Saturday, October 06, 2007

چگونگی حقوق زن در نظام فقاهتی

نامه ای از امیر کبیر و تفاوت ان با دیدگاه های کشور به باد ده اخوندی

اخباری مبنی بر تلاش وزارت کشور برای انحلال تحکیم وحدت

در حالی که پس از سخنان اخیر افشار معاون سیاسی- امنیتی وزارت کشور مبنی بر لزوم برخورد با تعدادی از گروه ها و احزاب ناقض قانون ، گمانه زنی های متعددی در میان فعالان سیاسی ،مطبوعاتی درباره فهرست گروه های سیاسی مدنظر مسوولان وزارت کشور شکل گرفته بود، یکی از اعضای فعال سازمان ادوار تحکیم وحدت از وجود اسم این تشکل در این فهرست خبر داد.
این فرد که نخواست نامش ذکر شود ادعا کرد که پس از ماجراهای اخیر در جریان مراسم سالگرد 18 تیر که منجر به پلمپ دفتر سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی یا همان ادوار تحکیم وحدت و بازداشت چند تن از اعضای شورای مرکزی آن شد، اخباری مبنی بر تلاش مسوولان وزارت کشور برای انحلال این تشکل منتشر شده است که آخرین آنها مربوط به ارسال پرونده فعالیت این تشکل همزمان به ماده 10 احزاب و یکی از شعب دادگستری برای بررسی نحوه انحلال آن است


نوروز: كمیته تلاش برای آزادی زندانیان سیاسی روز جمعه با حضور در منزل «هادی قابل»عضو زندانی شورای مرکزی جبهه‌مشارکت، با خانواده وی دیدار كرده و از آخرین وضعیت این زندانی سیاسی مطلع شدند.
در این دیدار، «عمادالدین باقی» رییس انجمن دفاع از حقوق زندانیان، «مهدی امینی‌زاده» و «حجت شریفی» از اعضای شورای مرکزی سازمان ادوار تحكیم وحدت، «کورش زعیم» از جبهه ملی ایران، «عبدالفتاح سلطانی» عضو كانون مدافعان حقوق بشر، «سیامک طاهری» از فعالان كارگری، «عبدالله رمضان‌زاده» قائم مقام دبیركل جبهه مشاركت، «محمد توسلی» از نهضت آزادی ایران، «سعید مدنی» و «مرتضی كاظمیان» از فعالان ملی- مذهبی، «محبوبه مقدم» و «مرضیه مرتاضی لنگرودی» از فعالین حقوق زنان و «محمد هاشمی» از دفتر تحكیم وحدت سخن گفتند.
به گزارش خبرنگار نوروز، در ابتدای این دیدار، عمادالدین باقی رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان گفت: امروز كمتر كسی است كه نداند ما دو دستگاه قضایی داریم. بخشی از قوه قضائیه به طور هدفمند و سیستماتیك اینگونه برخوردها را انجام می‌دهد و عده زیادی فكر می‌كردند با یكدست شدن حاكمیت بخش‌های اینچنین و موازی مانند اطلاعات موازی جمع می‌شود اما شواهد نشان می‌دهد كه حكومت یكدست شدن بیشتری را می‌خواهد.
باقی در ادامه از دستگاه قضایی سئوال كرد: در این مدت اعتبار و حیثیت كدام فعال سیاسی بازداشت‌شده كم شده است؟
رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان در ادامه در خصوص بازداشت هادی قابل گفت: متاسفانه در اینگونه رفتارها نه عقلانیتی مشاهده می‌شود و نه توجیه دینی، سیاسی و شرعی دارد. این یك بحث حقوق بشری نیست،‌ بحث حقوق بشر برای جامعه‌ای است كه اولیات و قانون خود را در معیارهای حداقلی رعایت كند در حالیكه در ایران ما در اولیات و مسلمات حقوق مانده‌ایم و فرد زندانی محروم از آنهاست.
این زندانی سابق سیاسی افزود: بارها و بارها حقوقدانها گفته‌اند كه اعترافات در انفرادی هیچ پایه‌ای ندارد اما همچنان شاهد تكرار این مسئله هستیم.
باقی افزود: اگر شخصی در ایران نباشد و این بگیر ببندها را برایش تعریف كنند با خود فكر می‌كند كه بازداشت شده‌ها اپوزیسیون و مخالف نظام و معاند بوده‌اند در حالیكه بسیاری از اینها پایه نظام را قبول دارند ولیكن نظام دایره اپوزیسیون را آنقدر گسترش داده كه دیگر حتی روحانیونی مانند قابل هم در آن، جا نمی‌گیرند.

زعیم: هر اقدام فعالان مدنی «مغایر امنیت ملی» نامیده می‌شود
در ادامه زعیم از اعضای جبهه ملی گفت: وقتی اعتراض دانشجویان به شرایط نامناسب صنفی، اعتراض كارگران به دستمزد ناچیز، اعتراض زنان به حقوق خود همگی مصداق اقدام علیه امنیت ملی شمرده می‌شود، طبیعی است که روحانیون آزاده‌ای كه معتقد به جنبه اخلاقی و روحانی دین هستند نیز زندانی شوند.وی گفت: وقتی کار به جایی می‌رسد که مسؤول دولت می‌گوید اسم دمكراسی «تهوع آور» است، نباید منتظر نتایجی بهتر از این برای فعالین سیاسی باشیم.

??????

نامه ی حشمت اله طبرزدی


دعوت به همبستگی

الف- امور اقتصادی و رفاهی مردم؛

وضعیت اقتصادی و رفاهی مردم ایران را اکثریت قریب به اتفاق کسانیکه در کشور زندگی می کنند،

به خوبی درک می نمایند. تنها اقلیتی برخوردار که عبارتند از سرمایه اندوزان وابسته به نهادهای حکومت یا رانت خواران، از این وضعیت بی خبرند. بنیاد های مالی و در راس آنها قدرتمندان

سپاه پاسداران،بنیاد مستضعفان،کمیته ی امداد،شرکت های دولتی،نهادهای مالی وابسته به سازمان تبلیغات،روحانیون بلند پایه در مشهد و قم و آقا زاده ها،شهرداری ها و دستگاهای مالی وابسته به مناطق

آزادی چون کیش و بودجه های کلان ناشی از درآمد 60 میلیارد دلاری حاصل از فروش نفت، به زایش طبقه ی جدیدی از زراندوزان منجر گردیده است که بیش از 90-80 درصد از ثروت های ملی را در انحصار خود دارند. اما 90-80 درصد از مردم ایران به ویژه پس از کوپنی شدن بنزین، افزایش صد درصدی قیمت مسکن و اجاره بها ،افزایش قیمت همه ی اقلام که درسبد مصرفی روزانه ی آنان قرار دارد، تورم،بیکاری و هزاران گرفتاری اقتصادی و اجتماعی با مرگ تدریجی دست و پنجه نرم می کنند.تنها نیاز به یک فاجعه ی ناگهانی است تا همگان به عمق این فاجعه ی اقتصادی-انسانی پی ببرند.

مردم ایران به لحاظ حمل و نقل و گرفتاری های ناشی از قطع یک باره ی بنزین، در شرایطی زندگی

می کنند که پیش از این در جنگ 8 ساله با آن روبه رو بوده اند.قطع مداوم برق و بعضاً قطع آب نیز بر عمق این فاجه می افزاید. اما هیچ فرد ، گروه و روزنامه یا رسانه ای حق ندارد، این وضعیت را بر ملا کرده واز اولیای امور پرسش کند که چرا یک دولت نظامی-امنیتی را بر ما حاکم کرده و میلیاردها دلار

درآمد ناشی از فروش نفت و گاز را آنگونه که خود می خواهید، هزینه می کنید، اما ملت ایران باید سوخت مصرفی برای حمل و نقل را نداشته باشند و زندگی روزانه اش فلج شود! چه کسی به اینها اجازه

داده که نبض اقتصادی کشور را در اختیار تعداد معدودی از فرماندهان نظامی سپاه پاسدار قرار بدهند تا قراردادهای چندین میلیاردی اقتصادی را پشتواته ی زور نظامی-امنیتی خود سازند و هر صدای مخالف را با خشونت در هم بکوبند؟ چه کسی گفته بود سپاه پاسدار حق دارد در امور اقتصادی وسیاسی، همچون

قیمی برای این ملت عمل کند؟ آیا مجیز گویان این نهاد بسیار قدرتمند اقتصادی-نظامی-امنیتی-سیاسی،

جرات این را دارند از سران این مافیا بپرسند مجوز دخالت در امور اقتصادی کشور را از کجا به دست آورده اند؟گیرم که آنها به بهانه ی دفاع از انقلاب به خود حق بدهند که مجلس،دولت،شوراهای شهر، رادیو و تلویزیون و هر نهاد موثر سیاسی را در اختیار بگیرند،مجوز عقد قراردادهای چندین میلیاردی اقتصادی در داخل و خارج از کشور را از کجا گرفته اند؟ آیا چنین حقی برای ارتش یا هر نهاد نظامی

در سراسر دنیا معمول است؟آیا فساد مالی ناشی از دخالت های اقتصادی وزارت اطلاعات در دوران رفسنجانی و باند قدرت فراموش شده است؟ خاتمی،کروبی،حزب اعتماد ملی ،سازمان مجاهدین انقلاب و مشارکتی ها که مدعی اند این نهاد مردمی است –البته بود-آیا همین نهاد به اصطلاح مردمی به آنها اجازه می دهد که از او بپرسند چرا این نهاد می بایست مقدرات اقتصادی-سیاسی یک ملت را در دست بگیرد یا

به آنها خواهد گفت گردن می زنیم و زبان می بریم که زدن و بریدن اما اصلاح طلب ها آخ هم نگفتند؟!

واقعیت را بگوییم که وحشت ناشی از زندان، شکنجه حتی اعدام نه تنها به ما اجازه نمی دهد که از وضعیت اقتصادی این ملت بلازده حرف بزنیم،بلکه برای خوش رقصی و فریب دادن خود ،مشت آهنین را می بوسیم وبه مجیز گویی می افتیم .

این قلم شکسته هر اندازه از فقر کنونی ملت ایران که ناشی از سیاست های همین حکومت و به ویژه برخی فرماندهان نظامی است که پس از وقایع 18 تیر1378 با نوشتن نامه ، خاتمی را تهدید به کودتا کرده و به مرور دولت اصلاحات را از گردونه ی تاریخ به بیرون رانده و خود بر مقدرات مردم حاکم شدند، بگوید کم گفته است. مشکل اصلی این است که قلم ها را شکسته،زبان ها را بریده و گردن ها را قطع کرده اندو این ملت فقیر،سخنگو و فریاد کننده ای ندارد.تاکید می کنم که تنها یک واقعه ی ناگهانی که البته خود معلول انباشت مصیبت هاست،عمق فاجعه را آشکار خواهد ساخت.این فاجعه یا واقعه البته که دیر نخواهد بود.شورش بنزین و غارت بسیاری از فروشگاه های دولتی و آتش زدن بیش از 30 درصد (البته با اعلام رسمی از سوی حکومت)از پمپ های بنزین فقط در طول 3-2 ساعت را به یاد داشته باشیم.یکی از همین بسیجی ها گفته بود، آن شب با یک عدد پتو و یک عدد اسلحه تا صبح بیدار بودند و از ترس مردم می لرزیدند.

ب-حقوق بشر و دموکراسی

مسائل مربوط به آزادی بیان،حقوق اساسی ملت که در همین قانون اساسی در یک فصل جداگانه مورد بحث و تائید قرار گرفته و مسائل مربوط به دموکراسی و حقوق بشر که نیاز به بازگویی ندارد.مافیای نظامی-امنیتی حاکم،برای سلب حقوق قانونی و اساسی آحاد شهروندان،هیچ مانعی در سر راه خود نمی بیند.هیچ روزنامه نگاری حق ندارد آزادانه بنویسد. هیچ سیاستمداری حق ندارد به کارهای حزبی و سازمانی مبادرت ورزد. هیچ کارگری اجازه نداردبرای رسیدن به حقوق خود،اتحادیه و سند یکا داشته باشد.هیچ دانشجویی حق ندارد،برای دفاع از حقئق خود،میتینگ وتحصن داشته باشد.زنان،اقوام و معلمان

اگر ازحقوق قانونی خود که حتی در همین قانون اساسی به ظاهر مورد تائید حکومت سخنی بگویند به اقدام علیه امنیت ملی متهم شده و از شکنجه های رژیم سالم درنخواهند رفت.

آیا به راستی در این دنیای بزرگ و در قرن 21، کسی تا کنون از خود پرسیده است که مگر در این مملکت چه نیرویی حاکم است و به راستی در این مرز و بوم چه اتفاقی افتاده است که با سه دانشجوی دانشگاه معتبر پلی تکنیک، بیش از چند ماه است که چنین می کنند؟!کدام کشور را سراغ دارید که با دانشجو حتی اگر جرم سیاسی مرتکب شده باشد چنین کنند؟ آیا در برمه، بلاروس، کره ی شمالی، کوبا و سوریه و حتی سودان، با دانشجویان چنین کرده اند؟آیا اصلاح طلبان خط امام و طرفداران جمهوری اسلامی و مجیز گویان مشت آهنین که مدعی اند نظام فعلی از حکومت پیشین بسیار عالی تر است، قادرند حتی یک نمونه ی تاریخی ارائه دهند که ساواک بادانشجویانی که صرفاًبه مبارزه ی سیاسی مشغول بوده و احتمالاًدر جایی به شاه توهین کرده باشند،چنین رفتاری کرده باشد که نظام جمهوری اسلامی بر آمده از یک اتقلاب با دانشجویان در چند ماه اخیر کرده است؟ آیا اصلاح طلبان مجیز گوی مشت آهنین و بوسندگان دست قدرت مسلط، نمی دانند که درپشت این شکنجه و سرکوب،قدرتی جز این نهاد نظامی مسلط نیست؟

اصلاح طلبان به خوبی آگاه هستند که برای مجلس آینده،نهاد های انتصابی با پشتوانه ی همین قدرت اقتصادی-نظامی حاکم، اجازه نخواهند داد هیچ یک از کاندیداهای اصلی اصلاح طلبان تائید صلاحیت شوند تا چه رسد که اجازه دهند انتخاباتی آزاد و عادلانه برگزار شود و مثلاً اصلاح طلب ها یک بار دیگر به قدرت باز گردند!با اطمینان و با توجه به شرایط حاکم اعلام می کنم،حتی اگر رفسنجانی،خاتمی وکروبی کاندیدای انتخابات باشند،رد صلاحیت شده و یا رای آنها خوانده نمی شود چه رسد به بقیه. و با اطمینان و نظر به شناختی که از این افراد دارم،اعلام می نمایم که اینها خود این مسئله را می دانند و به همین دلیل جرات این را ندارند که کاندیدا شوند وگرنه حتماً این کار را می کردند.مگر در انتخابات ریاست جمهوری اخیر همین بلا بر سر کروبی و رفسنجانی نیامد،چه کاری از آنها ساخته بود؟!پس خود می دانند نتیجه ی انتخابات از پیش معلوم است و انتخابات به هیچ وجه نیمه آزاد هم نخواهد بود.اگر شهامت دارند، اعلام کنند که شرکت آنها در این انتخابات مشروط است و شروط خود را شفاف اعلام کنند تا مردم بدانند وحد اقل یک بار صداقت اصلاح طلبان را تجربه کنند.

ج-همبستگی

وضعیت اقتصادی مردم و شرایط حقوق بشر در ایران بر همگان روشن است.رژیم حتی به جناح طرفدار جمهوری اسلامی اجازه نمی دهد در رقابت های انتخاباتی وارد شود.همه ی این اقدامات مطابق اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و حتی نص قانون اساسی موجود، غیر قانونی است.این شرایط نه فقط به دلیل قدرت سرکوب حاکم بلکه به دلیل تفرقه و بی عملی طرفدلران دموکراسی و حقوق بشر است.مردم نیز سالهاست منتظرند تا به اصطلاح مخالفین واپوزسیون،برنامه ای را در جهت حمایت از آنان اعلام کنند. بخشی از اپوزسیون که در انتظار حمله ی نظامی آمریکا به ایران لحظه شماری می کند و به همین دلیل هیچ رسالتی برای دفاع از ملت برای خود قائل نیست.بخشی دیگر از آن، سرگرم دعواهای تاریخی 28 مرداد و 22 بهمن است.اپوزسیون درون مرز نیز به شدت از سوی رژیم سرکوب می شود.نه اینکه نخواهند دور هم بشینند و برنامه ای برای خروج از این بن بست فعلی ارائه دهد، به محض اینکه دو گروه دور هم بنشینند،از سوی نیروهای سرکوبگر مورد حمله قرار می گیرند و حتی حریم خصوصی آنها از دستبرد نیروی غیر قانونی و سر کوبگر در امان نیست.بنابراین آیا باید تن به انفعال و سکوت داد و تسلیم مشت آهنین شد؟یا باید در انتظار حمله ی نظامی به کشور و نابودی همه ی سرمایه های ملی ماند؟ وآیا راهی جز سکوت و تسلیم و انفعال باقی نمانده است؟

گروهی از فعالان سیاسی در جنبش های دانشجویی،کارگری،اقوام،زنان و فرهنگیان بدون اینکه بخواهند نامی از آنها برده شود و یا تعلق خاصی به هیچ حزب و ایدوئولوژی معین داشته باشند، «کار زار همبستگی مهر» را اعلام کرده اند.این فعالان که در داخل کشور هستند و افشای نام آنها،قطعا خطر دستگیری را به دنبال دارد،مبارزه برای دموکراسی و حقوق بشر به ویژه دفاع از لایه ها ی گوناگون اجتماعی را در برنامه ی خود دارند.آنها اگر چه دفاع از حقوق آحاد شهروندان از جمله زنان،اقوام،کارگران،دانشجویان،معلمان و به ویژه آزادی زندانیان سیاسی را محور برنامه ی خود قرار داده اند،از هر نوع منازعه ی سیاسی و مباحث تئوریک که عملاً زمینه ی جدایی گروه ها را فراهم می سازد،پرهیز می کنند.

باور من این است که راه رهایی ما جز همبستگی نیست. هرکدام از ما اگر وظیفه ی خود بدانیم که از این کارزار همبستگی حمایت کنیم،عملاً وزنه ی سنگینی به وجود خواهد آمد که محور همبستگی ملی خواهد شد و سرکوب آن توسط رژیم غیر ممکن خواهد شد.

هم وطنان آزادی خواه!مبارزان صادق!دموکراسی خواهان بی ادعا!حمایت ما از این فعالان سیاسی و حقوق بشری،عملاً مردم را از سکوت و انروا بیرون می کشد. من اطمینان دارم هر کدام از این عزیزان یا نویسنده ی این سطور،ممکن است به دلیل سخن گفتن از همبستگی توسط سرکوب گران زندانی و شکنجه شوند،اما برای رهایی از جنگ ،سرکوب و فقر اقتصادی راهی جز همبستگی نیست.با حمایت خود خواهیم توانست کار زار همبستگی مهر را به کمیته ی همبستگی و پس از آن به جنبش همبستگی تبدیل کنیم.از زندان و شکنجه نهراسید.نا امید نباشید.اختلافات ایدوئولوژیک و تاریخی را کنار بگذارید.

رقابت های حزبی و سیاسی را دخالت ندهید.

عباس امیر انتظام،ادیب برومند،خسرو سیف،دکتر زنگنه،دکتر ناصر زرافشان،دکتر رئیس دانا،شیرین عبادی،سیمین بهبهانی،اسماعیل مفتی زاده،رضا پهلوی، دکتر محمد ملکی،محسن سازگارا،اکبز گنجی،علی افشاری،منوچهر محمدی،رویا طلوعی،سیامک پورزند،حسین باقر زاده،کامبیز روستا،

شهریار آهی،سیاوش عبقری،حسن زارع زاده،کیانوش سنجری، رامین احمدی، داریوش همایون،دکتر قائم مقام،محمد پروین،ویکتوریا آزاد،دکتر لاجوردی،دکتر علی جوادی ،آقای کشتگر،آقای شرفی،

و صد ها آزادی خواه و فرهیخته ی ایرانی که اگر بخواهم نام آنها را ذکر کنم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد،همگی مورد احترام هستند. اگر این آزادی خواهان تصمیم بگیرند در یک حرکت گروهی و به فراموشی سپردن موقت اختلافات ایدوئولوژیکی،تاریخی و سلیقه ای جنبش را رهبری کنند با هزینه ی اندک،ملت ایران از فقر و سرکوب رهایی یافته و جنگی نیز اتفاق نخواهد افتاد.من به عنوان یک مبارز کوچک از خیل سربازان آزادی خواه این ملت از این عزیزان در خواست می کنم دعوت فعالان درون مرز را بدون جواب نگذارند. من با آگاهی از اینکه حتی نوشتن این مقاله برایم هزینه ی سنگینی به دنبال خواهد داشت،نوشتم آنچه را باید می نوشتم.من به سهم خود برای پرداخت هزینه آماده ام. اما به شما عزیزان متواضعانه اعلام می کنم، ملت ایران فقط هزینه ی سرکوب حکومت گران را نمی پردازد،بلکه

شما مبارزان و فرهیخته گان که به هر دلیل حاضر نمی شوید در کنار هم،رهبری گروهی یک جنبش مسالمت جویانه را به وجود آورید نیز مسئول هستید.اگر از هر ایرانی آگاه پرسیده شود که علت نا کامی ما چیست فوراً جواب خواهد داد،اختلافات اپوزسیون و عدم وجود رهبری.

عزیزان!در شرایط فعلی فقط یک رهبری دسته جمعی قادر است این مهم را به سامان برساند. امروز جنبش های داخلی به ویژه زندانیان سیاسی نیازمندند تا از سوی رهبران سیاسی،مدافعان حقوق بشر،روزنامه نگاران سر شناس و سایرین مورد حمایت قرار بگیرند.

من بر این باور هستم اگر بخواهیم می توانیم، زیرا راه رسیدن به پیروزی را بلد هستیم.دوستان عزیز!هم وطنان آگاه در انتظار چه نشسته اید؟منتظرید که مردم در فقر اقتصادی دست و پا بزنند؟

می خواهید شاهد شکنجه و اعدام تعدادبیشتری از جوانان باشید؟نکند گمان کرده اید اصلاح طلبان بار دیگر به حکوکت بر خواهند گشت؟آیا منتظرید جنگی در افتد و همه جیز از بین برود؟یا اینکه در انتظار دست تقدیر هستید؟ مطمئن هستم که در انتظار هیچ یک از این امور نیستید.گروهی از فعالان درون مرز،راه حل همبستگی را ارایه داده اند.اگر شما عزیزان هر راه حل دیگری که منجر به برون رفت

از وضعیت فعلی شویم را ارایه دهید و گرد هم آیید، من اولین رهرو شما خواهم بود. پس حرکت از این بیش شتابان کنید.

حشمت اله طبرزدی

مدیر مسئول هفته نامه ی توقیف شده ی پیام دانشجو


http://parsaspace.com/rasht/hamed/morghesahar.swf
دستور حمله ی تازه ی رهبر جمهوری اسلامي به رسانه ها

گزارشگران بدون مرز نگراني خود را ازسخنان تحديد آميز آيت اله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامي ايران، عليه رسانه ها اعلام مي کند. " سخنان آيت اله خامنه ای خود تائيد فضای سانسور واختناق حاکم بر رسانه ها و روزنامه نگاران مستقلي ست که خط سياه سانسور اعمال شده از سوی قدرت حاکم را نمي پذيرند. امروز از آزادی بيان در ايران چه باقي مانده است؟ ما نگرانيم که اين سخنان دستور حمله ای تازه به رسانه ها را صادر کند. در بهار ١٣٧۹ آخرين باری که رهبر جمهوری اسلامي رسانه ها را مورد انتقاد قرار داد، موج وسيع دستگيری روزنامه نگاران و توقيف روزنامه ها آغاز شد. "

پنجشنبه ١٥ شهريور ماه آيت اله خامنه ای در جمع اعضای مجلس خبرگان در سخنراني خود، شديدا به رسانه ها حمله کرد. وی برخي از رسانه های داخلي را "بد اخلاق" و به "همراهي با تبليغات دشمنان" متهم کرد. در پي انتخاب علي اکبر هاشمي رفسنجاني به رياست مجلس خبرگان بسياری از رسانه ها در تحليل ها و تفاسير خود اين انتخاب را تضعيف جناح هواداران آيت اله خامنه ای و دولت محمود احمدی نژاد رئيس جمهور، در اين مجلس ارزيابي کرده بودند.

اين سخنان در زماني ايراد مي شود که در هفته ی گذشته، بيش از ١٥٠ روزنامه نگار ايراني با انتشار اطلاعيه ای به جو سانسور و توقيف مطبوعات اعتراض کرده بودند. در اطلاعيه شماره يک جمعي از روزنامه نگاران ايران آمده است : " در تازه ترین اقدام، اخبار رسیده حکایت از این دارد که اخیراً يكي از مراجع قضايي از مدیران مسوول چند روزنامه خواسته‌اند تا از پوشش اخبار دانشجویی به خصوص سه دانشجوي دانشگاه امير كبير كه در حال حاضر در بازداشت به سر مي‌برند خودداری کنند. این اقدام در حالی صورت می گیرد که پیشتر هم برخي مقام‌ها، مديران مسوول روزنامه‌ها را وادار به انتشار مطالب وتيترهاي سفارشي و جهت‌دار كرده بودند." هفته پيش سعيد مرتضوی دادستان تهران تعدادی از مديران مسئول روزنامه ها را احضار و به آنها در باره انتشار اخبار ممنوعه اخطارداده بود. روزنامه نگاران ايران در پايان اطلاعيه خود يادآور شده اند که "بدیهی است در صورت عدم کنترل وضعیت پیش آمده و ادامه روند تحدید رسانه‌ها، در آینده جزئیات روشن و مشخصی از فشارهای وارده و دعوت نهاد‌های فرا قانوني به سانسور را به اطلاع عموم خواهيم رساند."

از سوی ديگر دوشنبه ١٢ شهريور ماه پرناز عظيم خبرنگار راديو فردا از سوی مقامات وزارت اطلاعات احضار و به ايشان اطلاع داده شد که مي توانند گذرنامه خود را دريافت و از ايران خارج شود. پرونده ايشان البته همچنان در دادگاه مفتوح است. پرناز عظيما خبرنگار ايراني تبار دارای تابعيت امريکا نيز در تاريخ ٥ بهمن ماه به هنگام ورود به خاک ايران در فرودگاه مورد بازپرسي قرار گرفته و مدارک سفر ايشان نيز توسط ماموران امنيتي ضبط شد. خانم عظيما برای عيادت از مادر بيمار خود به کشورش سفر کرده بود.

گزارشگران بدون مرز يادآور مي شود

با ١٠ روزنامه نگار زنداني، ايران بزرگترين زندان روزنامه نگاران در خاورميانه است

محمود احمدی نژاد رئيس جمهور و آيت اله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامي از جمله ٣٨ رهبر و مقام دولتی در جهان هستند که از سوی گزارشگران بدون مرز بعنوان دشمنان آزادی مطبوعات برگزيده شده اند







انقلاب و ضد انقلاب در ایران

چه نباید کرد؟!!

انقلاب اسلامی سال 57 ایران تنها انقلابی ایدئولوژیکی بود که که در سه دهه اخیر رخ داده است. بدیهی است کالبد شکافی این انقلاب ما را به نتیجه ای میرساند که جامعه ایران و همچنین جامعه جهانی در شرایط کنونی با آن روبرو هستند.

انقلاب اسلامی در زمره انقلاب های آرمانگرا قرار دارد که اهداف ایدئولوژیک آن تمامی روابط متنوع اجتماعی، تمایزات و حتی تضادهای دیگر موجود در جامعه را در پوشش دین قرار داده است. انقلاب تلاش نموده است با دینی کردن تمامی زوایای زندگی مردم، سلطه خود بر تاریخ و فرهنگ ملت ایران را نشان دهد.

حکومت و انقلاب اسلامی با نادیده گرفتن تمامی تنوعات و تمایزات موجود نظیر تنوعات اجتماعی، قومی، مذهبی، فرهنگی، تعارضات طبقاتی و تضادهای موجود در سیستم اقتصاد و اجتماعی کشور، تمامی خواسته های مردم ایران را با توجیهات دینی به سخره گرفته است. این شیوه رفتار انقلابی در بی اعتبار نمودن ملت ایران و بی ارزش دانستن خواست آنها، تمام محتوای ایدئولوژیک انقلاب اسلامی در ایران است.

اگر آرمان نجات بخش انقلاب سوسیالیستی, رسیدن به جامعه بی طبقه کمونیستی در تمام جهان و در مقابله با سیستم جهانی بوده و بخش مهمی از کشورهای جهان بویژه شرق را در خود فرو برده است و اگر تراژدی فاشیسم، ادعای نجات بخشی جهان در پناه اعتقادات نژاد پرستانه و ایجاد یک جنگ ویرانگر در مقابه با جهان را هدف رسیدن به آرمان خود قرار داده و بخشهای بزرگی از غرب و شرق را به ویرانی کشانده است, انقلاب اسلامی ایران نیز دارای بینشی نجات بخش جهانی از نوع دینی خاص خود است که ابعادی بزرگ و منطقه ای را دنبال میکند، این بینش نیز از جنگ برای پیشبرد اهداف ضد ملی خود استفاده میکند.


جمهوری اسلامی در تدوین استراتژی و حرکت بسوی اهداف خود در دو سطح بر دو تضاد عمده تاکید نموده است:

الف- تضاد با فرهنگ و هویت ایرانی

ب- تضاد با جهان (کفر و نماد بی دینی و بی عدالتی یعنی امریکا و اروپا) و کشورهای بظاهر مسلمان

الف- مردم و فرهنگ ایران در طول تاریخ و از زمان استیلای اعراب همواره مورد تهاجم دشمنان قرار گرفته اند، مقابله با فرهنگ و تاریخ ایران توسط جمهوری اسلامی نیز از نظر شکل و محتوا هیچ تفاوت ماهوی با تهاجمات اعراب بدوی ندارد و در تداوم سیاستهای دیرینه ضد ایرانی قرار دارد.

رهبران انقلاب اسلامی بدون اینکه شعار ضد ایرانی خود را طرح نمایند، انقلاب را اسلامی و متکی به امت، و نه ملت ایران نامیده و وظیفه انقلاب را نه تامین معیشت مردم ایران که حمایت از مستضعفان (بخوان امت) و گسترش اسلام دانسته اند.

از آنجاییکه مردم ایران در طول تاریخ مقاومتهای بسیاری از خودشان نشان داده اند و در مبارزات گسترده تا به امروز از نابودی فرهنگ ایران جلوگیری کرده اند. در مقابله با جمهوری اسلامی نیز که ضدیت ریشه ای و تاریخی با فرهنگ و هویت ایران دارد، مقاومت میکنند. در اینجا جمهوری اسلامی ناچارا تضاد خود با فرهنگ ایران را به یک تضاد عمده بین حکومت و مردم ایران تبدیل کرده است.

برخی درسهای نا آموخته از تاریخ و برداشتهای نادرست و غیر واقعی سیاسی- اجتماعی، حضور آنتاگونیستی دین در عرصه سیاست و تحمیل دین سنتی بر مردم توسط حکام گذشته را در تمامی دورانهای گذشته درک نکرده اند.

آنها حضور نامتناسب دو فرهنگ نا متجانس در کنار یکدیگر را درک نکرده اند و بدلیل حضور طولانی و جبری دین در جامعه ایران، تلفیق آنرا بصورتی تاریخی اجتناب ناپذیر میدانند. اکنون اثباتیه واقعی و تاریخی حضور جمهوری اسلامی بدرستی نشان داد که تمامی تفکرات مبتنی بر حاکمیت دوگانه دینی و ملی به کلی غلط است. تاریخ ایران نباید دیگر بار شاهد تکرار این معضل تاریخی باشد. اکنون شرایط به نفع یک تحول ملی در جریان است و جامعه ایران تحول عظیمی را در پیش رو دارد.

ب- تضاد با جهان (کفر) که روح آن در رهبری جهان یعنی آمریکا حلول کرده است.

از دیدگاه جمهوری اسلامی جهان غرب و شرق زمانی از ضدیت نظام اسلامی خارج خواهند شد که نقش جمهوری اسلامی را در سطح یک قدرت منطقه ای به رسمیت شناخته و از آن بهراسند. برای دستیابی به چنین هدفی جمهوری اسلامی از سهم معیشت مردم ایران برای حمایت از تمامی نیروهای ارتجاعی و تروریستی منطقه و تجهیز آنان استفاده کرده است. تضاد با جهان برای طرفداران جمهوری اسلامی به اصلی مقدس تبدیل شده است که عدول از آن حتی برای رهبران جمهوری اسلامی امکان ناپذیر مینماید.

*******

انقلاب اسلامی به مثابه یک فاجعه تاریخی و ملی به شکل سیلی بنیان کن تمامی ارکان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه ایران را فرو ریخت و ضربات مهلکی بر پیکره جامعه ایران وارد نمود.

مردم ایران در زیر فشار تمامی تمایزات، نابرابریهای فردی و اجتماعی، ظلم و ستم حکام دینی، فقر و بی ثمری اقتصادی و فقر فرهنگی که محصول یک انقلاب بی ثمر و ارتجاعی تاریخ ایران است بسختی خرد شده اند.

آنچه بواقع گذشت این بود که انقلاب اسلامی، فرهنگ، هویت و منافع ملی مردم ایران را در پای اهدافی قربانی کرده است که پس از گذشت نزدیک به سه دهه، مردم ایران را با فاجعه بزرگ بحران ملی در عرصه سیاست ملی و بین المللی روبرو ساخته است که در صورت عدم جلوگیری از این بحران توسط مردم ایران، فاجعه پیش رو جامعه و کشور ایران در هم خواهد شکست.

اکنون که ضدیت انقلاب با مردم و کشور ایران اثبات شده است باید معنی و مفهوم "ضد انقلاب" را دگرگونه و بدرستی ببینیم. "ضد انقلاب" مردمانی هستند که دیگر انقلاب اسلامی را مقدس نمیدانند و برای حذف این انقلاب نامقدس دست اتحاد ملی بسوی هم دراز کرده اند. انقلاب اسلامی با تجربه مخرب و سرکوبگرانه خود سالهاست که به ضد مردم ایران تبدیل شده است و باید پایان یابد.

چه نباید کرد؟!!

اپوزوسیون نباید همچون جمهوری اسلامی با پنهان کردن معضلات موجود در جامعه ایران در پوشش شعارهای محوری همچون اتحاد ملی، ملی گرایی و ناسیونالیسم و شعارهای آزادیخواهانه و دموکراسی، تعارضات درون جامعه ایران را حل ناشده باقی بگذارد. این واقعیت که هر تحول سیاسی شعارهای خاص خود را داراست نباید جنبشهای مترقی را به انحراف از مسیر حل معضلات موجود در جامعه بکشاند. کلی گویی و کلی بافی در مورد معضلات ایران بحران زده, وسعت بحران کنونی را هرچه گسترده تر خواهد ساخت.

جامعه تکثر گرای سیاسی و فرهنگی ایران به همراه تقاضاهای متکثر نباید از مشارکت در تحول پیش رو که برکناری حکومت دینی و برقراری دموکراسی در ایران است محروم بمانند.

اصلاحات در نظام جمهوری اسلامی به امری محال تبدیل شده است و هرگونه تلاش برای به انحراف کشاندن انرژی ملی بسوی هر جناح از حاکمیت دینی ضربه به اهداف دموکراسی خواهی و آزادی خواهی مردم ایران است.

مبارزات بر علیه جمهوری اسلامی غیر خشونت آمیز است و در راستای برکناری جمهوری اسلامی به شکل مدنی و با حضور مردم ایران صورت می پذیرد. بنابراین واکنشهایی شبه انقلابی مسیر و اهداف ملی را دچار مشکل خواهد نمود.

انقلاب اسلامی به یک پدیده ضد ملی تبدیل شده است و جمهوری اسلامی بعنوان عامل نظام و انقلاب ارتجاعی به دشمنان ملت ایران تبدیل شده اند. بنابراین هرگونه واکنش تسلیم طلبانه از سوی هر جریان سیاسی مخالفت با اهداف ملی مردم ایران محسوب میشود.

حزب دموکرات ایران

تهران 6/6/1386

ساد و جوهر نئوليبراليسم

اوت ٢٠٠٧

صحنه قصاوت
ساد و جوهر نئوليبراليسم


ساد (١٧٤٠ ـ ١٨١٤) در متون شيطاني خود خبر از فرا رسيدن جامعه توليد گرا مي دهد. جهان او با سازماندهي اش، شکل ها و نماد هايش و گونه هاي متفاوت منطقي کردن ساختارهايش، منعکس کننده سازو کار هاي توليدي است که مي توانند به تخريب آزادي منجر شوند. اين نويسنده نوعي از اقتصاد سياسي توليد جسمي را به تصويرکشيده است که فراگذاري آن در زمان و مکان امکان تجسم نظام اقتصادي کنوني ما را فراهم مي کرد.




اثر برجسته دوناسيون آلفونس فرانسوا دو ساد، کتاب «١٢٠ روز سدوم» است (١٧٨٥) . در اين کتاب از «جهان بي عيب» سخن مي رود، جامعه اي تماميت گرا که سينما گر ايتاليايي پيير پائولو پازوليني آن را در فيلم خود « سالو» (١٩٧٦) با انعکاس ايتالياي فاشيست ١٩٤٤ به نمايش در آورده است. مارکي دو ساد با تصور ربوده شدن افراد پير و جوان، زن و مرد و داراي همه محاسن و معايب، توسط گروهي خوش گذران وعياش « جهان بي عيب» توليد جنسي را با هدف «ارضا ء مطلق» (خوش گذرانان) بنا مي نهد. اين ارضاء جنسي دست آخر تنها در نماد با لا بردن بهره وري متصور مي شد.

همزمان با آغاز دوران صنعتي شدن، ساد ديدگاهي افراطي تر از اقتصاد دانان فيزيوکرات (١) معاصرش که بازسازي کشاورزي را تنها راه چاره براي آينده اقتصاد مي دانستند، ارائه مي دهد. نزد او ارتباط با جسم قبل از ظهور تايلور ، تايلوري است (٢). چرا که اين نوع ارتباط به خواست هاي توليد جنسي و جسمي در جهت دستيابي به بالاترين ميزان بهره وري پاسخ مي دهد، به همانگونه که عملکرد عصبي سرمايه درميل به توليد، باز آفريني و توسعه.

در کتاب «١٢٠ روز سدوم» سه نوع اصلي ساماندهي منطقي مطرح مي شود : سامان دهي مکان، زمان و بدن، به مثابه ابزار توليد. سه عرصه اي که در ضمن ارکان جوامع سرمايه داري را نيز تشکيل مي دهند.

تصوير مکان توليد : يک کاخ. اين مکان احساسات پرتواني را گرد مي آورد؛ محل اميال، ارضاء شدن ها، لذايذ، وحشت ها، سرکوب کردن ها و درد هاست. کاخ به محوطه هايي با تقدس بيشتر يا کمتر تقسيم شده است. مرکز توليد، اطاقک بزرگي است ، محل راز و نيازهايي باهدف ايجاد شرايط تحريک آميز براي «خوش گذرانان» يا اربابان جشن ها. ديگراطاق ها مجموعه را تکميل مي کنند تا بهره وري « سادي » هر چه بالاتر باشد و روابط ميان انسان ها در انجام وظيفه محول شده بر آن ها «بهبود» يابد. اطاقک مرکزي محلي است که در آن روابط، توليدات و بافت اجتماعي نسج مي گيرند. آنجاست که جايگاه واقعي هر فرد در سازو کار توليد جنسي با اشکال مسلط و يا مطيع مشخص مي شود.


توليد صنعتي لذت جنسي

اين ساماندهي مکاني و منطقي بر ديالکتيک جذب و اخراج متکي است. خلوتگاه و کاخ محل هاي جذبند، نقشي که بعد ها معدن، کارخانه يا محله هاي تجاري ايفا کردند. فضاي خارج از کاخ براي خواننده فضايي خنثي است. امکان وجود «جايي ديگر» را پنهان مي کند چرا که با منطق توليد گراي « ساد» بيگانه است.

با اين ساماندهي مکاني، «ساد» جهاني را بنا مي نهد که در آن تنها علت وجودي افراد بالابردن بهره وري در رسيدن به اوج ارضاء جنسي (اورگاسم مطلق) است. او يک دخمه ساده را چنين توصيف مي کند : «کاملا بسته است و سه در آهني دارد، آنجا هر آن چه قصاوتمندانه ترين هنر ها و ظريف ترين ددمنشي ها مي تواند تصور کند ، چه براي ايجاد رعب و چه براي اعمال شنيع، يافت مي شود. و اما در آنجا چقدر آسايش وجود دارد ! (...) واي و صد واي بر آن فرد بي نوايي که در چنين دخمه اي رها شده باشد و درچنگ يک آسمان جل اسير گردد که نه از قانون واهمه اي دارد و نه از مذهب بيمي، جاني اي که از جنايت لذت مي برد و در اين محل نفعي جز ارضاء حوايجش نداشته و تنها به قوانين بي رحمانه براي پاسخ به نياز هاي جسم منفورش پايبند است.»

فضاي زندگي قهرمانان «سادي» به شيوه اي بنا نهاده شده است تا هر گونه مرکز توجهي خارج از پاسخ به نياز «خوش گذرانان» را محو سازد. به اين ترتيب تنها در جهت سازماندهي توليد «صنعتي» لذت جنسي ساخته شده است، همانطور که صنايع ، فضا را تنها براي توليد کالاهاي مصرفي سامان مي دهند.

«ساد» دريافته بود که توسعه فزاينده بهره وري در گرو تکه تکه کردن وظايف است که «سازماندهي علمي کار » را موجب مي شود. ساختن حول فضايي که بصورت منطقي سازمان دهي شده است تا توليد انبوه را ميسر سازد ، وجود ديگر فضا ها را از بين مي برد (فضاي آزادي و خود مختاري)، مي توان گفت که جامعه صنعتي با «ساديسم» روابط انسان با محيطش را از طريق منطقي کردن فضا تغيير داد.

اما بيش از مکان، زمان منطقي شده از لحاظ نمادي مشخصه بارز سرمايه داري است. نزد «ساد» ، سازماندهي زندگي در کاخ بر پايه آغاز مجدد ابدي استوار است. زمان ساختاري گردشي دارد و دوره ايست، بازگشتي بي انتها به مبدا که دايره وار از نو آغاز مي شود. هر روز جديد سازماندهي منطقي و پروسواسي دارد که تقريبا مشابه روز قبل تکرار مي شود و هدف آن استفاده حد اکثر از «لذايذ» جنسي است که بر لطافت، خشونت، بي رغبتي، شوق، درد، مزاق ، شامه، به نمايش گذاشتن تن خويش و نگاه متکي است و همه چيز با دقت سامان مي يابد تا در سازو کار توليد جايي براي قضا و قدر نماند. «ساد» مي نويسد : « چنين مقدر و سازماندهي شده است که بکارت آن هشت دختر در ماه دسامبر از ميان برداشته شود و تجاوز از پشت به آنها و به دو تن از هشت پسر جوان در ماه ژانويه انجام گيرد.» چرا که مقتضي است که لذت غايي از طريق افزايش و تحريک لذت ارضاء نشده به دست آيد. بر اين اساس «١٢٠ روز سدوم» گذاري طولاني در زمان منطقي شده است که به بهره وري غايي مي انجامد : عشق تا سر حد مرگ، چرا که تنها شانزده تن از چهل وشش نفر داستان از افراط ها و خشونت ها جان به در مي برند.

توليد سرمايه داري نيز بر منطقي کردن زمان کار استوار است و بهره وري تنها نسبتي بين توليد و زمان مي باشد. در زماني معين بايد هر چه بيشتر توليد کرد. فلسفه حد نصاب يا رکورد نيز از همين جا نشات مي گيرد. شتاب بخشيدن بر سرعت توليد کالاهاي فرهنگي و مصرفي، بر کاهش کيفيت، از بين بردن بغرنجي ها و نهايتا به سلطه کشيدن وجود متکي است. آيا اين الگوي سازماندهي شاهرگ هاي اطلاعاتي نيست ؟ آيا همين سامانه جامعه نمايشي ما نمي باشد؟

توليد به سبک زنجيره تايلور نيز داراي همين ساختار است. تکرار يک حرکت، يک روند توليد، با همان آداب و مراسم هميشگي ، همان استراحت ها، همان تجديد نيروي کار بر فلسفه توليد گراي پيشنهادي «ساد» متکي است. در شيوه توليد سرمايه داري زمان بازنشستگي به عنوان دوران استراحتي که بعد از کار استحقاق آن را داريم نبوده، بلکه «دوران پس زدگي است» ، کنار گذاشتن بدن هاي خسته و از پا درآمده. نزد «ساد» دوران بازنشستگي وجود ندارد، يعني پايان بار آوري زمان مرگ است.

اما عرصه سوم، يعني منطقي کردن بدن به معناي ماديت بخشيدن و شي کردن آن است. در بدن افراد تغييراتي که «عياشان» مي طلبند انجام مي گيرد. به اين ترتيب بدن به ابزار توليد براي پاسخ به حوايج مستبدانه تبديل شده و جسم حساس ازبين مي رود.

هر گوشه از بدن زن يا مرد، هر فرو رفتگي يا بر آمدگي مي تواند چنانچه در تشديد بهره وري بکار آيد داراي نفع مشخص جنسي باشد. «سا»د همواره افرادي با ظاهري نامتعارف، چه از نظر ابعاد و چه از نظر شکل که خواه بسيار زيبا و يا بسيار زشت اند را متصور مي شد. جستجوي افسار گسيخته لذت بيشتر مکانيکي تا احساسي ، سوال در مورد جايگاه بشر در روند ساماندهي اي که به دنبال افزايش بي وقفه بهره وري است را بر مي انگيزد.

آداب توليد به سبک «ساد» از بدن انسان ابزار لذت تجسم مادي يافته و کالايي شده مي سازد. پيوند اعضاي بدن يا کالا شدن موجود زنده، پيشنهادي بر آمده از بطن «ساد» ، شيوه ابراز مدرن خود را در صنعتي شدن موجود زنده از طريق «رد يابي» اسپرم يخ زده، نگه داري ياخته هاي پايه يا تجارت اعضاي بدن مي يابد.

با اين حال توليد به سبک «سادي»، ناکامل و نا کام کننده است و تکرار تايلوري بازي ها و تجاوزات جنسي ، همچون در اقتصاد معاصر بيانگر يک شکست است، شکست در رسيدن به مطلق. چرا که ادراک يا تمايل بر هر چه بيشتر داشتن و بالابردن «کارايي» هرگز تمامي ندارد. همانطور که زيگموند فرويد يا ژاک لاکان به ما آموخته اند عطش آن سيري ندارد. به اين ترتيب، ژوستين قهرمان داستان « ساد » ، همواره متوجه مي شود که ديگران از وجودش لذت مي برند اما خود هرگز لذتي نمي برد. قهرمانان «١٢٠ روز سدوم» به اعمال شنيع ازجمله سدومي (ارتباط جنسي از پشت) و شلاق زدن دست مي زنند که تنها در هنر تعدد تکرار معنا پيدا مي کند.


از اورگاسم (اوج ارضاء جنسي) تا توتاليتاريسم (تماميت خواهي)

جستجوي بهره وري بالا به صورتي اجتناب نا پذير به محو انسان و بشريت منجر مي شود. در فيلم امپراطوري اثرناجيزا اوشيما (١٩٧٦) ، جستجوي مطلق ، جنون و مرگ به نمايش گذاشته مي شود. آخرين اورگاسم، والاترين آن با خفه کردن قهرمان فيلم بدست مي يابد که آلت تناسلي او پس از ارضاء همچنان برافراخته باقي مانده است و بالاخره معشوقه خود را نيز ارضاء مي کند.

سوالي که « ساد» مطرح کرد اين است که آيا چنين شيوه سازماندهي کاري ، خبر از بروز تماميت خواهي نمي دهد. آنچه هانا آرندت نوشته است را بياد آوريم : «تماميت گرايي به سمت سلطه خودکامانه بر انسان ها نمي رود ، بلکه به سمت نظامي مي رود که انسان ها در آن بي رنگ اند. قدرت مطلقه تنها در جهاني ميسر است و پا بر جا مي ماند که از عکس العمل هاي غير ارادي و شرطي تشکيل شده باشد، از عروسک هاي خيمه شب بازي اي که هيچ اثري از واکنش فردي در آن ها نمانده است» (٣). اما آيا اين «افراد بي رنگ»، امروز همان کساني نيستند که از لحاظ اقتصادي، سياسي و فرهنگي از گود خارج شده اند ( همچون زندانيان «عياشان» در «١٢٠ روز سدوم») ؟ آنها شاهدند که ذهنيتشان به نام «واقع گرايي» اقتصادي، اجتماعي، انعطاف پذيري، شکنندگي موقعيتشان، نو آوري فني، «اجبار» هاي ناشي از بودجه، رقابت اقتصاد جهاني و يا تقسيم کار نوين بين المللي انکار مي شود. شخصيتشان را از آن ها مي گيرند و تبديل به اتوماتشان مي کنند.

از طرف ديگر در اين جوامع جديد، رفته رفته سرکوب ديگر تنها پليسي نبوده بلکه «خود ـ سرکوبي» بوجود مي آيد. همچون قهرمانان داستان ساد که هرگز در صدد فرار نيستند و بالاخره رنج هايي که بر آن ها روا مي رود را مي پذيرند. آرندت در کتاب «شرايط زندگي انسان مدرن» مي نويسد : « آخرين مرحله جامعه کار، جامعه کارمندان، از اعضا خود عملکردي کاملا اتوماتيک را مي طلبد، چنانچه گويا زندگي فردي به واقع در روند کلي زندگي نوع بشر غرق گشته است» (٤).

او همچنين مشاهده کرده است که هر کجا که توتاليتاريسم «به قدرت رسيده است، نهاد هاي سياسي کاملا نويني را بنا نهاده و تمام سنت هاي اجتماعي، قضايي و سياسي کشور را منهدم ساخته است.» آيا اين نيز از جزء نخستين هنجار هاي «عياشان» ساد نبود که مي خواستند نهاد هاي موجود را بر بيندازند تا بهتر جايگزينشان سازند و قدرت مطلق خود را بهتر تحميل کنند ؟ برخي حتي در اينجا نزديکي هايي با جامعه سرمايه داري در حال ساختمان کنوني مشاهده مي کنند ...

پاورقي ها

١ ـ فيزيوکراسي مکتبي اقتصادي است که در سال ١٧٦٨ در فرانسه پديد آمد و از اين اصل حمايت مي کرد که ماديت مشخصه بنيادين ثروت است و ارزش و مفيد بودن کار را بر اساس مقدار ماده خام تشکيل دهنده آن حساب مي کرد.

٢ ـ فردريک وينسلو تايلور (١٨٥٦ ـ ١٩١٥) مهندس آمريکايي که شيوه سازماندهي علمي کار را تدوين کرد ، اين شيوه در صنايع اتومبيل سازي هانري فورد (١٨٦٣ ـ١٩٤٧) به کار رفت و از ارکان انقلاب صنعتي قرن بيستم محسوب مي شود.

٣ ـ هانا آرندت ، مبدا توتاليتاريسم و سپس ايشمن در اورشليم ،انتشارات گاليمار، پاريس ٢٠٠٢

٤ ـ هانا آرندت ، شرايط زندگي انسان مدرن ، انتشارات پکت ، پاريس ١٩٩٤

وجدانهای بیدار جهان آزادی آقای کبودوند را خواستار شوند

وجدانهای بیدار جهان آزادی آقای کبودوند را خواستار شوند


دبیرخانه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان بيانيه88 وجدانهای بیدار جهان آزادی آقای کبودوند را خواستار شوند بیانیه شورای عالی سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان وجدانهای بیدار جهان جمهوری اسلامی ایران در اقدامی زورمدارانه سرانجام آقای محمد صدیق کبودوند رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان را دستگیر و زندانی کرد. دستگاههای امنیتی و قضایی طی2سال گذشته از طریق انواع و اقسام فشارها، تهدیدها و تحدیدها در صدد جلوگیری از فعالیتهای انسان دوستانه بنیانگذار بشر دوست و آزادی خواه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان بر آمدند اما هیچیک از تهدیدها و تحدیدهای آنها نتوانست مانع از فعالیتهای مستمر این مرد صادق و نجیب کردستان در دفاع از حقوق بشر و در دفاع از حقوق ملت ستمدیده کرد، شود. مطمئنا زندانی کردن این انسان شریف، نیز نمی تواند خللی در اراده پولادین ایشان در دفاع از شرافت و انسانیت بوجود آورد . شورای عالی سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان زندانی نمودن آقای کبودوند را به مثابه یک تصمیم سیاسی برای اعمال فشار بر این سازمان و مقدمه ای برای سرکوب مدافعان شجاع حقوق بشر در کردستان شدیدا محکوم می کند. این شورا خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط مدافع بزرگ حقوق بشر کردستان است و در این رابطه از تمامی نهادها، سازمانها و وجدانهای بیدار ایران و جهان درخواست میکند، آزادی آقای کبودوند رئیس بشر دوست سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان را در سطحی جهانی و بسیار گسترده خواستار شوند.

تهران: شورای عالی سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

Thursday, April 26, 2007


مواضع بازها و کبوترها کاملا به هم نز دیک شده است
هیلاری کلینتون، نامزد انتخابات آتی رياست جمهوری آمريكا گفته است در صورت لزوم ایالات متحده به یک حمله نظامی علیه رژیم تهران دست خواهد زد

هیلاری كلينتون طي سخنانی اظهار داشت گزينه های زیادی برای ایالات متحده جهت مقابله با رژیم تهران باقی نمانده است.دشمن تراشی دولت مهرورزی در راستای دست یابی به انرژی هسته ای دو منظوره کار را به جایی رسانده است که مواضع بازها و کبوترها کاملا به هم نز دیک شده است لازم به یادآوریست که دمکرات های حاکم بر مجلس نمایندگان آمریکا چندی پیش خواهان تصویب لایحه ای بوداند که در دولت آمریکا را ملزم به کسب اجازه برای حمله احتمالی به ایران می کرد و لی همین نمایندگان بعدا باشدید تر شدن مواضع انقلابی دولت مهروزی در نیت تهران شک کرداند ولایحه مسکوت ماند

Tuesday, April 24, 2007

Monday, April 23, 2007


هرانکس که رخ زیر چادر نهفت * چنان دان که گشتست باخاک جفت
فردوسی



انقلاب اسلامی را می توان«انفلاب جنسی» هم نا مید. زیرا اگر چه تمامی دگرگونی های اجتماعی که بتوان به آن نام انقلاب گذاشت در بدو تاسیس برای برای برتری دادن به الگوهائ آرمانی خویش به آنچه روابط مرد و زن و روابط اجتماعیست حساس بوده اند اما در مرور زمان و با درک گسیختگی اجباری نسل ها زعامت امور روزمره مردم را رها کرده اند.

چین و کوبا دو نمونه بارزند واقفیم که چین مقوله انقلاب فرهنگی را گستره ای وحشنتاک داشت اکنون لکه ننگ تاریخ مدرن خود می داند و کوباکه مبارزه با زنان را در طیف گسترده ای پی گرفت به جای رسیده است که بنیان گذار آن نیز داعیه پیشین را ندارد.

اما انقلاب ایران از آنجا که پیوند تنگاتنگی با مذهب دارد و جایگاه خود را در سطحی(روحانیت و طبقه مرتبط به آن) و نه سطوح جامعه استوار کرده است در سه ده حاکمیت خود هیچگاه نتوانست است مبارزه با بد حجابی از سر لوحه آرمان ها و برنامه های خود بزداید زیرا این آرمانگرای به نوی انعکاس دیانت دولتمردان و حداقل نماد پایبندی به ماهیت وجودی نظام سیاسی در قدرت است.

البته ورای این مبارزه سرسختانه که در مقابل بدنه جامعه٬ طیفی دلبسته ی آرمان های انقلاب و امتیازات مادی آن دارد.هراسی را هم می توان یافت و آن هراس حاکمیت از دادن امتیاز است و وقوف آنها براین امر است که آزادی های اجتماعی و مدنی نهایتا به در خواست آزادی فراتر ودر آخر آزادی کامل اجتماعی و سیاسی منتهی خواهد شد.


چرا بعضی از دوستان تا هنگامی که هزینه ای سنگین بابت باوری حسی پرداخت نکنند از درک آن طفره می روند. گروه فشار گروه فشار است و باور کنید آقای دهنمکی بر خلاف امیر فرشاد ومخملباف نه تنها هیچ گاه از گذشته خود ابراز ندامت نکرده بلکه از نفی تلویحی آن نیز خوداری کرده است.

حالا چگونه دوستان از یک فیلمی که تماما بر پایه شوخی های گفتاریست استنباط کرده اند که ایشان به طیف روشنفکران یا دگر اندیشان پیوسته است؟!!

برداشت بعضی از دوستان این امر استوار است که حتی مبلغان فرهنگی خشونت قابل تحمل ترند و امکان استحاله ایشان وجو دارد . اما چگونه می شود که بین روح آرمان گرای دهنمکی ها و مصباح ها خط فاصله کشید در این برداشت از آرمان گرایانه و حسی نادیده انگاشته شده است. از سوی بنده به استحاله افراد تا هنگامی که از منافع مادی انحصار عقیده ای سوال ناپذیر برخوردارند باور ندارم تفاوت مخملباف با دهنمکی تنها در حظور ده نمکی در گروهای فشار نیست بلکه در این امر نیز نهفته است که مخلباف سینمای سوره و امکان ریاست بر آن را رها کرد و تا کنون با آن فعل از مغضوبان درگاه فقاهتیست اما دهنمکی همین فیلم بی مایه اخیر را هم با پشتیبانی گسترده سینمای جنگ ساخته است!!!

فراموش نکنیم که حتی آیشمن دژخیم آشویتس در اواخر امر در آمریکای لاتین و در گمنامی شدیدا به کار فرهنگی مشغول بود . یا سرپاس مختاری دژخیم به گواهی تاریخ ویولون زن بسیار پرروح و ماهری بود. آری دوستان هنر دست کسی را از خون پاک نمی کند

Friday, April 20, 2007


فراخوان تجمع در روز شنبه ساعت 11:30 رو به روی ساختمان برق

دانشگاه مازندران

بیژن صباغ ثانی آزاد دیروز در ساعت ۱۳:۳۰ از زندان بابل سرانجام با کفالت ۲ میلیونی پدرش آزاد شد. بنا بر اظهارصباغ ثانی وی و همه‌ی دوستانش به طور شبانه‌روزی بازجویی می‌شدند. در این بازجویی‌ها اطلاعات خانوادگی، شخصی، تشکیلاتی و اعتراف به ارتباط با خارج از کشور از این دانشجویان خواسته می‌شد.
در این مدت سید ضیاء الدین نبوی با بازجوها و دائماْ درگیری‌های لفظی داشته، همچنان در زندان به سر می‌برد و قاضی هنوز قرار کفالت وی را قبول نکرده است

لازم به یادآور یست که حلیمی رییس حراست دانشگاه بابلسر گفته است که احتمالا سید ضیائ امروز بعد از ظهر آزاد می شود
دانشجویان همچنان بر اولتیماتوم خود مصرند و اعلام کرده اند تا آزادی بی قید و شرط ضیا نبوی و برآورده شدن تمام و کمال خواسته هایشان اعتراضات ادامه خواهد داشت. در این راستا از همین حالا فراخوان تجمعی در روز شنبه ساعت 11:30 رو به روی ساختمان برق دانشگاه مازندران داده شده است.
خواسته های آنها هم اکنون عبارتند از:
۱- آزادی هر چه سریعتر سید ضیا نبوی
۲- لغو تمام احکام کمیته انظباطی
۳- استعفای قربانی مسوول حراست و مصبب اصلی اتفاقات اخیر
۴- برگزاری جلسه پرسش و پاسخ آزاد با رییس دانشگاه
۵- لغو محدودیتهای فعالیتهای صنفی و دانشجویی در چارچوب قانون مانند دیگر دانشگاهها.






پس از 9 ماه حبس دربازداشتگاه امنیتی 209،جلسه رسیدگی به اتهامات کیوان رفیعی فعال حقوق بشر روز سه‌شنبه به اندرزگاه 7 زندان اوین انتقال یافت، دادگاه کیوان رفیعی فردا در شعبه 13 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی سادات برگزار خواهد شد

لازم به ذکر است که رفیعی که پیش از این درجریان آخرین بازداشت خود، از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب به 2 سال حبس تعلیقی محکوم گشته بود، کیوان رفیعی روز 18 تیرماه 1385 در مقابل دانشگاه تهران بازداشت و تاکنون بازداشتگاه امنیتی 209نگهداری می‌شود.

اتهامات کیوان رفیعی شامل شرکت در تجمعات 13 فروردین 85، 11 اردیبهشت 85، 16 آذر 84 و تجمع برگزار نشده‌ی 18تیرماه 85 می‌باشد
همچنین رفیعی که درماههای پایانی بازداشت در بند 209، با دکتر کیوان انصاری، سعید درخشندی و ابوالفضل جهاندارهم‌بند بوده است، به ضرب و شتم و شکنجه سعید درخشندی اشاره کرد و گواهی داده است: "ساعد دستِ سعید درخشندی پس از ضرب و شتم وی در تاریخ 26 اسفند ماه هنوز به طور کامل بهبود نیافته و دچار نقص شده است

Thursday, April 19, 2007




فراخوان گردهمايي براي اعتراض به آبگيري سد سيوند

هم ميهنان:

در روزگاري كه از هر سو هويت، فرهنگ و تمدن ايران زمين مورد حمله قرار مي گيرد، خبرهايي مبني بر موافقت رئيس سازمان ميراث فرهنگي كه وظيفه حفظ و پاسداري از ميراث فرهنگي، باستاني و ملي را دارد، نسبت به آبگيري سد سيوند به گوش مي رسد؛ و به تبع آن تنگ بلاغي، كه در سينه خود آثار بي نظير و ارزشمند باستاني فراواني را دارد به زير آب خواهد رفت و، افزون بر آن، به آرامگاه كورش، نماد حقوق بشر، دشت پاسارگارد، راه شاهي، محوطه پارسه و حتي درختاني با قدمت 500 سال آسيب جدي وارد خواهد شد.

از اينرو، ما گروهي از دوستداران فرهنگ و تمدن ايران بر آنيم تا گردهمايي اعتراض آميزي را در روز شنبه 1/2/1386، ساعت 10 بامداد، در برابر سازمان ميراث فرهنگي، واقع در خيابان آزادي، نبش يادگار امام، برگزار كنيم و در اين راه دست همه هموطنان عزيز را مي فشاريم، زيرا باور داريم كه فردا براي نجات يادگارهاي تاريخي اين مرز و بوم بسيار دير است.

كميته دانشجويي دفاع از پاسارگاد

www.pasargadstudents.blogfa.com


دفتر تحكيم وحدت

Tuesday, April 17, 2007

Monday, April 16, 2007


شب گذشته و در اولین ساعات بامداد مهدی شریف النسبی دبیر شورای صنفی دانشجویان دانشکده فنی بابل به همراه نجات الله افشار از فعالین دانشگاه توسط افراد لباس شخصی و در منزل خود دستگیر شدند.

ساعاتی بعد ۱۵ تن از دانشجویان دانشگاه مازندران که در اعتراض به وضعیت نامشخص بیژن صباغ ،دانشجوی ربوده شده دست به تحصن و اعتصاب غذا زده بودند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال داده شدند.

سعید یعقوبی‌نژاد، علی تقی‌پور و سید ضیاء‌الدین نبوی سه تن از فعالان دانشجویی در اعتراض به بازداشت خودسرانه و بی‌اطلاعی از وضعیت بیژن صباغ ثانی، دانشجویی که در مقابل دانشکده فنی دانشگاه مازندران توسط نیروهای لباس شخصی ربوده شد، از روز شنبه ۲۵ فروردین ماه جاری دست به اعتصاب غذای نامحدود زده بودند. شب گذشته این سه و ۱۲ تن از دانشجویانی که برای حمایت از آنان شب را در دانشگاه تحصن کرده بودند، به وسیله نیروهای امنیتی در داخل دانشگاه بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.

دیروز یکشنبه دانشجویان این دانشگاه در حمایت از اعتصاب غذای این سه تن در سالن غذاخوری دست به اعتصاب غذا زدند و در پی تجمع به سر دادن شعار علیه حراست دانشگاه پرداختند. گفته می‌شود یکی از کارمندان حراست دانشگاه در بازداشت بیژن صباغ ثانی مشارکت داشته است.

طبق گزارش های رسیده فضای دانشگاه در صبح امروز متشنج و به شدت امنیتی است. تاکنون هیچ مقامی مسئولیت بازداشت این افراد و نیز بیژن صباغ را نپذیرفته است و رئیس دانشگاه نیز از وضعیت آنان اظهار بی‌اطلاعی می‌کند

Sunday, April 15, 2007

بی شرح

Friday, April 13, 2007

اظهارت تکان دهنده کیانوش سنجری

"

Thursday, April 12, 2007

محمد جان ناپلون

آموزگاران ایران؟

Wednesday, April 11, 2007

Monday, April 09, 2007

ملوان انگلیسی تهدید به مرگ شده بود/از من خواستند برهنه شوم و گاهی اوقات تا شش صبح از من بازجويی می کردند/می ترسیدم به من تجاوز کنند
به گزارش خبرگزاری فرانسه از لندن، فی ترنی، تنها ملوان زن انگلیسی که اخیرا آزاد شده است، در مصاحبه با روزنامه سان چاپ انگلستان که امروز منتشر شده، گفته است ماموران حکومتی در ایران او را تهدید به مرگ کرده بودند.

این ملوان زن انگلیسی گفته است ماموران او را برهنه کرده بودند و به او می گفتند که اگر همکاری نکند، دیگر هرگز فرزند خود را نخواهد دید.

وی به روزنامه سان می گوید در یکی از بازجويی ها، بازجو به او گفته است چه احساسی خواهد داشت، اگر بداند که باید جانش را فدای کشورش کند؟

این زن جوان انگلیسی افزود فردای آن روز یکی دیگر از بازجویان به او گفت شما نمی فهمید، شما باید با ما همکاری کنید. آیا می خواهی فرزندت را دو باره ببینی؟

وی می گوید در پنج روز نخست بازداشت ماموران به او می گفتند که سایر ملوانان آزاد شده و به انگلستان بازگشته اند و فقط او در زندان باقی مانده است.

فی ترنی گفته است ماموران او را به داخل سلول بسیار کوچکی انداختند و به او گفتند برهنه شود. در سلول چند پتوی کثیف به او داده اند که روی آنها می خوابیده است. او می گوید می ترسیده که شاید مورد تجاوز قرار گیرد.

وی گفته است یک روز در سلول صدای ميخ و تخته شنیده است، بعد یکی از ماموران آمده و اندازه او را گرفته است.

فی ترنی می گوید فکر کرده که ماموران قصد دارند برای او تابوت بسازند.

وی گفته است بازجويی ها بیشتر شبها صورت می گرفت و گاهی اوقات تا ساعت شش بامداد ادامه می یافت.

این ملوان زن انگلیسی می گوید در برخی بازجويی ها از او اطلاعات نظامی می خواستند.

بازجویان از او می پرسیدند که سایر ناوهای نیروهای ائتلاف در کدام قسمت از خلیج فارس قرار دارند؟ این کشتی ها چگونه از خود حفاظت می کنند؟ چگونه با یکدیگر ارتباط دارند؟ و آمریکا چه دستوراتی به آنها داده است؟

وی می گوید نامه هايی را که ماموران جمهوری اسلامی از او خواسته بودند بنویسد، عمدا به گونه ای نوشته است که واحد دریايی این ملوان انگلیسی و همچنین خانواده او متوجه شوند که نامه ها را تحت فشار نوشته است.

فی ترنی می گوید به او گفتند اگر اعتراف کند و نامه بنویسد، آزاد خواهد شد

Thursday, April 05, 2007



بی شرح


تنها دو هفته پس از آزادی فعالان جنبش زنان به اتهام تجمع در مقابل دادگاه انقلاب، باردیگر مأمورین وزارت اطلاعات در روز 13 فروردین ماه 5 تن از اعضای "کمپین یک میلیون امضا برای تغییرقوانین تبعیض آمیز" را که در پارک لاله مشغول گفتگو با مردم بودند بازداشت کردند. این بازداشت درحالی صورت میگیرد که پیش از این، دستگاه قضایی دلایل بازداشت و محاکمه زنان را برگزاری تجمعات غیرقانونی به قصد ضربه زدن به امنیت ملی عنوان نموده بود و این سوال مطرح میشود که امروز توجیه دستگاه قضایی برای اتهام ساختگی" اقدام علیه امنیت ملی " چیست؟

براساس ماده 37 قانون، " کلیه قرار بازداشتهای موقت باید مستدل و موجه بوده و مستند قانونی و دلایل آن درمتن قرار ذکر شود" با این حال با گذشت 3 روز از بازداشت فعالین زن و انتقال دو تن از آنان به زندان اوین هنوز روشن نیست کدام عمل این افراد، مصداق اقدام علیه امنیت ملی قرار گرفته است

Wednesday, April 04, 2007

www.hashor.blogfa.com

www.hashor.blogfa.com
www.hashor.blogfa.com
www.hashor.blogfa.com
www.hashor.blogfa.com
www.hashor.blogfa.com
www.hashor.blogfa.com
www.hashor.blogfa.com
www.hashor.blogfa.com
www.hashor.blogfa.com
www.hashor.blogfa.com
www.hashor.blogfa.com
www.hashor.blogfa.com
www.hashor.blogfa.com
www.hashor.blogfa.com
www.hashor.blogfa.com
www.hashor.blogfa.com
www.hashor.blogfa.com
www.hashor.blogfa.com

Sunday, April 01, 2007

www.hashor.blogfa.com

www.hashor.blogfa.com
www.hashor.blogfa.com
www.hashor.blogfa.com
www.hashor.blogfa.com
لطفاوبلاگ جدید من را مطالعه کنید

اخطار اتحادیه اروپا به ایران

اخطار اتحادیه اروپا به ایران


تلویزیون بی بی سی دیشب قسمتهای از سخنان ناوی خود که در ایران به عنوان «اعترافات»بخش شده بود را به نمایش گذاشت در این برنامه کارشناسی با استفاده از روش «بادی لنگویج» یا زبان حرکات و عدم تمرکزی که در گفتار سرباز نگون بخت بود به اثبات رساند که او هراسان و تحت فشار به آن گونه سخن گفته است . روشی که برای ما ایرانیان نگون بخت تازگی ندارد .
در تحولی دیگراتحادیه اروپا از ایران خواست 'بلافاصله و بدون قید و شرط' پانزده سربازان نیروی دریایی بریتانیا را که یک هفته پیش در آبهای خلیج فارس بازداشت کرده، آزاد کند.این سربازان به نیابت از سازمان ملل هنگام بازرسی یک کشتی مضنون به حمل اسلحه گروگان گرفته شداند.
روز جمعه سی ام مارس (دهم فروردین ماه) وزرای امور خارجه کشورهای اتحادیه اروپا در بیانیه ای به ایران هشدار دادند که در صورت توجه نکردن به این خواسته 'تدابیر مناسب' را اتخاذ خواهند کرد و از دولت جمهوری اسلامی خواستند 'بدون درنگ' دولت بریتانیا را از محل نگهداری بازداشت شدگان آگاه کند

جال باید دید که دولت مهر ورزی که از لحظه ای که زمام قدرت را در دست گرفته با خودی و بیگانه سر ناسازگاری داشته است این بار برای بد و بدتر جلوه دادن چهره ایرانیها دست به چه اقدامی خواهد زد

خود سانسوری چرا؟! باید بنویسم که


خود سانسوری چرا؟! باید بنویسم که
در جامعه ای که چند صدایی مصداق آشفتگی انگاشته می شود زیاد هم دور از انتظار نیست که شنیدن صدای مخالف مخاطبی را پریشان کند. دوستی شاکی شده اند که:ماشاالله همه سیاسی شده اند وغیره.....این که گلایه دوست عزیز به چه قسمتی از متن بوده و ایشان انتظار خواندن چه نوع مطلبی را داشته اند امریست خصوصی و مختص به ایشان.

زیرا نگارنده به هرآنچه که تقریر کرده ام باور دارم و باز اعلام می کنم که کما فی سابق به گفتار کانت که جرنت اندیشیدن داشته باش ٬ هر گفتار و کردار قدرت مداران ایران با مقیاس خردمی اندیشم

در مورد این سربازان انگلیسی هم به تاریخ مراجعه می کنم

انقلابیون ایران در ۱۳۵۷ سفارت امریکا را اشغال کردند و برای مدت مدیدی کارمندان آن را که حافظ منافع آن کشور بودند به اسرات گرفتند و تا آخر به فریادخردمداران وقحی ننهادند که آن را نافی عرف و قانون بین ملل می دانستند

و پاسخ تاریخ چه بود همان انقلابیون بعدها هنگامی که دیپلمات های ایران در دستان خونالود طالبان اسیر بودند برای آزادی آنها به همان قوانینی استناد می کردند که انرا شکسته بودند.

حال در قضیه این سربازان همگی واقفیم که آنها خواه قبلا اشغالگر بوده اند! یا نه. یا به آبهای ایران وارد شده اند یا نه ٬ طبق اجازه شورای امنیت به بازرسی کشتی مجهول الهویه ای مشغول بوده اند و ایران باید به خرد جمعی که به مدت بیش از ۵۰ سال راهبری جامعه جهانی را در دست داشته احترام بگذارد یابه حکم تکرار تاریخ خود نیز به آن دچار خواهد شد

البته این احترام با شروطی دو طرفه خواهد بود. چه شروطی؟ پایبندی کشورمان به منشور حقوق بشر و عدم ترویج خشونت٬ دست نیازیدن به اعمالی که صلح جهانی را مخدوش می کند چون«تکثیر سلاح کشتار جمعی و هسته ای»و.....آری در این صورت می توان امیدوار بود که ایران جایگاهی را که در خور کشور عقل ودل است به دست آورد

ضمنا دوستان عزیز

اگر غیر از این می اندیشید آماده ام مطلب شما را بی کم وکاست در وبلاگ قرار بدهم