزن مشغول به كار مي شود . پس از مدتي محل خدمت خود را به روستاي ” سيس” از توابع قروه سنندج تغيير مي دهد . روز پنج شنبه يك روز پيش از عيد فطر در پارك مردم روبروي دانشگاه بو علي سيناي همدان به جرم همراهي با پسر جواني به اسم حميد بازداشت مي شود . به بازداشت گاه منتقل مي شود به مدت بيش از 48 ساععت در بازداشت مي ماند و دو روز بعد جسد حلق آويز شده وي در بازداشت گاه پيدا مي شود كه مسوولان ادعا دارند خانم دكتر با استفاده از يك پرچم تبليغاتي اقدام به خود كشي كرده است. این در حالیست که روز پیش از آن با برادر خود صحبتی تلفنی داشته است و از وضعیت روحی مناسبی به نقل از برادرش بر خوردار بوده است . اما در این چندین ساعت تار و تاریک بی خبری از او چه گذشته است. همه بی خبریم!! پدر داغ دار وی به همدان حرکت کرده بود تا مقدمات آزادی فرزند تحصیل کرده اش را به جرم نابخشودنی همراه بودن با یک پسر فراهم کند که خبر مرگ زهرا مواجه می شود.

جرم زهرا تها همراه کسی بودن ودلیل مرگ بنی یعقوب را خودکشی خوانده اند انگاری همین دیروز بود که مرگ سیرجانی را حاصل لیست قلبی و و وقیحانه جرم این نویسنده را هم همراه داشتن تریک در جیب اعلام کردند

Monday, October 29, 2007

خاک وطن رفت. چه خاکی بسر کنیم؟

خاک وطن رفت. چه خاکی بسر کنیم؟
میانه بهت و ناباوریمان ترکمن چای تکرار شد. بی جنگ، اما به بهای پامال کردن خون نیکانمان رژیم پاره ای از ایران زمین رابه بیگانگان بخشید. شرافتمان را به بازی گرفتند.هستی مان را به یغما بردند.پنجه خون آلود روسیه را بر پیکره مان نشاندند. سیاست مدبرانه میرزا آقاسی تجلی فقاهتی یافته است و *برای ذره ای آب شورخلیج فارس و دریای مازندران،نباید کام شیرین روسیه ء دوست را تلخ کرد. حق پنجاه در صدی آبهای تحت البحری ایران را تنها با سیزده درصد تعویض کرداند!!! ساکت ننشینیم این معصیت سیاسیت. ایرانیان مام وطن را به رذالت بخشیده اند.چرا بی صدا غسل بر نعش وطن کنیم؟ به امضاء کنندگان اعتراضیه بپیوندید.
پاینده ایران
*تکثیر این اعلامیه و ظیفه ملی است. در انتشار آن و آگاهی رسانی عمومی کوشا باشید.
برای امضا ئ بیانیه واعتراض و ارسال آن به سازمان ملل متحد و رسانه ها به سایت منافع ملی ایران مراجعه کنید


http://miiran.wordpress.com/

Sunday, October 14, 2007




فيروزان (ابولولو) کيست؟


ابو لولو به معنای پدر

مرواريد است

آرامگاه ابولولو آرامگاه سرباز گمنام يا سردار نامی است که برای نجات

ايران با اعراب مهاجم جنگيد



مدت هاست که شایعه ویران کردن آرامگاه فيروزان یا ابولولو در ایران وجود دارد. این شایعه در دو سه هفته پيش با بستن درهای آرامگاه به روی بازدید کنندگان و توریست ها جدی تر شد و اکنون که مرکز پژوهش های باستانشناسی وابسته به مدرسه مطالعات شرقی دانشگاه لندن رسما اعلام کرده که دولت ایران قصد ویران کردن این اثر تاریخی و باستانی را دارد می شود قبول کرد که بار دیگر سازمان ميراث فرهنگی ایران و دولت وقت دست به تخریبی کاملا عمدی زده است. این تخریب این بار به سفارش کشورهای عربی است. آن گونه که مرکز پژوهش های دانشگاه لندن می گوید دولت ایران پس ازداشته قبول کرده که به خواست آن « دوها » مذاکراتی که با نمایندگان کشورهای عربی در گردهم آییها این اثر تاریخی و ملی ما را ویران کند. یکی از کسانی که به شدت این ماجرا را دنبال کرده شخصی است به نام محمد سليم ال اوا دبير کل اتحادیه بين المللی محققين مسلمان (که شهرتش از آن جایی است که گفته خداوند زن ها را برای بارورشدن و بچه آوردن به دنيا آورده است.) برای اکثر توریست ها و قبل از هر چيز شخصيتی است « فيروزان » کسانی که به دیدن این اثر تاریخی می روند صاحب آرامگاه که در مقابل اعراب مهاجم به ایران ایستادگی کرده است.

نوشته ها و شایعات زیادی در مورد صاحب این آرامگاه وجود دارد که در مجموع می شود گفت که در واقع آرامگاه او همانند یک سرباز گمنام یا به نامی است که اهميتی خاص برای همه دارد و سمبل مقاومت مردم ایران در مقابل اعراب مهاجم است. و حالا این سمبل قرار است به دست حکومت جمهوری اسلامی ویران شود. نکته ای که در این ميان اهميت دارد این است که این آرامگاه متعلق به هر کسی که می خواهد باشد فرقی نمی کند اکنون اثری تاریخی است و حزو ميراث فرهنگی ایرانزمين است و ویران کردن آن به هر دليلی جرمی قابل تعقيب است. اما دولت ایران را چه باک از این جرایم پشت سر هم؟ آیا به راستی هنوز برای افرادی این شک وجود دارد که تخریب های سراسری آثار باستانی و تاریخی ایرانزمين عمدی نيست؟

فيروزان (ابولولو) کيست؟

ابو لولو به معنای پدر مرواريداست

آنگونه که در کتاب« تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عضر ساسانی به عصر اسلامی » گفته شده فيروز نهاوندی یا ابو لولو یکی از ایرانيان در دوره اوليه ورود اعراب به ایران بوده است.او کسی بود که گمان می شد عمر بن خطاب خليفه مسلمين و کسی را که به ایران لشکرکشيد را به قتل رسانيده است فيروز دختری داشت که گویا مروارید نام داشت و از آنجا که درزبان عربی به مروارید لولو می گویند به فيروز پدر لولو یا پدر مروارید گفته می شدعبيدالله پسر عمر پس از قتل پدرش فيروزان را که متهم به قتل او بود همراه با مروارید دخترفيروزان و هرمزان سردار معروف ایرانی و یک مسيحی ایرانی به نام حفينه را که در جنگ های عليه مهاجمين اعراب همراه هرمزان بود به قتل رساند.

آيت الله تسخيری در بيانيه خود خطاب به محمد سليم العوا :

خدا را شکر تلاش های ما با بسته شدن دری از درهای فتنه به نتيجه

رسيد

محمد سليم العوا:

خبر تخريب اين مزار را نيز ممكن است به زودی بشنويم

آیت الله تسخيری تاآيد آرد: " خدا را شكر تلاش های ما با بسته شدن دری از درهای فتنه به نتيجه

رسيد و قبر یكی از دراویش قدیمی آه برخی عوام آن را قبر ابو لولو می دانند تعطيل شد و خواستار آن

هستيم آه این مزار برچيده شود

".

عصرایران - آیت الله محمد علی تسخيری دبيرآل مجمع تقریب اسلامی در بيانيه ای خطاب به اتحادیه

جهانی علمای مسلمان از تعطيلی مزار منسوب به قاتل خليفه دوم موسوم به ابولوءلوء خبرداد.دآتر"محمد سليم العوا" دبيرکل اتحادیه جهانی علمای مسلمان در (asriran.com) به گزارش عصرایران در گفت و گو با سایت خبری شبكه العربيه اظهار داشت : " این مزار، قبر قدیمی یكی از صوفيان بوده که دولت ایران چند روز پيش، آن را تعطيل آرده است."

وی اضافه آرد:" تخریب این مكان نيازمند تصميم طرفهای مسئول محلی و نيازمند زمان بيشتری است اماخبر تخریب این مزار را نيز ممكن است به زودی بشنویم."

العوا توضيح داد که تعطيلی این مزار پس از تلاش های اتحادیه جهانی علمای مسلمان صورت گرفت وهياتی از این اتحادیه نيز در چند ماه گذشته به ایران سفر آرده و علاوه بر بررسی موضوعات روابط اهل تسنن و شيعيان به ویژه در آشورهای عراق و لبنان ،موضوع وجود مزاری برای قاتل خليفه دوم در شهرکاشان را مطرح و آن را از موانع تقریب ميان مذاهب اسلامی دانستند.

وی اضافه آرد: " البته در این سفر فهميدیم که بسياری از مسئولان دولتی حتی نام این مزار را هم نشنيده اند !!!اما پس از بررسی، تصميم گرفتند که این مزار تعطيل شود و این اقدام را به ما نيز اطلاع دادند."

پيش از این و درهمایش گفت و گوی ميان مذاهب اسلامی آه در ابتدای سال جاری در شهر دوحه قطربرگزار شده بود؛ بسياری از علمای اهل تسنن از علمای شيعه ایران خواسته بودند تا مزار ابولوءلوء قاتل خليفه دوم در شهر کاشان ایران تعطيل شود.

در این همایش همچنين مطرح شد آه این مزار، ساختمان باشكوهی است و نام" مرقد بابا شجاع الدین ابو لوءلوء فيروز" را با خود دارد .

بيانيه آیت الله تسخيری

آیت الله تسخيری در بيانيه خود خطاب به دآتر محمد سليم العوا دبيرآل اتحادیه جهانی علمای مسلمان آورده است:" خدا را شكر تلاش های ما با بسته شدن دری از درهای فتنه به نتيجه رسيد و قبر یكی ازدراویش قدیمی که برخی عوام آن را قبر ابو لوءلوء می دانند تعطيل شده و خواستار آن هستيم که این مزار برچيده شود.

دبيرآل اتحادیه جهانی علمای مسلمان نيز با صدور بيانيه ای این خبر را تایيد آرده است.

همچنين آیت الله تسخيری پيش از این در گفت و گویی با سایت خبری شبكه العربيه اعلام آرده بود که ابولوءلوء فرد مجرمی بوده که در شهر مدینه حد اسلامی بر وی اجرا شده و جنازه وی در این شهر دفن است و جنازه ای هم به ایران منتقل نشده است.

اثر تاريخی آرامگاه فيروزان (ابولولو) مظهر مقاومت ايرانيان در دوران تجاوز اعراب به ايران به سفارش کشورهای عربی ويران خواهد شد.

از سايت: کانون پژوهش های باستانشناسی وابسته به مدرسه مطالعات شرقی دانشگاه لندن

ترجمه از: کميته نجات پاسارگاد

مقبره فيروزان که در بين عوام به عنوان مقبره امامزاده ابولولو (و یا ابولولو) مشهوراست و در شهر کاشان از استان اصفهان قرار دارد به دستور حکومت اسلامی ویران می شود. روز سه شنبه بيست و ششم ژوئن جمعيت کثيری از ایرانيان در مقابل فرمانداری اجتماع کرده و به تخریب یکی از ميراث های تاریخی ایران اعتراض کردند.

اثری که در واقع نماد مقاومت ایرانيان در برابر مهاجمان عرب در قرن هفتم ميلادی بوده است. برخی نيز او را یکی از بزرگان شيعه و نيز نتیجه صوفی گری می دانند.

عمربن الخطاب خليفه مسلمين در شصد و چهل و پنج ميلادی به دست فيروزان کشته شد. گفته می شود که فيروزان یکی از اسيران جنگی بوده که پس از سقوط تيسفون که درهمان عراق کنونی باشد در بازار برده فروشان فروخته شده است و یکی ازبزرگان عرب به نام مغيره بن شعبه او را خریده و به عنوان برده با خود به مدینه برده است.

احتمال زیاد می رود که فيروزان زرتشتی بوده است و برخی ها حتی او را یک روحانی زرتشتی دانستند. ایرانيان به هنگام حمله اعراب در قرن هفتم ميلادی اکثرا زرتشتی بودند.

عمل فيروزان پاسخی یکی از تظاهر کنندگان روز سه شنبه اظهار داشته است که " عمل فیروزان پاسخی به بدکاری های اعراب مسلمان مهاجم به ایران بوده است که کشور ما را غارت کرده،مردم را قتل عام نموده و به زنان تجاوز کردند. ما ایرانيان هرگز جنایات آن ها عليه خود را فراموش نخواهيم کرد"

برخی از اعراب و عده ای از تاریخ نویسان مسلمان برای تخفيف شجاعت و قهرمانی نشان داده شده از جانب فيروزان (عموما بر اساس شرحی که ابن شهاب داده است)گفته اند که قتل عمر به علت دعوا بر سر پرداخت ماليات بوده است.

در دوران صفویه و رسيدن اسلام شيعی به قدرت سلسله مزبور او را به نام بابا شجاع الدین خوانده و مدعی شد که این شخص شيعه و شهيد بوده است.

بعضی می گویند که این قبر او نيست. یکی از دیگر از معترضين خشمگين می گفت " بعضی می کویند که این قیر او نیست و او اصلا مسلمان نبوده.خب نبوده باشد. برای ما مهم آن است که این ساختمان نماد اوست و نماد اعتقادات ما و مقاومت ما در مقابل مهاجمانی غير متمدن است.اگر ابولولو عرب بود آن ها گنبد طلایی روی قبرش می ساختند نه این که آن را ویران کنند. نه، آن ها قبر او راخراب می کنند برای این که او یک ایرانی و یک ایرانی شریف است و در نتيجه کارشان اهانت به ملت ایران محسوب می شود

محمد سليم العوا دبير کل اتحادیه بين المللی محققين مسلمان که پيش از این اعلام کرده بود که« خداوند زنان را برای حاملگی و بچه آوردن خلق کرده است » در گفتگوی با شبکه العربیه علام کرده است که که تقاضا برای تخریب این بنا به وسيله گروهی از نمایندگان عرب چند ماه پيش، پس از برگزاری گردهم آیی دوها در آغاز سال، تسليم ایران شده است. در آن گردهم آیی اگثریتی از دانشمندان سنی از ایران خواستند تا این مقبره خراب شود

شخصی با نام اختصاری ن که در ميان معترضين در برابر دفتر فرمانداری کاشان بودگفت "تصور کنيد که آلمانی ها از انگليسی ها بخواهند تا قبر کسانی را که در انگلستان نقشه کشتن هيتلر را در جنگ دوم جهانی کشيدند خراب کنند. چرا که نگاهداری این قبرها اهانتی به آلمان ها محسوب می شود؟ آیا انگليسی ها این کار را قبول می کنند؟کشتن عمر به دست فيروزان امری مذهبی نبود بلکه اقدامی در جهت برانداختن یک دیکتاتور مستبد از روی زمين محسوب می شد. درست همان کاری که انگليس هامی خواستند با هيتلر بکنند."

مقبره فيروزان که در بين راه کاشان به شهر فين واقع است شامل یک حياط، یک ورودیه، یک گنبد مخروطی با کاشيکاری فيروزه ای و سقف های نقاشی شده است. تاریخ اصلی ساختن بنامشخص نيست اما می دانيم که در نيمه دوم قرن چهاردهم کاملا بازسازی شده و سنگ قبرجدیدی نيز بر روی مزار او قرار داده شده است.

Thursday, October 11, 2007







داتشگاه تهران در روز ورود احمدی 3


داتشگاه تهران در روز ورود احمدی