این نامه از سوی سمیه بینات همسر آقای احمد باطبی زندانی سیاسی در ایران برای شورای حقوق بشر سازمان ملل نوشته شده است
Tuesday, August 08, 2006
این نامه از سوی سمیه بینات همسر آقای احمد باطبی زندانی سیاسی در ایران برای شورای حقوق بشر سازمان ملل نوشته شده است
Thursday, August 03, 2006
بيانيه سازمان عفو بين الملل
بيانيه سازمان عفو بين الملل" سرویس خبری شماره ٢۱ اول آگوست ٢۰۰۶ایران: مرگ اکبر محمدی در زندان نشانگر لزوم اصلاح آئین دادرسی است.عفوبین الملل امروز اعلام کرد که مرگ اکبر محمدی دانشجوی سابق ۳۸ ساله در زندان، در ساعات اولیه روز ۳۱ جولای ٢۰۰۶، کل نظام قضایی ایران را در پرده ابهام گذاشته است.سازمان می افزاید: تعرض پی در پی به حق دادخواهی اکبر محمدی، او را از زندگی محروم نموده وحیثیت خانواده اش را پایمال کرده است. مرگ دیگری در بازداشت در ایران نباید رخ دهد. اصلاح کامل دادرسی جنایی ایران ضرورت مبرم دارد.مقامات ایرانی میبایست اقدامات عاجلی به عمل آورند تا دادرسی منصفانه وعلنی را برای زندانیان سیاسی تضمین کند. همچنین میبایست شکنجه و سایر بدرفتاریها در زندانهای ایران و محروم کردن یا تاخیر در مراقبتهای درمانی برای زندانیان فورا متوقف گردد.عفو بین الملل نگران گزارشی است که بر مبنای آن گفته میشود به هنگام بازدید مقامات بلندپایه از شرایط بازداشت اکبر محمدی به وی دارویی داده شده است که علاوه بر آرام کردنش، احتمال دارد عوارض آن در مرگ او نقشی بازی کرده باشد.بنابر گزارشها، از روز ٢۱ جولای اکبر محمدی اعتصاب غذا کرده بود و در سه روز آخر نه غدا میخورد و نه مایعات. در میان گزارشات گفته شده که کالبد شکافی محلی توسط پزشکی قانونی انجام شده است. عفو بین الملل معتقد است که بررسی و کالبد شکافی مستقل توسط آسیب شناسان کاملا مستقل لازم است تا علت مرگ اکبر محمدی و عواملی که آنرا تسهیل کرده است معین کند.اصل ٩ از اصول سازمان ملل د مورد پیشگیری موثراز اعدامهای فراقضایی خودسرانه و شتابزده و تحقیق واقعی، بیان میکند: "میبایست بررسی کامل، سریع و بیطرفانه ای درباره تمامی موارد اعدامهای فراقضایی خودسرانه و شتابزده وجود داشته باشد. از جمله مواردی که شکایات بستگان یا گزراشات معتبر دیگر، حاکی از مرگی غیر طبیعی در شرایط فوق باشد. هدف بررسی میبایست تعیین کردن علت، چگونگی و زمان مرگ، فرد مسئول، و هر عمل یا شیوه ای باشد که ممکن است موجب مرگ شده باشد. این بررسی میبایست شامل کالبد شکافی لازم، جمع آوری و تحلیل تمامی شواهد جسمی و مکتوب و بیانات شاهدان باشد.َ"عفو بین الملل همچنین نگران زندانیان سیاسی، حشمت الله طبرزدی، احمد باطبی، و برادر اکبر محمدی، منوچهر است که به دنبال این مرگ در زندان، در موقعیت خطرناکتری قرار گرفته اند.پیشینه:
اکبر محمدی یکی از هزاران دانشجویی بود که در جولای سال ۱۹۹۹ بعد از تظاهرات دانشجویی که به دنبال بسته شدن روزنامه ها برپا شده بود، دستگیرگردید. این یکی از دوره های سرکوب آزادی بیان بود که هر ازگاهی در اواخر دهه ۱۹۹۰ در ایران روی می داد.اکبر محمدی و دانشجویان دیگری در یک دادگاه علنی غیرمنصفانه در ماه سپتامبر ۱۹۹۹ به مرگ محکوم شدند. او در حالیکه ارتباطش با بیرون قطع بود، بطرز وحشیانه ای شکنجه شده بود و حق برخورداری از وکیل مدافع و دسترسی به خانواده از او سلب شده بود. به دنبال فریادهای اعتراضی در ایران و جهان در نوامبر ۱۹۹۹ محکومیت او به ۱۵ سال حبس کاهش یافت.از روز دستگیری، اکبر محمدی بطور منظم شکنجه میشد. زمانی که در اسارت وزارت اطلاعات بود، او را از دستانش آویزان کرده و با خشونت زده بودند. نگهبانها تا مرز بیهوشی او را زده و میگفتند تنها کافی است چشمک بزند تا علامتی باشد برای پذیرش اتهاماتش.اطلاعات به دست آمده قویا حاکی از این است که تاخیر مکرر یا محرومیت آشکار برای دسترسی به مراقبت پزشکی لازم توسط مقامات قضایی و زندان، در مرگ او در اسارت نقش داشته است. برای مثال، در پایان ماه نوامبر، مقامات قضایی به دنبال مشکلات وخیم معده و کلیه، خونریزی داخلی و احتمالا عفونت ریه، به او اجازه بستری شدن در بیمارستان را دادند. علیرغم توصیه پزشکی که او میبایست یک ماه در بیمارستان بستری باشد، او را بعد از یک هفته به زندان اوین بازگرداندند.بین جولای ٢۰۰۴ و جون ٢۰۰۶ اکبر محمدی در منزل خانوادگیش در شهر آمل در شمال ایران بسر برد. جایی که مورد درمان پزشکی قرار گرفت و خاطرات زندانش را نوشت. او در روز ۱۱ جون ٢۰۰۶ بار دیگر دستگیر شد و به زندان اوین بازگردانده شد. جایی که بار دیگر حق ملاقات با خانواده از او سلب شد. به دنبال ملاقاتی با وکیلش، گفته شد که اکبر محمدی وضعیت جسمی نامناسبی دارد و از درد حاد شکم رنج میبرد. گزارش شده است که کارکنان بهداری زندان توصیه کرده بودند که برای درمان پزشکی به خارج از زندان منتقل شود.بنابر منابع داخل زندان اوین، در حدود ٢۶ جولای، در دوره اعتصاب غذایش، تقاضای مراقبت پزشکی کرده بود. اما مقامات پزشکی با رد کردن تقاضایش او را تنبیه کردند. گزارش شده است که بین ٢۶ و ٢۹ جولای، تحت درمان نامعلوم قرار گرفته است. قابل ذکر است که گروهی از نمایندگان مجلس که از زندان اوین بازدید میکردند اجازه نیافتند تا از این قسمت زندان که احتمالا بخش درمانی بوده است و او را در آنجا نگهداری میکرده اند، بازدید کنند. گزارش شده است که در حدود ٢۹ تا ۳۰ جولای، در حالی که مقامات عالی رتبه از زندان بازدید میکردند، او را به تختی بسته و دهان بند زده بودند. بنابراین گزارش، در روز ۳۰ جولای، سعید مرتضوی، دادستان کل استان تهران، و دو مقام ارشد زندان به همراه یک نگهبان از او بازدید کرده و در حین این دیدار به او داروی نامعینی داده شده بود. شرایط او در طول آنروز رو به وخامت گذاشت و سرانجام در روز ۳۱ جولای جان سپرد. علیرغم تقاضای وکیلش مبنی بر اینکه جسد او توسط گروه مستقلی از آسیب شناسان معاینه شود، روز ۳۱ جولای جسد را به پزشکی قانونی بردند.والدین اکبر محمدی روز سه شنبه اول آگوست ٢۰۰۶ در ساعت ۳۰ :٢ به وقت محلی از سفری به خارج از کشور وارد فرودگاه امام خمینی تهران شدند. آنها را با زور از هواپیما به خودروهایی سوار کرده و مستقیما به خانه شان در شهر آمل در شمال ایران بردند. به آنها اجازه داده نشد تا جسد پسر متوفی شان را ببینند. همینطور این اجازه به فرزندشان، منوچهر، که در زندان اوین زندانیست داده نشد. در زمان نگارش این گزارش، گفته می شود که جسد اکبر محمدی به خاک سپرده شده است.سند عمومی برای اطلاعات بیشتر با دفتر خبری عفو بین الملل در لندن با شماره ٦ ٦ ٥ ٥ ٣ ١ ٤ ٧ ٠ ٢ ٤ ٤ + تماس حاصل کنید
Posted by کـــــــــــیوان
کانون مدافعان حقوق بشر غيرقانونی اعلام شد
باز محدویتی دیگر بر فظای خفقان گرفته ایران افزوده شد و در حالی که نقض حقوق بشر با قتل آشکار زندانی سیاسی اکبر محمدی به مصداق اظهر من الشمس ، چهره ی کریه جمهوری اسلامی را به وضوح به نمایش کامل گذاشته است. حکومت امامی های قاتل ، برای تنگ تر کردن فعالیت های مستقل و آزادی خواه به تکاپو افتاده است و همزمان با قتل و باز داشت دگراندیشان ایران در بند ، کميسيون ماده
سال متوالیست به عنوان تشکلی غيردولتی در ايران فعاليت دارد را غير قانونی اعلام کرد
Posted by کـــــــــــیوان
محمدی از زندان جمهوری اسلامی آزاد شد

قدرت تحلیل آنچه که بر محمدی گذشت را تا حالا نداشتم. عمق این فاجعه سرخ به حدی است که در بدو امر با ناباوری به آرزوی نادرستی خبر دل بسته بودم. با خودم می گفتم: خدایا نگذار این حقیقت داشته باشه؟!اما وقتی صبح زود دوســـــــت مبارزی آن پیام تلفنی را برایم فرستاد درهم شکستم.تا لحظاتی نمی توانستم حرکت کنم و توان حرکت را نداشتم. بغضی سیاه و در گلویم شکسته بود .در خودم فریاد می زدم. خدایا، خدایا
آخر چگونه دولت خدمت گذار احمدی نژاد این سردار تیر خلاص زن اوین و مداح خاصه ولایت جرعت کرد که یکی از ثمبل های مقاومت، محمدی را، یک زندانی سیاسی را به این نحو وحشتناک از ما بگیرد؟وزن مخالفان سیاسی را در چه حد محک زده اند که بی هراس داغ دیگری بر دل ما گذاشتند.
و حالا به این نتیجه رسیده ام که باید بنویسم . حذف دردناک محمدی یاد این این فاجعه یادآوردوران قتل های مخوف امامیست. وقتی که سلاخی حکومتی ، هزاران سامی ها وسیرجانی ها رابا چشمهای گریان فقط ! به نظاره نشستیم قاتلان امامی، آری همان امامی های قاتل جسارت یافتند و شقاوت را با شهید کردن داریوش و پروانه فروهرها و سر به نیست کردن دودوانی های وخفه کردن مختاری و پوینده ها و آزاد پویندهای بسیاری که حتی نامی از کلبد شریفشان به یادگار نمانده است به حد اعلای آن رساندند.
محمدی را کشتند . محمدی را ناجوانمردانه کشتند.
رژیم آدم خوار آخوندی حتی از جنازه اش نیز در بیم و هراس بود و همچون دیگر قربانیان خود تلاش کرد که با دفن سریع آن آزاد مرد خود منحوثس را ،از اثرات این جنایت برهاند. غافل از این که یاد و یادگار اُوی مرد مرد ستان تا آخرین لحظه حیات امثال من تاثیر گذار خواهد بود
لحظه لحظه های ستیز تورا با مرگ
هیچ وقت فراموش نمی کنم تا مرگ
این اولین انتـــــــخاب هر فرد یست
با زندگــــــی جان سپردن یا مرگ
روحش شاد و راهش جاودان باد
کیوان بابایی
Posted by کـــــــــــیوان
Tuesday, August 01, 2006
پيکر اکبر محمدی، شبانه دفن ش
Posted by کـــــــــــیوان
عباس امير انتظام

عباس امير انتظام
عباس امير انتظام از معدود بازماندگان مبارز ملى به رهبرى دكتر مصدق است كه هم عضو شوراى مركزى و هم عضو هيئت اجرايى نهضت مقاومت ملى بوده است و در آن دوران كه روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲ يكى برجسته ترين ايام آن است، سرپرستى كميته دانشگاه و امور مربوط به آن را در نهضت مقاومت ملى به عهده داشته است. وى به سبب باورى كه به راه و شخصيت مرحوم مهندس بازرگان داشت، هم زمان با تاسيس نهضت آزادى به عضويت آن در آمد.ليكن پس از مدت كوتاهى براى تكميل تحصيلات خود رهسپار فرانسه و آمريكا شد و پس از فراغت از تحصيل در دانشگاه بركلى، در سال ۱۳۴۹ به ايران مراجعت كرد و در سال ۱۳۵۷ در جريان انقلاب مجدداً در كنار مهندس بازرگان قرار گرفت. پس از پيروزى انقلاب از سوى مهندس بازرگان معاونت نخست وزير و سخنگوى دولت موقت برگزيده شد و اوايل تابستان ۱۳۵۸ به عنوان سفير در پنج كشور اسكانديناوى به سوئد رفت. پس از اشغال سفارت آمريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام متهم به جاسوسى به نفع آمريكا شد و در دادگاه انقلاب محكوم به حبس ابد گرديد. وي كه اكنون پس از بيست و يك سال قديمى ترين زندانى سياسى در ايران است، در سال ۱۹۹۷ موفق به دريافت جايزه جهانى حقوق بشر شد
Posted by کـــــــــــیوان
Monday, July 31, 2006
اکبر محمدی
اکبر محمدی ازبیماریهای گوارشی ودیسک کمر رنج می برد وبه همین دلیل مدتها برای معالجه به خارج زندان منتقل شده بود وپس ازبرخی معالجات پزشکان اعلام کرده بودند به دلیل خالی شدن مایع نخاعی عمل جراحی درمورد او درداخل کشورامکان پذیر نیست وی به تجویز پزشکی قانونی با مرخصی نامحدود درخارج زندان بسر می برد، اما درماه گذشته مامورین امنیتی مجددا اورا دستگیر وبه زندان منتقل ساختند. اودر بیانیه ای که درآغاز اعتصاب غذای خود منتشر ساخت یادآور شد که او وصدها زندانی دیگر همانند او بی هیچ موجبی جز عشق به میهن ومردم درزندانها فرسوده وتباه می شوند وچون هیچ وسیله دیگری برای مبارزه با این ستم فجیع نداشت خود را وسیله این مبارزه قرارداد
Posted by کـــــــــــیوان
Sunday, July 30, 2006
مامورین اطلاعاتی با یورش به منزل احمد باطبی
احمد باطبی متهم ردیف اول کوی دانشگاه تهران که از سوی دادگاه به اعدام و سپس با دو درجه تخفیف به 15 سال زندان محکوم شده بود، در طول این دورا مرخصی خود سعی در بازتاب شرایط زندانیان سیاسی داشت
Posted by کـــــــــــیوان
Saturday, July 29, 2006
تاخیر جبهه ملی
!!تاخیر جبهه ملی
http://www.jebhemelli.info/Didgah1/1385.5-6/5.07poshtibani.html
Posted by کـــــــــــیوان
به بهانه تاخیر جبهه ملی در همراهی با اپوزسیون و نشست لندن!؟

ایران در بدترین برهه ی زمانی دارای نوع حکومتی است که با آن دسته از ارزش ها که آفریده تاریخ معاصرند در تضاد است.
التزام اپوزوسیون با توانای محدود در تقابل با قدرت جامع القوای که فی النفسه فاقد مشروعیت و اخالق سیاسیست ایجاد هسته ای ملی را برای اجماع تمامی نیروها واجب می گرداند.
نهادی که باید با نگاه به آینده، هم کمیته شکایات ملت . هم کنگره عقاید آنها باشد.
محفلی که راه اشتراک مساعی اجزاب وتبادل اندیشه را هموار می سازد واین امکان را فراهم می کند که هر بخش ستیزنده. برای آزادی و تا حد امکان هر فرد برجسته ملت ،آرایش در راه نیل به آزادی و غایت مطلوبش در نهایت روشنی تجلی یابد.
در راستای رسیدن به این مطلوب ومقصودست که طرح کنگره ملی ارانه گردیده است که به موازات آن طرح های جامع الشرایط و هم وزن دیگری مطرح گردیده اند
که بجای اینکه یکی را مردود بدانیم باید تمامی آنها رامکمل هم فرض کرد که هر کدام در بخشی از حقیقت ملموس سهیم هستند. بنا براین لازم است که دیگری قسمتی از مطلب را بیان کند که هر نظرمورد قبول بخش دیگر آن را منعکس می سازد.
طرح نشست لندن دگردیسی تکاملی در شکل غائی.خود به کنگره ملی ختم می شود و صرف نظر از خرده گیری های منطقی ارائه شده در آن وجه تفاوت بارز ش اجتناب یا نرسیدن به نام کنگره ملی در شراسط اولیه است. نامی که باید ادغان کرد که با توجه به سبقه تاریخی در جهت پذیرش افکار عمومی و انگیزش بیشتر برای کارهای گروهی خود نکته قوت طرح کنگره ملیست
طرح منتج ار نشست لندن در هر حالت و شکلی خود در حریم طرح کنگره ملی امیر انتظام مفهوم می یابد. و امید است که در خلاء ارتباط مستقیم و اراده عام مجمع انتخابی از نشست لندن بتواند با تکیه بر منش و آری صاحب نظران و احزاب واحد های پایه را برای کاری اصیل یا پارلمانی در تبعید و فراخور نام انتخابی درعبور از اجماع حاصله از نشست لندن ،ا امکان پذیر گرداند ودر شکل غای کنگره ملی تبدیل به پارلمان ملی کامل و دولت سایه نیز تبدیل گردد وبا برقرای پل های ارتباطی منطقی میان اپزسیون ، و مردم ضمینه تشکلی کم نفصتر و دم ساز تر فراهم کند.
Posted by کـــــــــــیوان
Friday, July 28, 2006
من نیز مخالف حمله بیگانه به خاک کشورم هستم اما دریغم آمد که ننویسم که آنچه در این میان این نوع مقاله ها نادیده گرفته می شود و دوستان از این دست نیز کمافی سابق بر بوغ آن می دمند .از یک سوحیاط سیاسی مشروط و حکومت جامع القوا اسلامی محاط بر هستی ایران و از سوی دیگر سبقه تاریخی ورود یک نیروی سوم، به معادلات سیاسی کشورمان بود.
همگی با پوست وخون حس کرده ایم که حکومت اسلامی با تاکید به جامع القوا بودن خود و در دست داشتن اهرم های چون شورای نگهبان ومصلحت نظام وتکیه بر اشراف اخلاقی که بی استسفار با بوی پترو دلارها نگهبان آئین فرسوده ولایتند، فظای سیاسی ایران را از دیرباز مشروط کرده به نحوی که ایجاد هر حرکت بازمستقل دیگر گون اندیشی در افق سیاسی ایران منتفیست
چون حکمت فقاهتی در بطن خود دارای تظادی بنیادین و محتوای با ملیت ایران است که انرااز پیش ازبنیان گذاران خود به ارث برده و به لفظ گرین با ان دسته ازارزش ها که آفریده تاریخند
در تعارض است و هر گونه چرخش به سوی آزادی به معنای که دوستان در مد نظر دارند هستی ان را در معرض خطر قرار خواهد داد.
به چه نحو امکان است به ایجاد بستری برای فعالیت سیاسی مستقل و افقی روشن در حکومتی دل بست که تنها با پذیرش ابتدای ترین اصل حکومت دمکرات که همان.پذیرش جدای دین از سیاست و حیط مدنیست از هستی ساقط خواهد شد.
واما در باره سبقه تاریخی ورورد نیروی سوم به کشورمان باید به سالهای ده 20 خورشیدی نگاه کرد که رظا شاه علی رغم تمامی اطلاحاتی که ایجاد کرد فظای باز سیاسی که زایده انقلاب عصر دگر اندیشی مشروطه بود را از بین برد . تنها در فاطله زمانی ورود قوای متفقین تا استقرار کامل حکومت محمد رظا شاه بود که با توجه به تاثیر وجود نیروی تحدید کننده خارجی ، احزاب توانستند نگاهی به آرزوها وامال نهضت مشروطه کنند ایا مجال یافتن اندیشه های متضاد وامثال فروعی وقوام السلطنه و نهایتا مصدق ها که تها در دو دهه نمود یافتند تجلی همین امر نبود؟
هراس ما از چون عراق شدنی هم بی پایست چون هر نظام جدیدی که بر امور ایران مسلط گردد فراسوی تجربه تلخ حکومت دینی قرار خواهد داشت وو تلفیق مرگ اور مذهب و سیاست را برای بهگشت هیچ مشکلی به کار نخواهد برد انچه که عراق کنونی با گروه های اکثرا مذهبی فاقد ان است و قطعا وحشت از تجزیه ایران هم بی مورداست چون ایران.با توجه به بدیهی ترن اصل سیاست توازن محکوم به استقلال و یک پارچگیست
آری انسان ها باید تاریخ را از مصالحی که در دست رس دارد بسازد و ایرانیان نیز ازامر مستثنی نیست واقفم که هیچ آزاده ای ایرانی خواهان یورش بیگانه به خاک کشور نیست . اما نباید اجازه داد همچون المان نازی سرنوشت وطن با حکومت گره بخورد و در حجم تبلیغات گوبلزی گونه ،آرمانهای رژیمی منفور ملت را در دست یابی به حاشیه امنیت و فضای برای بقا را هدف های ملی فرض کنند که این مسئله از یورش بیگانه به مراطب خطرناک تر است
دوستان انچه گفته شد مفروضیست برای مقلوب نشدن در برابر حوادث آتی که صلاح دانستم با شما در این باره صحبت کنم اگر چه واقفم گاها برای متحم نشدن به استقبال از تهاجم خارجی باید در مواردی مهر سکوت بر لبها زد اما دانستن واقعیت امور رمز موفقیت است
Posted by کـــــــــــیوان
Thursday, July 27, 2006
جهل از نوع حزب الهی و سوءاستفاده از نوع آخوندی

عجب آشفته بازاریست این ایران اسلامی که هر دم از باغ ویرانش بری تلخ تر از قبل می رسد.هنوز تنورنان سیاه ،آخوند خوراک فن آوری هسته ای از سر سفره مردم بدبخت، رخت به خانه آزمندی و آرزوهای فقاهتی بر نبسته که فریاد جو فروشــــــان گندم نمایی ولایت اللهی لبنان گوش فلک را کر کرده است و با گیروگان گیری دو سرباز اسرائیلی و دست یازیدن به روش قدیمی حکومت تهران خون خلق الله لبنانی را در شیــــــــشه به طرفة عینی
به دارالجهل تهران روانه می کنند که این است راز سر سپردگان و ذوب شدگان در شریعت ناب محمدی!!!
وا حیرتا از نادانی که حب وطن را فدای پترو دلارهای خون آلود ایران می کنند.
اینبارافعی آشوب کنونی لبنان از آستین لاریجانی سر بیرون آورده است و برای معرکه گیری در میدان هسته ای و ممانعت از تمرکز شورای امنیت بر سرکشی زورمداران تهران، از درخواست های شورای حکام انرژی هسته ایست که در هیبتی مخوف به رقص واداشته شده است.
امان از جهل! امان از جهل!امان از جهل که اشخاص بی هویتی چون نصر اللهه ها را مانند بز اخوش وا میدارد که سر در تائید محتشمی ها و بعد خامنه ایها بجنباند و جان ناقابل و بی ارزش خود و پیروان جاهلشان ومتاسفانه روان پاک اطفال و اتباع بی گناه لبنانی را فدای شهر هیچستـــــــان اسلامی و تمامیت طلبی از دیر باز شناخنه شده ای سیاســــــــــت مذهبیش با مرزهای خون آلود کنند
آن کوران عقیدتی حزب الهی که آسمان را سرخ و زمین را سیاه و دریا را کویر میبیند مصبب این همه بلایی هستند که بر سر مردم اسرائیل ولبنان وارد آمدهاست.افق آنها از جنس لاجوردیست و خون برای آنها واژهایست که تنها در فشاررگها بریده گلوهجا و معنی می یانبد.
تردیدی نیست تا هنگامی که جزب الله ها وخمینی ها و خامنه ای ها هستند نه لبنان که هیچ نقطه ای از عالم روی آسایش را نخواهد داد و درمان این مرض مسری و درد ناسور در التیام بخشین به زخم بیست و هفت ساله مردم نگون بخت ایران است.
Posted by کـــــــــــیوان
Friday, July 07, 2006
انسداد سیاسی یا جهل مرکب
هنگامی چنگ در اروپا اروپا اولین ماه های خود را سپری می کرد استقرار نیروهای شوری در آذربایجان و قفقاز خبر از تحولی تازه در نگرش جهان به ایران می داد. حکام وقت ایران در نادیده گرفتن شرایط جهانی تا آنجا پیش رفتند که نقل و انتقالات متفقین در بغداد بعد از سرکوب کودتای رشیدعالی گیلانی و افسران وابسته به آلمان را بر علیه نایب السلطنه امیر عبدالله در 13 فروردین 1320هیچ می شمرند و در پنا دادن به گیلانی و ناسیونالیستهای همراهش لحظه ای تأمل نکرند و با استدلال ساده نرنجاندن دول محور و به دست آوردن اسرار کودتا،دست به تحریک بازی کنان اصلی عرصه سیاست خاورمیانه زند و با اعلام سیاست بی طرفی که با توجه به نیاز شوروی به تسلیحات عملا به نفع آلمان هیتلری تمام می شد کشور را دردر معرض خطر حمله ای نظامی قرار دادن که همگی آن را نامحتمل می شمردند.اما تصمیم در باره حمله به ایران در ظرف یک هفته اتخاذ شد . بهترین یاد داشتسند یاد داشتهای سر ریدربولارد است که در 6 اوت 1941 مطابق با 15 مرداد1320 می نویسد
یک هفته پیش داستانی سر از آمریکا در اورد که نیروهای انگلیسی قصد حمله به ایران را دارند و هواپیماهای انگلیسی قصد بمباران تهران را دارند مگر اینکه دولت آلمان تمامی آلمانها را اخراج کند
همان گونه که مشاهده شد که اشعال ایران از دیدگاه سفیر انگلیس هم نامحتمل می نمود اما بی توجهی حکام ما با شرایط روز واقعی را سبب شد که تاریخ همواره از ان به بدی یاد خواهد کرد.
حیرت آور آنکه آنجه در آن روزگار اتفاق افتد به گونه ای حیرت آور در حال تکرار است . قوای آمریکا و انگلیس در مرزهای ایران تجمع دارند وشرایط جهانی به گونه ای رقم خورده است که آنها راهی جز پیروزی یا شکست در روبرو ندارند. در این هنگام حکام ایران دل خوش به حمایت روسیه و چین اند که از توانای تاثیر گذاری محدودی در عرصه جهانی دارند وتلاشی جانکاه را برای دفع الوقت و دست یابی به تکنولوؤی چند منظوره هسته ای آغاز کرده اند و متهم به پناه دادن به اعضای فراری هستند و باامتناع و سکوت معنی دار خود در دادن اطلاعاتی حاوی از تعداد و رتبه آن اشرار مهر تاکید بر اتهامات می زنند.
حال باید پرسید در حالی که تمامی آنانی که در عرصه تصمیم گیری جهانی حمله به ایران مردود است. آیا لجاجت حکام ایران که خود ماحصل انسداد سیاسی و جهل مرکب است کشور را در ظرف زمانی مشابه دیگری دچار فاجعه نخواهد کرد؟هرچند بایدگفت که فاجعه آغاز شده است
Posted by کـــــــــــیوان
Monday, June 19, 2006
درک مبهم
جمهوری اسلامی ایران شاید یگانه مثال حکومت ناقص در جهان هماهنگ کنونی باشد. رژیمی که تمامی کنش های متناقض آن اگر چه در ظاهر بر حول مدار مذهب گرایی می گردد اما در اصل و واقع امر بر خود محوری اشخاص و نه حتی ایدئولوژِی استوار است و به دلیل بسیار ساده غیر قابل بیش بینی بودن ذهن افراد ، تمامی شئون حکومت به اسلامی نیز بر حسب منافع متغیر و واکنش های متاسب اشخاص دچار نواسانی سرسام آور است که هیچ مثال دیگری برای آن موجود نیست و انحصار این نوع خاص شتر گاو پلنگی سیاسی در مخیله آخوندی گویی از ازل به یادگار مانده است.
مرده ریگی فقهی که چهره کریه آن به خوبی در پرونده هسته ای ایران نمود دارد به نحوی که از هر گوشه سیاست خانه تاریک ایران، سازی و از هر روزنی رقصی جداگانه به نمایش گذاشته شده است که هر انسان خرد مداری را از پریشانی اهل دار الحکومه فقاهتی به حیرات وا میدارد.
باید اظافه کرد اگر چه هرشخص حقیقی یا حقوقی در شرایط عدم پیش بینی طرف مقابل تا حدی در اظهار عقیده صریح برای مدت خوداری می کند.اما در نهایت برای آنی که در مقابل هیئت حاکمه ی را باپراکندگی و تشدد آری و مراکز قدرت متعدد را دارد زمانی فرا خواهد رسید که گزینه ی جز تاکید بر درک خویش نداشته باشد و حکومت دارای تشدد آری را به مانند شخصی دیوانه مطلق و زنجیری مفروض کند که مدارا با آن تنها در زمانی میسر است که بر روی تحت روانکاوی قدرت بسته شده باشد واز توانای آن کاسته شده و منکوب گردد.ظاهرا در اتاق بازی وقت خریدن نظام فقاهتی به این سو می چرخدو دنیا تخت تغیر حکومت تهران را آماده کرده است و جدای از هر نرد عشقی که سران مذهبی تهران با دیگران وبه بهای پول نفت ایران دارند زمان تغیر فرا رسیده است
Posted by کـــــــــــیوان
Thursday, June 08, 2006
هفته جاری در پی آغاز این تحول تازه بود که جرج بوش از واکنش ایران به طرح پیشنهادی اروپا ابراز خرسندی کردومرکل صدر اعظم آلمان به خوش باوری و باوران درباره سیر تحول هشدار داد.
آنچه در این میان جدای از تغیر لحن ها و جابجای خوب و بد در میان رهبران آمریکا و آلمان جای تامل دارد قرار دادن تدریجی واجباری برگ بازی در دستان تهران است به نحوی که با ابراز خوش بینی بوش در صورت رد این پیشنهاد و یا مشروط کردن آن از سوی ایران دیگر جلوگیری کردن از اجماع جهانی علیه تهران و امید بستن به یاری سیاسی چین و روسیه امری محال می نماید
از سوی با هزینه کردن بسیار جمهوری اسلامی برای فن آوری هسته ای تنها راه بیرون رفتن از بن بست کنونی شاید پذیرش مشروط و موقت غنی سازی بنماید که با توجه به روند رو به ثبات اوضاع افغانستان و عراق و آزاد شدن پتانسیل های امریکا در نهایت دست آوردی جز کسب زمانی محدود و در شمارش معکوس در بر نخواهد داشت و قطعا حتی در صورت نشستن امریکا بر سر میز مذاکره چیزی از میزان غیر قابل تطبیق منافع ملی امریکا با رژیم فقاهتی کاسته نخواهد شدوناقوس مرگ به صدا در آمده است.
Posted by کـــــــــــیوان
Monday, May 29, 2006
راستی تا کی باید شاهان و رهبران ایران در جهل مرکب ایران و ایرانی را تیول خود فرض کنند و چنان از گرده ملت ثروتمند هیچ ندار تسمه بکشند که پیکر نحیف آن دوست و دشمن را به خنده وا دارد؟
ذات قدرت چنان در ایران و شاید دنیا از تصور تحدید گریزان بوده و هست به حدی که زمانی یکی خود را پدر ملت می داند و گارد دانشگاه را وارد حریم مقدس آن می کند و امروز دیگری ولی ملتی بالغ شده است و دفاتر ولایت جهل و زور رهبری را که همچون غدد سرطانی بر پیکره دانشگاه انداخته است و هر روز به امید مرگ دانشگاه گسترش می دهد . غافل از این که این جهل فقاهتی است که دیر زمانیست در دل مردم ایران مرده واز دیده شان افتاده است.دانشگاه باز نشان داد تاریخ مرگ دیکتاتوری در ایران فرا رسیده است.حکومت در یک دست ترین سطح ممکن و با زور وانواع حیله ها از رویاروی با دانشگاه ناتوان مانده است حتی اگر این حرکت نیز چون قیام های دیگر سرکوب شود تنها زمان به پایان رسیدن این دگر دیسی دردآور را به تاخیر می اندازد.
Posted by کـــــــــــیوان
Wednesday, May 24, 2006
دون کیشوت های فقیه
Posted by کـــــــــــیوان
Tuesday, May 23, 2006
هدف از بیان این تاریخ مختصر نگاهی به خوی خنگ طلبی وارثان جنگ هشت ساله ایران و عراق است که همچون تمامی جنگ ساران در برههای برای کشور خود مفید بوده اند اما با لحظه ای درنگ در اثرات دیگر آنها می توان به سادگی در یافت که چگونه خود در دراز مدت به بلای خانمان سوزی برای ملتشان و ملل دیگرتبدیل می شوند .این گروه از هم میهنان ما همچون نادر یاجنگ سالاران افغان بی شک برای حفظ وطن با هر عنوانی در برابر چون روسیه وصدامی جنگیده اند اما گوی این نبرد که تداوم آن برای ایران و عراق نکبتی بزرگ را در همه جهات به ارمغان اورد برای آنان حکم فریضه ای بزرگ را یافته. که باید آن را تداوم داد و شعله آن را در هر کجا که می شود پر حرارت تر کرد حال این بی راهه به ناکجا خواه لبنان خواه عراق یا سودان باشد. در اندیشه این وارثان جنگ،تمامی قربانیان نگون بخت آن،تنها به صرف قربانی شدن (نه با اراده حفظ وطن و به جبر زمان)از خالق مطلق اجازه حیات یافته اند و بازماندگان ظاهرا همیشه متاثر آنها از ادامه حیات باید تاوان مرگشان را از حلقوم حتی نسل به دنیا نیامده در آن زمان بیرون بکشند راستی تا کجا باید مرده ریگ جنگ هشت ساله بر فکر و ذهن ایرانی تاثیر بگذارد؟
چرا سیاسیون حاکم بر تهران به جای کنترل این افکار مالیخولیای که باید دارندگان ان زرا به درمانگاه ها فرستاد خود به این مسابقه جنون و عطش رانت خواری سیری ناپذیر اقتصادی و اجتماعی دامن می زنند.
آیا جز محاسبه برایند فساد و قدرت می توان راهی دیگر را برای در یافت پاسخ این سوال مد نظر داشت؟!
Posted by کـــــــــــیوان
Thursday, May 18, 2006
در پایه چنین چنین امری است که درایران کنونی نیز تحدید قدرت از سوی نیرومند ترین بخش های مسئول که متنعم از رانت های اقتصادی و سیاسیند. فعلی مذموم دانسته می شود.زیرا از تحدید قدرت سیاسی نهایتا نظامی بر راس امور خواهد آمد که بیانگر حکومت مردم بر خودشان باشد و دیگر اعمال قدرت یک سویه دولت امری اجتناب ناپذیر وجبر طبیعی تصورنخواهد شد و تنها در چنین شرایطی است که منافع حکومت با منافع مردم در تضاد نخواهد بود و در غیر این صورت مردم ،یعنی کسانی که قانون به آنها اعمال می شود مستعدند تا علیه هر قانونی که بخواهد فردیت شخص را محدود کند قد علم کنند زیرا در خلاء عدم مشروعیت رژیم هیچ معیاری وجود نخواهد داشت تا بتوان درستی یا نا درستی مداخه دولت را محک زد
هدف از بیان مطاب فوق این بود که دانسته شود چه امری مردم ایران را به سوی قانون گریزی مفرط سوق می دهد و بر چه مبنای به آمار جرم و جنایت وفحشا به شکلی روز افزون وغیر طبیعی افزوده می گردد. البته این فرایند قانون گریزی در تمامی عرصه های ایران کنونی نمود دارد . بازرگانان وکسبه از پرداخت مالیات ودین عمومی فرار می کنند و ناظران بر آنها به اندک بهای حق را به ناحق واگذار می کنندو وجدان عمومی هیچ یک را تنها به بهانه بیگانگی با قدرت اعمال کننده حکومت سرزنش نمی کند و چه بسا گریز گاه های اخلاقی نیزکه در اختیار مرتکبین قرار داده می دهد
این گونه است که در خلاء مشروعیت رژیم اسلامی ، انسان بی اختیار به یاد می آورد که در آنجا که آزادی مطرود است هر مطرودی آزاده است.
آری رفتار تابع قانون را تنها از مردمی می توان توقع داست که قدرت سیاسی حاکم بر انها خود قانونی و قانون مند است . در رژیمی که هزاران فروهر، اسکندری،سیرجانی، دودوانی و...... را تنها به جرم درخواست تحدید قدرت به اشکال مختلف و حتی فراسوی قانون ناقص اسلامیشان به کام مرگ کشانده می شوندوآقایان وآقازاده ها با استفاده از نفوذ خود و قانون خصوصی همه چیز برای خودی نفس مردم را گرفته اند!. آیا دیگرجای برای قانونمندی مردم تحت ستم فقاهتی وخود دارد؟
Posted by کـــــــــــیوان
Tuesday, May 16, 2006
نقطه صفر

با عدم امکان حصول توافق دو کشور چین وروسیه برای صدور قطع نامه ای علیه ایران در این برههء زمانی کشورهای غربی تصمیم گرفتند که یک بار دیگر خارج از چهارچوب شورای امنیت طرحی را جهت پایان دادن به بن بست پرونده ای هسته ای ایران ارائه دهند که بلافاصله این راه کار توسط رژیم اسلامی رد شد حال باید دید که کشورهای چین و روسیه که دائما بر راهکارهای سیاسی تاکید می کنند با توجه به خوداری ایران در پیوستن به یک فرایند موثر تا چه می تواند باخواست جهانی دال بر تعلیق غنی سازی از سوی ایران مخالفت کنند؟آنچه که در این میان واضح است کشور ما با دیپلماسی آخوندی تدریجا به سوی نقطه بی باز گشت برخورد نظامی می رود.
Posted by کـــــــــــیوان
Friday, May 12, 2006
خبر:شورای امنیت اقدام یا صدور قطعنامه ای حاوی تحریم های احتمالی علیه ایران را به تاخیر انداخت و سه کشور اروپای اعلام کردند برای رهایی از بن بست سیاسی پرونده ایران طرح دیگری را ارئه خواهند داد.
ورای خبر:
دشواری های ارائه یک راهکار دیپلماتیک با وجود مخالفت چین و روسیه ،کشورهای متحد علیه دست یابی کامل رژیم به فن آوری غنی سازی اورانیوم را واداشته است که در قدمی به عقب طرحی را در خارج از چهار چوب شورای امنیت (بنا بر خواسته ایران)به حکومت اسلامی ارائه دهند به این امید که پذیرش آن از ادامه تنش وخسارات مالی و انسانی احتمالی یک رویاروی کامل جلو گیری کند .
اما روزنه امیدی که از این طرح گشوده شده بسیار تنگ تر از آن است که نوری به تاریک خانه ذهن سیاست فقاهتی بتاباند و این راهکار نیز از پیش با شکست مواجه است.
در یافتن پاسخ برای چرایی شکست این طرح با هر مضمونی ،باید به سخنان چند هفته پیش آقای روحانی رئیس تیم قبلی پرونده هسته ای نگریست که عنوان کرده بود در پذیرش تعلیق قبلی تنها تعلیق در پروژه های کامل شده پذیرفته شد و رژیم در مدت تعلیق دیگر پروژه های ناقص را تکمیل کرد. آنچه سوای تلاش روحانی در جهت به اصطلاح ابرو خریدن سیاسی در میان بدنه متعصب برای هیئت حاکمه پیشین جلب توجه می کنند اقرار به عدم صداقت سیاسی در بهترین وجه نمایشی رژیم یعنی دولت به اصطلاح اصلاحات است که تنها خواهان خریدن زمان بوده است
حال با توجه به بالا رفتن سطح مطالبات داخلی در اثر تبلیغات ودست آوردهای که ظاهرا تیم احمدی نژاد با لجاجت سیاسی کسب کرده است و متعصبین تصمیم گیرنده مذهبی آن را به چشم امثال روحانی می کشند. بعید است که حاکمیت در تمامی سطوح جرئت نوشیدن جام ذهر دیگری و توانای گذشت ازهزینه های بسار سنگین مادی و سیاسی را داشته باشد که برای دست یابی به حاشیه امنیت نظام به اسم فن آوری کرده است
اما آنچه بعد از تلاش های ناکام شورای امنیت نباید از نظر دور نگاه داشته شود توانای آمریکا در اقدام یک جانبه است که سبقه تاریخی ان را هم داراست و سخنان بوش را در هنگامه پیش از حمله به عراق باید مورد توجه دو چندان قرار گیرد که بیان داشت آمریکا امنیت ملی خود را در گرو تصمیم گیری کشورهای چون فرانسه آلمان قرار نمی دهدقطعا امریکای که رنجاندن دول دوست را در ازای منافع بلند مدت نادیده می گیرد از رنجش ومخالفت کشورهای مخالفی چون روسیه وچین هرگز ابای ندارد ودر صورت ادامه تنش ارتشی را که در دوران سرد برای در گیر شدن همزمان در دو جبهه طراحی شده است در زمان مطلوب خویش علیه حاکمیت اسلامی به کار خواهد برد و مسلما به هیچ بهای حکومت اسلامی اتمی را تحمل نخواهد کرد.
Posted by کـــــــــــیوان
Monday, May 08, 2006
وهم
ناپلئون ملت فرانسه را به اهمال در بردوش کشیدن وظیفه متهم می کرد بی آنکه به خسارات ملتی در را آرمان های متکبرانه اش توجهی داشته باشد و هیتلر در واپسین لحظات حیات نکبت بارش ملت منهدم شده و متیع خویش توقع داشت که تا آخرین نفر برای ایده های سخیفش کشته شوند و آلمانی بدون ناسیونال سوسیالیست را متصور نبود و پیروان حماقت او نیز تا اندازه ای در این توهم غرق شده بودند که چون وزیر تبلیغات و زنش فرزندان معصوم وخردسالشان را فدای هیچستانشان کردند.
این عارضه و مصیبت مدت مدیدیست که دامن گیر سران تمامیت خواه مملکت ما نیز شده است به نحوی که هر ازچندگاهی از تمامی ارکان آنها از رهبری گرفته تا شورای امنیت در هنگام به چالش طلبیدن یکی از عرصه های داخلی یا بین المللی به سهولت از ایستادگی ایرانیان در راه آرمان های اسلامی نظام تا آخرین توان(کشته شدن تا آخرین نفر به سبک هیتلری یا ناپارتی )سخن می گویند بی انکه بر دامنه صدماتی که ملت در را واهی این آرمانها بایدمتقبل شود توجهی کنند.
بنظر میرسد که همان طور که زمانی بعد از نازیسم گروهی به روانکاوی هیتلر و پردازش خودخواهی ها کیش پرستش شخصیتش پرداختند به زودی هنگام ان فرا می رسد تا روانکاوان در خلق و خوی ددمنشانه سران نظام فقاهتی نیزبنگرند وعقده های آن را برای عبرت جهانیان بگشایند.
Posted by کـــــــــــیوان
Wednesday, May 03, 2006
فراسوی خبر
خبر:اجلاس پاریس بی حصول موافق پایان یافت.وزرای خارجه دول امریکا و سه کشور اروپای وچین وروسیه قرار است در این
فراسوی خبر
مدتی است که پرونده هسته ای ایران به مرحله بحرانی رسیده است و در بطن سیاست خارجی دول مختلف به مبحث اصلی بدل کشته است. اما در این میان نحوه برخورد و نگاه یکی از بازیگران اصلی آن با دیگران تفاوت های چشمگیری دارد .زیرا تمامی کشور ها این بحران را برحسب منافع ملی قضاوت کرده وپی می گیرند و تنها ایران است که ان را بر طبق منافع گروهی و رژیم حاکم می نگرد
آمریکا وغرب با توجه به هراس هم نپمان نان منطقه ای از عربستان تا اسرائیل و ترکیه و کویت خواهان محدودیت در دست یابی ایران به این فن اوری هستند و روسیه وچین بر حسب نگاه بلند مدت به انرژی و هراس روزافزون از نفوذ بیشتر غرب به رهبری امریکا در منطقه بر طبل مخالفت می کوبد ولی ایران تنها برمبنای منافع نظام ونه کشور به آن می نگردد از آنجا که دست یابی رژیم به مسابقه تسلیحاتی در منطق می انجامد که در بهترین حالت اقتصاد مریض ایران توانای ادامه آن را ندارد واز سوی با حجم بزرگ گاز نهفته در ایران برای 300 سال دیگر لزومی برای ادامه تنش و پای فشاری به سیاست لج بازانه دست یابی وجود ندارد و تنها زمانی واقعیت نیاز رژیم و مطابقت سیاست ان بر منافع گروه حاکم روشن می شود که در نظر گرفت که تهران پیشنهاد استرو وزیر خارجه انگلیس از سوی غرب را ، دال بر متوقف کردن برنامه غنی سازی نه دست یابی به انرژی هسته ای رابرای حداکثر 10 سال، در جهت خلاصی از بن بست را شدیدا رد کرد .گوی که بقای ایران بعد از 10 سال در دید زمان داران و نه قائمین به حکومت ایران مورد شک است!!!
اما واقعیت مطلب این است که جمهوری اسلامی که فلسفه مهوع آن باعث شده است که تنها کشوری در دنیا باشد که دارای یار استراتژیکی نیست در هراسی وحشتناک از بقای خود در کوتاه مدت است و اکنون با توجه به بحرانی که در عراق برای آمریکا پیش امده است قصد دارند که با دست یابی به این فن آوری بر حاشیه امنیت خود بیفزایند و چون کره شمالی و پاکستان و حتی چین از احترامی که به هیچ روی شایسته آن نیستند بر خوردار گردد. حال بر روشنفکان و دگراندیشان ایرانی است که در طرفند ملی کردن این سیاست 100% آخوندی نیفتند وبیندیشند که رژیمی که در تمام سالیان گذشته با ذم ملی گراییٍ،روی به سیاست اسلامی فارغ ار منافع ملی آورده بود و در این راه از هدر دادن پول و امکانات مردم در سوریه و لبنان و عراق و هر ناکجایی دنیا دریغ نداشته و اکنون نیز ندارد. چرا بی توجه به سبقه تاریخیش به یک باره مهر ملیت و ملی را بر پیشانی سیاست خوده زده است و بدانیم که این سیاست در بهترن شکل ثمر دهی خود به قیمت فنا شدن ایران و تمامیت ازضی تمام می شود.
Posted by کـــــــــــیوان
Tuesday, May 02, 2006
عدال مطلقه سلطان اسلامی
در باره حقوق زن در زندان بزرگ سلطان اسلامی آیا هیچ عقل سلیمی جز به موهم و مطرود بودن رآی دیگری صادر خواهد کرد؟ البته این پایمال شدن حقوق تنها به زن خلاصه
نمی گردد زیرا رژیم سلطان اسلامی مطلقه ایران از پایمال کردن حقوق مدنی احاد ملت زیر یوغ استبداد، خواه اقلیت های دینی و قومی خواه روشنفکران جامعه هرگز دریغ نداشته است و چنان در سرکوب مردم از هر نوع و.سلیقه از صوفی تا مارکسیست و از کرد تا بلوچ و از کارگر تا دانشجوو مطالبات آنها زیاده روی کرده است که به اعتقاد بسیاری در صورت کم شدن قدرت حکومت مرکزی،روحانیت بهای سنگینی را باید همچون رژیم چائوشسکو پرداخت کند ویقینا با باز شدن فظای سیاسی و بر ملا گشتن گستره جنایات و حق کشی ها برای همیشه اسلام سلطانی و یا آنچه پیروان ولایت تهران و حومه به آن نآب محمدی می گویند از افق دید ایرانی خارج خواهد شد.در اینجا باید در نظر داشت که ایران به نقل از حکیم توس پیش از این نیز دیده است
همه تخت منبر برابر کنند
اما آینده در انتظار است که منبر سوزانده شده و می غش آزادی در شریان ایران جریان یاند.
فردا برای ایران آزاد است
Posted by کـــــــــــیوان
Monday, May 01, 2006
اکنون باید دید که سران ایران در ادامه سیاست نابخردانه خود چه خواهند کرد؟!
Posted by کـــــــــــیوان
Saturday, April 29, 2006
بی تفاوتی سران نظام به سرنوشت مردم و ایران!؟
Posted by کـــــــــــیوان
Friday, April 28, 2006
لیبرالیسم وپلورالیسم
اگر خداوند مرا به بهشت بفرستد و در انتخاب جهنم آزاد نباشم آنجا را
پلورالیسم و لیبرالیسم دو اندیشه ای هستند که شالوده دنیای متمدن امروزی به شمار می آیند و در سایه آنهاست که بشر امروزی امکان پیوند اقوام و نسل ها و چشم اندازی روشن از آینده را به دست آورده است
ایبرالیسم به انسان می آموزد که فردیت بنیان غیر قابل حذفی است که نباید ان را فدای جمع وایده های آنان کرد و آزادی یک انسان تنها در زمانی محدود می شود که آزادی یک همنوع دیگر از سوی آن در معرض خطر قرار گیرد و تا آن زمان نباید حکومت ها قیدی بررفتار و آمال انسان قرار دهند زیرا تنها در آزادی مطلق وبی قید وشرط است که امکان رشد استعداد های بشر وجود دارد
لیبرالیسم از سویی معتقد به انسان آرمانی و ایده آل نیست که بتوان آن را به عنوان الگویی در نظر گرفت و با نقض آزادی، فرد را به تبعیت از آن وا داشت لیبرالیسم انسان را با تمامی ضعف ها و توانایی هایش به عنوان واحدی که غیر قابل نادیده انگاشتن است می پذیرد که می شود او را به نحوی بار آورد که با در نظر گرفتن منیتش که اصلی غیر قابل مخدوش کردن است برای جامعه خویش نیز مفید باشد.
پلورالیسم نیز سخن پروتاگوراس را به ما گوش زد می کند که انسان معیار شناخت انسان است و هر انسانی بر اساس اندیشه ی خود درباب جهان وانسان سخن می گوید
به عبارتی هیچ دستگاه ارزش گذاری واحدی خواه مذاهب در کم شریعت ترین شکلشان، را نمی توان برای بشر قائل شد زیرا از آنجا که در حیطه فکربشری مفهوم می یابند در گیر پیش شرط ها و مذموم ومطلوب بودن ها می باشند و قابل تطبیق به اندیشه متناقض ومعارضشان نیستند.
نسبی گرایی پلورالیسم به ما می آموزد که معیار اخلاقی واحدی وجود ندارد وفرد گرایی لیبرالیسم یاد می دهد که ارزش آزادی شخص به حدی یست که آنرا به هیج قیمتی نباید محدود کرد
همان گونه که نوشته شد در پرتوی این دو باور است که جوامع مدرن توانسته اند بدنه خویش را بر شالوده های استوار کنند که علاوه بر تأملو تساهل تمامی ارکان و قومیت های آن نسبت به یک دیگر دارایی چنان پویندگی گردد که در اثر وقایع خارجی یا حوادث داخلی شیرازه امور از هم نپاشد وثباتی را که برمردم و نه بر زور استوار است برای آینده گانش ودیعه دهند
و باید آرزو کرد این دو باور که در غیابشان جامعه و کشور ایران به کلکسیون معظلات تبدیل شده اند روزی در مملکت ما نیز برقرار کردند
Posted by کـــــــــــیوان
Thursday, April 27, 2006
چه مولفه ای مراجع دینی را با هر پدیده تازه ای به مخالفت وا می دارد؟
عصبیت و جزم اندیشی یکی از مصیبت های اهل دیانت بوده و هست به گونه ای که غلبا آنها به دور ازتمامیت خواهی و ذم ونفی تجدد قابل تصور نیستند و برای هریک از مذاهب خاصه ابراهیمی می توان مصادیق و شواهد بسیاری را آورد که تا واپسین دم در برابر آرای مخالف به طرد و تکفیرخشونت متوسل شده اند
چرایی نهفته در این گونه برخورد را علاوه برمولفه ی غیر قابل انکار منعم بودن ارکان مذاهب،از ایستایی و ادامه سننی که جوامع به آن پای بنداند. باید در فلسفه نهفته در بطن این آئین ها نیزجستجو کرد
زیرا هستی مذاهب پیوسته به متافزیکی هستند که بسیاری ازکلیات آن غیر قابل اثبات است وتنها توسل به فلسفه ای پرداخته شده برای آن وجاهتش را برای پیروان مقبول می نماید.متافیزیکی که چگونگی بسیاری را بی پاسخ می گذارد و تنها با فراردر پشت تاریخی غبار آلود و موهوم و احکامی غیر قابل پرسش است که هستی خویش را از نقد پذیری وخرد خرده گیر وچرایش حفظ می کند.
این خرد گریزی مذاهب در هر عصر ویژگی منحصر به زمان به خویش را دارداما انچه در این میان مشترک است تقابل با آزادی خواهی ،گسترش شریعت خاصه در ادیان ابراهیمی و واسطه غائل شدن بین انسان و خدا،و پرداخت انسان خدایانیست که توانای متافیزیکی وهم آلود خویش را جز دور ازدید بشر نمی توانند کسب وحفظ کنند و ورای نقدند
این باور متافیزیکی که بنیان ادیان بر آن است به حدی اساسیست که باعث عبث شدن تلاش بسیاری از متفکران مذهبی در پیوند دادن عنصر خرد ودین گردیده است چون خرد حقیقت پذیر و دین تبعیت خواه است و تلفیق آن دو خردی تبعیت خواه را می سازد که همان انسانی است که در باور متافیزیک چرایی را وانهاده است و با تمسک به حقیقتی غیر ملموس که قابل اثبات و انکار نیست.عقل را نه منجلاب عدم تفکرمذهبی می اندازد و تجدد را به خاطر زیر سوال بردن ارکان لرزان و دستورات نابخردانه و غالبا ظالمانه دین مذموم می شمارد
Posted by کـــــــــــیوان
Wednesday, April 26, 2006
بازی با خرس
حال سران اسلامی هم می بینند با پشت گرمی خرس امتیازاتی را که غرب به آنها داده بود به کل از دست داده اندو باید برای رضایت غرب یکی ازاین4 راه را انتخاب کنند1- کنارگیری احمدی نژاد و قربانی کردن او و بازکردن درب مذاکراتی تازه که در میزان نوقع غرب اختلافی ایجاد نخواهد کرد 2- افتادن به دامن طرح روسیه که نوشدارویی کشنده است و با توجه به تاریخ سیاه روابط دو کشور آبروی برای اخوندها نخواهد ماند 3- تعلیق بی شرط شروط تا چندین سال که اهداف پنهانی رژیم منتفی می کند 4- ادامه بازی با خرس و لجبازی با جهان و خطر تحریم وجنگ که کشوررا هرچه بیشتر به مهلکه می ندازند.
البته راه پنجمی نیز وجود دارد که پذیرفتن ان از خرد آخوندی به دور است وآن این است که با یک همه پرسی ملی راه را برای آشتی عمومی باز کرده وبا واگزاری حکومت به خود مردم در بستر ایران به حیات خود ادامه دهند و حل قضیه را به حکومتی مردمی وا گذار کنندکه البته این گزینه با توجه به مال دوستی وخرد گریزی آخوندی از محالات است
Posted by کـــــــــــیوان
Tuesday, April 25, 2006
فقه دوگانه
اما از قبیله ما شاید بتوان هزاران فضل الله ها و خمینی ها و لاریجانی ها و غیره را برشمرد که هزاران بارراه را بر ترقی ملت و کشور خود بسته ومی بندند وهنوز هم کمال مطلوب خود را در منکوب شدن ملتی مدرن و تاریخ حقیقتی و بارز ایرانیت و ایرانی می بینند
باید به کنه و بطن این شب آبستن مذهب فقهی شک کرد که چه میزاید؟!و خوشحال بود که نسل جوان ایرانی هر چه بیشتر ازاین عفریته شیعی فاصله می گیرد و بنیان های حکومت را وامیدارد که هرچند صبای با طرح های مضحکی چون مبارزه با بی حجابی بکوشد آب و آبروی از دست رفته فقهی اش را به جوی فقاهت بر گرداند .کاری عبث که حاصل ان از پیش برگ برنده ای دیگر برای مردم است.
Posted by کـــــــــــیوان
Monday, April 24, 2006

تونی بلر نیز خواستار فرستادن پیام قوی تری از سوی جامعه جهانی برای رهبران اسلامی ایران شد. جهان غرب به تدریج تاب و تحمل رفتار دو گانه وگاهی متناقض حکومت ایران را از کف می دهد رئیس جمهوری فرانسه در مصر از عدم پذیرش یک جمهوری هسته ای اسلامی سخن می گوید وسناتورهای امریکا تنها با حمله هسته ای و نه حماه متعارف مخالفت می کنند به عبارت دیگر افکار عمومی غرب حکومت مذهبی ایران را عاملی مخرب در عرصه سیاست جهانی می دانند که باید روش خود را تغیر دهد.
پرونده زیاده خواهی هسته ای ایران،نقض مداوم حقوق بشر و حمایت از گروهای تروریستی عملا رژیم ایران را از در رأس منفورترین حکومت های دنیا قرار داده است که دفاع از آن از حوزه عقل و خرد به دور است و اگر جهان مدرن تا کنون از در گیری با آن خود داری کرده است به دلیل فقدان ادله ب ضد نبوده است.بلکه ارزش دمکراسی که رهبران غرب در بطن آن پرورش یافته اند در تحمل مخالف و عدم برخورد تا حد ممکن است.فلسفه ای که سران جمهوری اسلامی از آن سوءاستفاده کرده اند و اهداف رژِم خود را تا به این پایه پیش برداند اما با توجه به سخنان رهبران سیاسی غرب به انتهای این راه رسیدن دیگر برای آنها غیر ممکن و محال است.چونکه پیام های قوی تر نیز در راه است
Posted by کـــــــــــیوان
Friday, April 21, 2006
خوردن جام ذهر در دقیقه90
Posted by کـــــــــــیوان
Wednesday, April 19, 2006
Tuesday, April 18, 2006
تخریب آرامگاه شاملو
! بعد از هجومPosted by کـــــــــــیوان
Sunday, April 16, 2006
احمدی نژاد:طولی نمی کشه که یکی رو بندازم the times april 13
Posted by کـــــــــــیوان
Tuesday, April 11, 2006
هرکه ناموخت از گذشت روزگار هیچ ناموزد زهیچ آموزگار
بعد ازنعره های مبارزه طلبانه احمقانه احمدی نژاد بسیاری باور دارند که دگردیسی سیاسی رژیم ایران که با انتخاب اوبه پست تشریفاتی ریاست جمهوری کامل شده و برای اولین بار.نظام فقاهتی در تاریخ خود بقای ترک ها راترمیم کرده و به آنچه که یکپارچگی حکومت اطلاق می شود دست یافته است. البته نکته در میان به فراموشی سپرده شده توجه به مراحل اولیه این دگردیسی سیاسیت که امثال آقایان موسوی زفسنجانی وکروبی وحجاریان وغیر در رأس امور کشوری قرار داشتند و ایرانیان تاوان خونینی بابت آن پرداخت کردند. غرور سیاسی فاتحانه این نسل پیوسته به کاروان در راه مانده اصلاحات خاتمی رنگ درزمان خود اسب مراد حکمت ولایتی را در پهنه ایران زمین میراند وچنان زخمی بر جای نهاد که بعد از گذشت دهه ها چرکابه آن هنوز مشام جهانیان را می آزارد.حال چگونه است که گروهی بر حذف آنها به مثابه سوختن مهره های دمکراتیک و آزادیخواه مرثیه می سرایند و می اندیشند که اگر بودند کار پرونده هسته ای به شورای امنیت نمی کشیدوملت آسوده خاطر به بستر میرفتند!! خود جای تعجب دارد.
در حقیقت من نیز معتقدم که این دگردیسی به وقوع پیوسته و در آن نمی توان شک داشت اما تنها بد جای خونین خود را به بدتر داده است و نه بیشتر و برای ملت قربانی که باید به مسلخ جهل و جور خواه در پهنه مدیریت داخلی یا در عرصه سیاست خارجی برود.فرقی ندارد که از رأس هرم قدرت جهنمی نظام چه کسی یا کسانی نعره می کشند یا سخن می گویند وبه چه طرفندی سعی در گشترش حاشیه امنیت خویش دارند.
Posted by کـــــــــــیوان
Friday, April 07, 2006
تصویر مرد همیشه خوش باور در آستانه سفر به ولایت

گویی که جایزه صلح نوبل برای اقای برادعی علاوه بر مزایایی مادی و وغیره قدرت پیش گویی سیاسی آنهم در زمینه ایران اسلامی داده است .چون در زمانی که حاکمان تهران سخن از عدم سازش می گویند او از نشانه های شوق ایران به مصالحه سخن می گوید! العجب خانمی با همین جایزه سعی در پیوند دادن اسلام و ایرانیت یعنی جمع ضدین داشت و تا انجا در این امر پیش رفت که مشغله فکریش اجازه نداد که همچون سیمین بانوی شعر ایران در دفاع از خق زن وخودش پای به میدان عمل بگذارد. این جایه صلح نوبل هم به چه کسانی ارائه می شود حیف از آن!
Posted by کـــــــــــیوان
Thursday, April 06, 2006
Tuesday, April 04, 2006
Monday, April 03, 2006
رایس

Posted by کـــــــــــیوان

























